پوستر فیلم ممکن است شیطان تو را نیز بگیرد: قسمت دوم

نوانخانه‌ی شیطانی

ممکن است شیطان تو را نیز بگیرد: قسمت دوم
May the Devil Take You Too: Chapter Two
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

داستان فیلم درباره هفت پسر و دختر جوان و نوجوان است که در کودکی در یک نوانخانه زندگی می‌کردند. این نوانخانه توسط یک مرد که با شیطان در ارتباط بوده اداره می‌شده و همواره در حال آزار و اذیت آن‌ها بوده است. این هفت کودک که از مرد و آزارهای او خسته شده‌بودند او را درون زیرزمین نوانخانه به آتش می‌کشند. حالا «آلفی» دختری جوان که بازمانده‌ی اتفاقات سری اول این فیلم بوده است می‌تواند به آنها کمک کند.
سینمای اندونزی تاریخچه‌ی چندانی ندارد و سینمایی نوپاست. می‌توان اوایل قرن اخیر را به عنوان زمان تولد سینمای اندونزی دانست. پس سینمای ترسناک آن نیز تازه است و چندان گذشته‌ای ندارد. اما پتانسیل و بهتر است بگوییم جاه‌طلبی را می‌توان در سینمای آن دید. این جاه‌طلبی را در فیلم پیش‌روی‌مان نیز می‌بینیم؛ از آن جهت که کارگردان ابایی از نشان دادن اتفاقات ندارد. حتی با این‌که جلوه‌های ویژه‌ی خوبی نیز در اختیاراش نیست باز هم مثلاً سکانس آتش گرفتن مرد مسئول نوانخانه را نشان می‌دهد. بیننده شاید با خود بگوید این سکانس که قرار است با این جلوه‌ی ویژه و حتی شاید گفت با تصاویری مسخره نشان داده شود، بهتر بود که در فیلم قرار نمی‌گرفت اما این نیز می‌تواند جاه‌طلبی این سینما باشد. و اگر خود کارگردان واقف به این عملکرد ضعیف، در نشان دادن این تصاویر باشد می‌تواند از تجربه‌ی آن استفاده کرده و احتمالاً فیلم‌های بعدی‌اش را بهتر کند. کما‌اینکه قسمت دوم این فیلم، هم از نظر ساختار داستانی و هم جلوه‌های ویژه بهتر عمل کرده است. و شاید این خود نشان از آینده‌ای روشن برای کارگردان آن «تیمو تیاهانتو» است. اما از سویی دیگر این جلوه‌های ویژه غیر‌حرفه‌ای در سکانس‌های دیگری از فیلم نیز دیده می‌شود و همین امر فیلم را کمی از وجه جدی و ترسناک آن خارج می‌کند و بیننده هنگام دیدن این جلوه‌ها انگار از درون فیلم بیرون انداخته می‌شود و شکافی در فیلم ایجاد می‌کند. این شکاف مانع ارتباط گرفتن بیننده با فیلم شده و از ارزش تصاویر می‌کاهد. این جلوه‌ها اما در قسمت دوم به میزانی بهتر عمل کرده بودند. قسمت اول این فیلم که در سال ۲۰۱۸ ساخته شده بود و حتی توانسته بود توسط بیننده این ژانر دیده هم شود ایرادات زیادی در این زمینه داشت. اما وجود سکانس‌های ترسناک آن توانسته بود بیننده‌ی سخت‌نگیر آن فیلم را جلب کند.
در قسمت دوم فیلم سکانس‌های ترسناک خوبی را می‌توان دید که بیننده را می‌ترساند اما چیزی که در این میان این فیلم را خسته‌کننده می‌کند شاید نشان دادن بیش از اندازه‌ی این اتفاقات است. داستان به نوعی کش‌دار می‌شود و خسته شدن وسط فیلم ترسناکی که بیننده از آن می‌ترسد شاید چیزی بیش از یک نقطه ضعف ساده باشد. در این فیلم بیننده دقیقاً دچار این رخداد می‌شود. یعنی در عین این‌که تصاویر او را می‌ترسانند اما همین ترس نیز او را خسته می‌کند چرا که می‌داند اتفاقات بعدی چه خواهد شد و فقط از نحوه‌ی رخدادشان می‌ترسد. و ترس‌های لحظه‌ای که بیننده دچارش می‌شود تاثیر چندانی نیز ندارد و حتی ممکن است بعد از ترسیدن نیز بیننده به ترس خودش بخندد. نداشتن عمق در تصاویر و در نحوه‌ی ترسیدنِ بیننده ایرادی‌ست که می‌توان به خاطر بی‌هویت بودن شخصیت‌های داستان نیز به آن گرفت. در واقع نپرداختن به شخصیت‌های فیلم -که تعدادشان نیز کم نیست- خود دلیلی ست که بیننده نتواند احساس نزدیکی با شخصیت‌ها کند و از مرگ یا صدمه دیدن‌شان ناراحت شود. شخصیت‌های فیلم مهمترین عناصر زنده بودن داستان‌اند که فیلم از پس آن نیز برنیامده است. اما با تمام این ایرادات فیلم سکانس‌های خوبی برای ترسیدن دارد و می‌تواند بیننده‌ی سخت‌نگیر و حتی گاه سخت‌گیر این ژانر را هم بترساند.