فیلم پرستارهای که تبدیل به کلاس اخلاق کارگردان شد
«ماسایوکی سوزوکی»، کارگردان کمکار ژاپنی، در آثار جنایی، فانتزی و درام خود دو خصوصیت را همیشه نگاه داشته است؛ رگههای باریکی از کمدی موقعیت و لایههای پیچیدهی روایت. این کارگردان ژاپنی از سال ۲۰۱۷ و با فیلم «هتل هانوجی» به لوکیشن هتل علاقه پیدا کرد. او با فیلم «هتل بالماسکه» این علاقه را دنبال کرد و حال در سال ۲۰۲۱ ادامهای بر فیلم قبلی خود ساخته است. سوزوکی از آن دست کارگردانهای ژاپنی است که ستارههای بازیگری سینمای ژاپن هیچگاه به او پاسخ منفی نمیدهند. بههمین سبب است که دو فیلم بالماسکهی او مملو از بازیگران مشهور سینمای ژاپن هستند.
از همان فیلم اول مشخص بود که سوزوکی نیمنگاهی به فیلم «هتل بزرگ بوداپست» دارد. گویی وس اندرسون با فیلم مملو از بازیگر خود و آن روایت منسجم و تکهتکه تأثیر زیادی روی این کارگردان ژاپنی گذاشته است. در فیلم جدید نیز پای یک قتل در میان است و مانند فیلم اول کارمندان هتل و نیروهای مخفی پلیس قرار است با یکدیگر همکاری کنند. اما تمرکز کارگردان روی دو کاراکتر اصلی بهجایمانده از فیلم اول است؛ آقای «نیتا» بهعنوان کاراگاه و خانم «یاماگیشی» بهعنوان پذیرش هتل. پلیس اینبار و در شب سال نو میلادی از آقای نیتا درخواست میکند تا برای حل این پرونده دوباره به هتل کورتزیا برود و با همکاری دیگر نیروهای پلیس قاتلی را که در آنجا حضور دارد پیدا کند.
سوزوکی مانند فیلم قبلی قرار نیست خشونتی عریان را از قاتلی بیرحم بهنمایش بگذارد. قاتل او در عوض کاراکتری آرام و پنهان دارد که میان انبوه مسافران این هتل نقاب بر چهره گذاشته است. حتی قتلی که مرتکب میشود نیز بسیار تمیز و خاموش است. بههمین سبب است که در این فیلم ردی از خون باقی نمیماند. این نوع فرار کارگردان از خشونت کاملاً هنرمندانه است و مخاطب خشونت را در پازلی تکهتکه که مقابل روی کاراگاهان است مشاهده میکند. از سویی دیگر کارگردان بهخوبی پازل خود را میشناسد و در طول فیلم از نشانههایی تصویری برای کد دادن به مخاطب استفاده میکند. آنقدر تعداد این نشانهها زیاد است که مخاطب فقط سعی میکند آنها را در ذهن خود نگاه دارد تا در پردهی سوم و هنگام گرهگشایی بار دیگر به مرورشان بپردازد.
در بالا اشاره کردیم که کمدی موقعیت را میتوان بهصورت رگههایی باریک و نازک در آثار سوزوکی مشاهده کرد. در این اثر نیز با چنین موقعیتهایی مواجه هستیم. بهنوعی وجود انبوه کاراکتر در هتل و رفتوآمدهای بسیار در آن باعث شده بخشی از این برخوردها چنین موقعیتهایی را ایجاد کنند. کارگردان هم بهخوبی از این موقعیتها آگاه است و اجازه میدهد مخاطب در معرض آنها قرار بگیرد.
بار دیگر این مسئله را فراموش نکنیم که روح پنهان هتل بزرگ بوداپست در این فیلم قابل لمس است. اما تفاوت فیلم سوزوکی با هتل بزرگ بوداپست در این است که ابزوردیسم در آن جایی ندارد. شاید یکی از ضربههایی که به روایت میخورد همین دوری کارگردان از پوچی است. او بهنوعی قصد دارد پایانبندی خود را تبدیل به درسی اخلاقی برای کار در هتل کند. برای سینما چنین کلاس اخلاقی بسیار نخنماست و بیشتر بهدرد ویدیوهای آموزش روانشناسی کار و شخصیت میخورد. در سینما همهچیز، حتی در رئالیستیترین وضعیت خود، باید آیرونی داشته باشد و همین باعث جان گرفتن روایت میشود. اثر آقای سوزوکی بهرقم داشتن قابهایی درست و پازلی پیچیده که مخاطب را با خود همراه میکند، در پردهی سوم بیشتر شبیه کلیپهای تلویزیونی شده است و حداقل از سینما فاصلهای بسیار میگیرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.