مردی با نقاب وارد مغازهای میشود و دست به دزدی میزند. این مرد هنگام خروج به زنی شلیک کرده و او را گروگان میگیرد. در ادامه مرد نقابدار با وارد شدن به یک مرکز نگهداری و ریکاوری بیماران از کارکنان آن میخواهد تا از مرگ این دختر جلوگیری کنند. در دیگر سوی «هیامی» دکتریست که بعد از سه ماه دوری از کار با درخواست دوستاش شیف شب این مرکز را برمیدارد تا هم خودش زندگی جدیدی را آغاز کند و هم به دوستاش کمک کرده باشد.
سینمای کرهی جنوبی مدتهاست که خودش را پیدا کرده و توانسته در هر ژانری فیلمهای خاصاش را داشته باشد. دیگر کشورهای آسیایی هم با نیمنگاهی به سینمای این کشور تلاش میکنند مسیر خود را پیدا کنند و جایگاهی در خور داشته باشند. سینمای ژاپن هم اگرچه در ژانر درام سبک و سیاق و جایگاه خود را یافته است، اما در بخشها و ژانرهای دیگر شاید آنقدر که سینمای کره پیشرفت کرده است، نتوانسته خودی نشان دهد. ژانرهای معمایی و جنایی هم جزو این بخشها هستند. این ژانرها هنوز در سینمای ژاپن به آن بلوغ لازم نرسیدهاند. فیلم «بخش پنهانی» درامی معمایی است که پیرنگ بسیار قابل تأملی را در خود دارد. اما این پیرنگ هرگز نه آن عمق لازم را پیدا میکند و نه میتواند آنقدر که در خور روایتاش است رازگونه و معمایی باشد.
اولین ایراد این فیلم را میتوان به زمان تقریبا دو ساعتهی آن گرفت. این زمان زیاد از همان ابتدا باعث شده است همهچیز بیشازاندازه طولانی و کشدار شود. آنقدر که حتی اگر چندان فیلمهای معمایی ندیده باشی هم در اواسط آن همهچیز را کشف خواهی کرد. شخصیتها هم بیش از اندازه مشکوک هستند و کارهایی انجام میدهند که بیننده را بدون اینکه خودِ فیلم بخواهد، دچار شک میکنند. شاید در ابتدا تصور شود این فیلم به قصد روایتاش را اینچنین واضح نشان داده است، اما سکانسهای آخر و سخنرانی بهشدت نمایشی پایانی آن نشان میدهد که واقعاً داستان سادهلوحانه و بدون فکر ساخته شده است.
اگر از اصرار دکتر مرکز درمانی برای زنگ نزدن به پلیس بگذریم، از رفتار مردنقابدار با دختر گروگان گرفتهشده و بردن او به اتاقی دیگر بدون دلیل خاصی هم چشمپوشی کنیم، نمیتوانیم از زمانی که هیامی پی به راز آن بیمارستان میبرد به راحتی عبور کنیم. چطور ممکن است تو بدانی یک دزد در بیمارستان است و آنقدر راحت مسیرها و درهایی که با هوش خود و به سختی پیدا کردی را بدون بستن رها کنی تا آن دزد هم به راحتی آنها را پیدا کند؟ یا اینکه اگر نفوذ رئیس این بیمارستان و کسانی که به آنها کمک کرده آنقدر زیاد است که به کسی اجازه نمیدهند راز آنها را کشف کنند، چگونه هیامی، دکتری ساده، به راحتی در یک کنفرانس به همه درس اخلاق داده و آنها را لو میدهد؟ حتی دلیل قتل دکتری که در این مسیر قصد کمک کردن و فاش کردن همهچیز را داشت هم مشخص نمیشود. در نهایت هم این فیلم با پیرنگی جذاب اما فاقد پرداختهای درست سرنوشتی جز گم شدن در میان انبوه فیلمهای معمایی ندارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.