ترانههایی که شنیده نشدند
«ماوکا» روح مهربان و سادهایست که با ارواح دیگر جنگل از خواب بیدار میشود و بهار را به گیاهان و طبیعت تقدیم میکند. با بیدار شدن ارواح جنگل طبیعت نیز جان میگیرد و بهار آغاز میشود. جنگل تاریک در پشت کوهها ورود آدمها را ممنوع کرده تا بتواند از درخت زندگی و معجزهی آن مراقبت کند. اما پسری جوان با نام «لوکاس» با حمایت «کلینا»، زنی که بهدنبال جوانی است، برای درمان عموی خود راهی این جنگل میشود. کلینا اما فکر شومی برای جنگل و درخت زندگی دارد.
نزدیک به دو سال است که کشور اوکراین درگیر جنگی نابرابر شده است. بسیاری از شهرها ویران شدند و بسیاری از مردم هم خانهوکاشانهی خود را از دست دادند. در کشوری اینچنین بهدامافتاده در جنگ دیگر تنها زندگی است که اهمیت دارد و سینما و هنر نمیتواند جایگاهی برای خود پیدا کند. با این حال عدهای از ساکنان سینما و علاقهمندان هنر سعی کردند در میان این آشفتگی پروژهی عقبماندهی خود، که از سال ۲۰۱۷ ناقص بود، را کامل کنند. انیمیشن «ماوکا. ترانهی جنگل» برگرفته شده از نمایشنامهای موزیکال است که با پیرنگ ستایش زندگی و طبیعت و دوری از جنگ سعی دارد بار دیگر نام اوکراین را به علاقهمندان سینما و انیمیشن یادآور شود. این نمایشنامه خود از یک افسانهی قدیمی حرف میزند.
این انیمیشن از همان ابتدا تصاویر رنگارنگ و شاد خود را بهرخ میکشد. ماوکا از خواب زمستانی برمیخیزد و بهسرعت با آب کردن برفها بهار را آغاز میکند. تصاویر زیبایی خاصی دارند و سبزی طبیعت و رنگهای مختلف بهار نورسیده مخاطب کودک را جذب میکند. این تصاویر اما شاید تنها بتواند این کودک را برای زمانی اندک روبهروی خود بنشاند، کمی بعد داستان تکراری و فاقد خلاقیت آن حوصلهی بیننده را سر برده و نمیتواند جذابیت داستانی را ایجاد کند. روایت عشق یک دختر و پسر و در کنارش زنی که به دنبال جوانی همیشگی است سالها سوژهی انیمیشنهای مختلف بوده و توانایی وارد کردن حرف جدیدی را ندارد. همهچیز کلیشهای و قابل پیشبینی است.
از سوی دیگر یافتن جنگل، ورود به آن و خروج از آن بهنظر مضحک و فاقد منطق روایی میآید. ارواح جنگل از مرگ مردمانی که وارد این جنگل شدند حرف میزند، اما مشخص نمیشود دو مرد استخدامشده توسط کلینا چگونه از آنجا خارج میشوند و چرا مرگ به سراغ آنها نیامده است. در کل مانند بسیاری از انیمیشنهای دیگر شرح درستی از این جنگل و قواعد و عملکرد زندگی در آن وجود ندارد و مخاطب نمیداند دقیقاً قرار است وجود این جنگل باعث چه اتفاقی شود. بهنظر میرسد دنیا در این انیمیشن به همان جنگل خلاصه شده و سازندگان هم علاقهای به خروج از آن ندارد. در این میان نباید از موسیقی زیبای انیمیشن و تلاشی که برای شناساندن موسیقی اصیل اوکراینی انجام شد گذشت. موسیقیای که متأسفانه از آن بسیار کم استفاده شده و داستان را حیف کرده است. در سکانسهای بیشتری میشد از موسیقی برای ایجاد ارتباط بهتر با مخاطب استفاده کرد، مثلاً سکانس اولین دیدار لوکاس و ماوکا صدای نی لوکاس بسیار کم شنیده شد. این انیمیشن میتوانست از موسیقی بهرهی بیشتری ببرد و موسیقیهای بهتری را به گوش مخاطب خود بشناساند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.