پوستر فیلم می-دسامبر (این اصطلاح در باب رابطه‌ای است که فاصله‌ی سنی بین دو طرف یک رابطه بسیار زیاد است؛ فاصله‌ای میان بهار تا زمستان)

خط لرزان حقیقت

می-دسامبر (این اصطلاح در باب رابطه‌ای است که فاصله‌ی سنی بین دو طرف یک رابطه بسیار زیاد است؛ فاصله‌ای میان بهار تا زمستان)
May December
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر درام
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سینمای «تاد هینز» گاه خود را کاملاً وقف موسیقی کرده و در دنیای باب دیلن یا مستندی چون «ولوت آندرگراند» سرک کشیده یا به درون دلهره‌ای از جنس فیلم «سم» رفته است. هینز در بسیاری از آثار خود طی این سه دهه دنیای درام‌های‌اش را در مرز بین آشفتگی جنسی، شخصی و فروپاشی‌های روانی به تصویر کشیده است. شاید آخرین اثری که او را سرتیتر خبرهای هالیوود کرد فیلم «کارول» بود که یکی دیگر از عاشقانه‌های زنانه را به‌تصویر می‌کشید. اما این را هم نباید فراموش کرد که قصه‌های آقای هینز بیش از هر چیزی متکی به انتخاب بازیگر و بازیگردانی خوب او هستند که در ذهن باقی می‌مانند. حال او در اثر جدید خود بار دیگر با «جولین مور» همکاری کرده و «ناتالی پورتمن» را نیز به‌عنوان ضلع دیگر داستان وارد روایت می‌کند.

داستان این فیلم شاید مخاطب پیگیر را به‌یاد رخدادی در اواخر دهه‌ی‌ ۱۹۹۰ بیندازد که طی آن یک معلم مدرسه با دانش‌آموز ۱۲ ساله‌ی خود معاشقه می‌کند. آقای هینز از طریق کاراکتر «الیزبث» مخاطب را وارد ساوانا می‌کند و پس از اینکه با الیزبث کمی در محل اقامت‌اش خلوت کرد، با یک برش به‌سوی «گریسی» و محیط شلوغ اطراف او می‌رود و ضلع سوم داستان، «جو»، نیز در کنار باربکیو تصویر می‌شود. اما روایت همچنان کمی گنگ است و آقای هینز نیز همین را می‌خواهد. موسیقی متنی که مخاطب احساس می‌کند قرار است در ادامه‌ی داستان نیز همچنان او را همراهی کند، نماهای لایی از درختان و تلألو خورشید از میان شاخه‌ها، محیط کوچک شهری، بوسه‌ی بین گریسی و جو، دختر نوجوانی که گریسی را مادر خطاب می‌کند تک‌کلید‌هایی هستند که کارگردان در ذهن مخاطب می‌کارد تا اولین برخورد سه ضلع این داستان با یکدیگر شکل بگیرد. الیزبث بازیگری تلویزیونی است که قرار است نقش گریسی را در اتفاقات سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ بازی کند. روایت پس از خیره‌شدن‌های الیزبث به تکه‌ی روزنامه‌ها رنگ جدی‌تری به خود می‌گیرد و موسیقی متن ادامه‌دار سکانس‌های ابتدایی نیز دچار افت‌و‌خیزی معنادار می‌شود. گریسی به‌عنوان فروشنده‌ی یک مرکز خرید با جو ۱۲ ساله در سال ۱۹۹۲ رابطه‌‌ی جنسی برقرار می‌کند و این به‌زعم دولت جرم محسوب می‌شود. الیزبث سعی دارد از طریق دیگرانی که در طول اقامت خود با آن‌ها مصاحبه می‌کند شخصیت درونی گریسی را کشف کند.

آقای هینز در اثر خود صرفاً سعی ندارد اثری اروتیسم و در نهایت ملودرام را به مخاطب ارائه‌ دهد. او به‌راحتی می‌توانست از تمام اجزای روایت خود برای رسیدن به این هدف قابل دسترس استفاده کند و در نهایت حتی مخاطب سینمای سرگرمی هم اثرش را به‌گرمی در آغوش بگیرد. او در عوض الیزبث را وارد مسیر پر پیچ و خم زندگی گریسی و جو می‌کند. الیزبث گویی در ابتدا گریسی و زندگی‌اش را هدفی در دسترس می‌پندارد و از همین رو با نگاهی متکبرانه وارد دنیای این شخصیت‌ها می‌شود. او با فاصله‌ای معنادار از گریسی به مصاحبه با دیگران می‌پردازد و از سویی دیگر نگاهی ترحم‌آمیز به جو و سه فرزندش دارد. آقای هینز سعی دارد الیزبث را در همین تکبر حاصل از دانستن همه‌چیز غرق کند، اما در این بین سکانس‌هایی کاملاً فرمی و تودرتو و در عین حال ساکن را به مخاطب ارائه می‌دهد که این تکبر شکسته می‌شود. به‌طور مثال سکانس مرکز خرید که دختر کوچک گریسی در حال امتحان کردن لباسی مناسب برای جشن فارغ‌التحصیلی خود است. گریسی و الیزبث روی صندلی به آینه خیر شده‌اند و از طریق آن با یکدیگر رودررو می‌شوند. گریسی بدون اینکه به‌طور مستقیم با الیزبث دچار گفت‌و‌گو شود، با نظرهایی که در باب لباس دخترش می‌دهد گستره‌ی حکمرانی‌اش را به رخ الیزبث می‌کشد.

فیلم آقای هینز در باب زندگی یک شخصیت یا حتی سه شخصیت اصلی خود نیست. این فیلم مخاطب را به درون رخدادهایی می‌برد که کاراکترها از طریق مواجهه با دنیای پیرامون یکدیگر همچون شفیره‌ای که قرار است تبدیل به پروانه شود شکوفا می‌شوند. تعهد و خیانت به‌طور هم‌زمان در این اثر رنگ می‌بازند و معنایی نسبی به خود می‌گیرند. شاید باید این‌گونه گفت که کارگردان هر مسیری به‌سوی قطعیت را در این ۲ ساعت می‌بندد تا مخاطب و الیزبث به‌طور هم‌زمان دچار شوکی لحظه‌ای در مواجهه با گریسی شوند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟