جهان گم کارگردان
برخلاف جهانهای کمیکبوکی دیسی و مارول، «اربابان جهان» کار خود را با یک خط تولید اسباببازی آغاز کرد؛ شخصیتهایی که در ابتدا جهان داستانی منسجم و تاریخچهی مشخصی نداشتند. با گذشت زمان، اترنیا و ساکنانش از طریق مینیکمیکها، انیمیشنها و آثار لایواکشن صاحب هویت شدند و از دههی ۱۹۸۰ تاکنون، نویسندگان و فیلمسازان مختلف بارها خطوط روایی آنها را بازنویسی کردند. شاهزاده آدام و خانوادهی سلطنتی اترنیا در جایگاه نیروهای خیر قرار گرفتند و اسکلتور و همراهانش برای تصاحب قدرت و غلبه بر این جهان به میدان آمدند. اکنون در سال ۲۰۲۶ با روایتی مواجهیم که مخاطب فاقد پیشزمینه را از همان دقایق ابتدایی در جهان خود گم میکند.
«تراویس نایت» که پیشتر در دنیای انیمیشن فعالیت کرده و با «بامبلبی» بخشی از مجموعهی «تبدیلشوندگان» را نیز به تصویر کشیده بود، این بار وارد جهان «اربابان جهان» شده است. اما داستان او مخاطب تازهوارد را تقریباً از همان ابتدا پس میزند. گویی بهجای نخستین فیلم یک مجموعه، وارد قسمت یازدهم فرنچایزی شدهایم که جهانش از مدتها قبل شکل گرفته، هر شخصیت اصلی داستان مستقلی را پشت سر گذاشته و اکنون تنها باید منتظر تبدیلشدن شاهزاده آدام به هیمن باشیم. حتی تاریخچهی فشردهای که راوی در ابتدای فیلم تعریف میکند نیز کمکی به درک روابط، قلمروها و نیروهای درگیر در اترنیا نمیکند.
بخش مهمی از اقتباسهای کمیکبوکی دو دههی اخیر، فانتزی و ماجراجویی را با کمدی ترکیب کردهاند. نایت نیز برای روایت داستان خود مسیر چندان خلاقانهای انتخاب نمیکند و یکی از الگوهای آشنای مارول را به عاریت میگیرد تا راه ورود به این جهان را هموارتر سازد. در نخستین فیلم «ثور» با شاهزادهای مواجهیم که برای رهایی از غرور و رسیدن به شایستگی یک فرمانروا به زمین تبعید میشود. در «اربابان جهان» نیز آدام در کودکی برای نجات جانش از اترنیا به زمین فرستاده میشود.
بااینحال حضور آدام روی زمین به پارهروایتی ازهمگسیخته تبدیل میشود که نه مخاطب ناآشنا را به شخصیت نزدیک میکند و نه چیز تازهای برای طرفداران قدیمی این دنیا دارد. آدام در این بخش نه شخصیتپردازی میشود و نه حتی به تیپی قابلاعتنا تبدیل میگردد. نمیدانیم تجربهی زندگی زمینی چه تأثیری بر او گذاشته، از چه چیزی میترسد، چه کمبودی دارد و چرا باید بازگشتش به اترنیا را جدی بگیریم. در نتیجه، فیلم هستهی روایی خود را پیش از آنکه ماجراجویی اصلی آغاز شود از دست میدهد.
تراویس نایت زحمتی برای سنگینکردن بار دراماتیک روایت نمیکشد. شخصیتها بهگونهای وارد داستان میشوند که گویی مخاطب نزدیک به دو دهه با آنها همراه بوده و از گذشته، روابط و انگیزههایشان اطلاع دارد. درحالیکه بخش مهمی از هویت چهلسالهی «اربابان جهان» حاصل بازنویسیهای متعدد در کمیکها، انیمیشنها و آثار لایواکشن است؛ جهانی که تقریباً در هر بازآفرینی، تاریخچه و مسیر روایی مخصوص به خود را داشته است. نایت نیز باید از همین انعطاف استفاده میکرد و نسخهی مستقلی میساخت که مخاطب بتواند بدون مطالعه و تماشای آثار قبلی وارد آن شود.
شاید تنها انتخاب بازیگری که کاملاً با جهان فیلم همسو به نظر میرسد، «ادریس آلبا» در نقش دانکن باشد. حضور و بازی او شخصیت را در ذهن مخاطب ماندگارتر میکند، اما شخصیتپردازی دانکن آنقدر سطحی است که حتی بازی قابلاعتنای آلبا نیز نمیتواند نجاتش دهد. دیگر بازیگران نیز به دلیل فقدان موقعیت و شخصیتپردازی، حتی فرصت نزدیکشدن به تیپهایی کامل و مشخص را پیدا نمیکنند.
«اربابان جهان» در نسخهی لایواکشن تراویس نایت، جهانی ناقص و بیجان است که نه دری تازه به روی اسطورهشناسی مجموعه میگشاید و نه عناصر قدیمی آن را بهشکلی جذاب بازآفرینی میکند. فیلم میخواهد نقطهی آغاز یک فرنچایز باشد، اما بیشتر به اثری میماند که تمام مراحل ضروری آغاز را حذف کرده و مستقیماً به نمایش شخصیتها و نبردهایی رسیده است که هنوز هیچ اهمیتی برای مخاطب ندارند. بعید است این جهان با چنین رویکردی در سال ۲۰۲۶ ظرفیت چندانی برای تبدیلشدن به یک فرنچایز پایدار داشته باشد.
برای درک بهتر جهان «اربابان جهان» و خطوط روایی آن، همچنان مجموعهی انیمیشنی سال ۲۰۰۲ انتخاب مناسبتری است؛ اثری که شخصیتهایش پیشداستان دارند، به هویتی مشخص میرسند و نبرد خیر و شر را با مرزبندی و انگیزههایی قابلفهم روایت میکند. در آن مجموعه حتی رؤیای اسکلتور برای تصرف اترنیا از منطق و بنیانی برخوردار است که فیلم تراویس نایت از ساختن آن ناتوان میماند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.