کمدی پوشانندهی ضعف اکشن
«فرانک گاستامبید» یکی از بازیگران سینمای فرانسه است که او را بیشتر در ژانر اکشن دیدهایم و بهنوعی برای فرانسویها تداعیکنندهی «ون دیزل» هالیوودی است. حال او در قامت کارگردان و یکی از بازیگران اصلی بهسراغ یک اکشن-کمدی رفته است. این فیلم سومین اثری است که گاستامبید کارگردانی آن را بر عهده دارد. در این اکشن-کمدی انتظار میرفت گاستامبید حداقل در بخش اکشن روایت دچار نقص نشود. اما پایههای لرزان اکشن او زمانی هویدا میشود که از «مایک تایسون» بهره میبرد و بهنوعی این کارگردان اوج اثر خود را به بدترین شکل ممکن در برابر مخاطب قرار میدهد.
روایت این فیلم در باب مردی با نام «استن» است که گاستامبید نقش آن را بر عهده دارد. او بهعنوان راوی فیلم و طبق کلیشهی این دست از اکشن-کمدیها به شرح ماجرای خود و کاراکترهای پیراموناش میپردازد. گاستامبید در این اثر مانند دو اثر قبلی خود بهخوبی توانسته کمدی را در کنار بازیگری چون «انوار توبالی» در کل اثر بسط دهد. در این فیلم تعادلی بین کمدی و اکشن نمیبینیم. کیفیت همهی صحنههای اکشن فیلم حتی از یک اثر در سینمای گروه ب و اکشنهای ارزانقیمت پائینتر است. کارگردانی که خود در همهی انواع اکشنهای تجاری سینمای فرانسه نقشآفرینی کرده قادر نیست در فیلم خود حتی در حد متوسط هم به مخاطب سکانس اکشن تحویل دهد. گاستامبید در صحنههای تعقیبوگریز با ماشین که چند صحنهی بلند هم هستند کاملاً تحت تأثیر فرنچایز تاکسی است و سعی دارد همان هیجان ماشینی را در خاک کلمبیا تصویر کند. یکی دیگر از حسرتهای فیلم قطع ارتباط بین نماهای اکستریملانگشاتی است که کارگردان از این شهر زیبا میگیرد و درگیریهای کاراکترها در خیابانهاست. گاستامبید بهراحتی میتوانست ارتباطی تصویری را بین این نماها ایجاد کند و از فضای یک شهر در آمریکای جنوبی برداشتی زیبایشناسانه داشته باشد. اما این اتفاق نیفتاده و بهنوعی باید گفت که نماهای باز از فضای شهری ما را بهیاد آثار تلویزیونی میاندازند.
فیلم «مدلین» بیش از آنکه یک اکشن-کمدی باشد، یک کمدی مفرح است. کارگردان سعی کرده تلفیقی از این دو ژانر را در اثر خود داشته باشد، اما بضاعت او در همین حد بوده است. گاستامبید باید تکلیف خود را در سینما مشخص کند و بهتر آن است در همان ژانر کمدی به فعالیت خود بهعنوان کارگردان ادامه دهد. او باید مقولهی اکشن را بهعهدهی کارگردانهای دیگر بگذارد و خود بهعنوان بازیگر در آن آثار ایفای نقش کند. تهیهکنندگان این پروژه و کارگردان آن از مایک تایسون فقط بهعنوان یک ابزار برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطب ژانر اکشن استفاده کردهاند که باید گفت از این منظر بهاندازهی یک دهه از مخاطب علاقهمند به این ژانر عقب هستند. دیگر دورهی حضور یک قهرمان ورزشی بوکس یا ورزشهای رزمی بدون حتی ذرهای اکت بازیگری در یک فیلم گذشته است. تایسون نیز آن ورزشکاری نیست که بتواند همچون باتیستا و جان سینا کمی قریحهی بازیگری داشته باشد. در نتیجه حضور او به هر نحوی باعث افت کیفی یک اثر اکشن میشود؛ بهخصوص در این اثر که گاستامبید حتی بهاندازهی یک سکانس هم از این ورزشکار در سکانسهای اکشن استفاده نکرده است. در هر حال این فیلم میتواند یک کمدی مفرح فرانسوی برای مخاطب سینمای سرگرمی باشد، اما چون بخش اکشن آن کاملاً خارج از فرم روایی است باعث بر هم خوردن ذائقهی ذهنی مخاطب این ژانر میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.