دختر جوانی بر روی صحنه ایستاده است و میخواهد شروع به خواندن آواز کند. او مکث طولانیای میکند و چشماناش را میبندد. سپس او خود را دختر سیزده سالهای میبیند که قرار است سختترین روزهای زندگیاش را پشت سر گذارد. «ماشا» فرد مورد علاقهی داییاش است و پسران جوانی که با تفنگهاشان برای دایی کار میکنند، همگی به نوعی ماشا را مانند خواهر دوست دارند و مواظب او هستند اما زمانی که اولین مرگ در این خانواده رخ میدهد همهچیز به هم میریزد.
فیلم «ماشا» داستان دورهای از زندگی دختری نوجوان است که در دههی نود و در گیرودار گروههای مافیایی که هر یک گوشهای از شهر را از آن خود کردهاند، زندگی میکند. فیلمی که با دنبال کردن ماشا سعی میکند بیشتر به او توجه کند و در کنار آن، زندگی این خانوادهی خلافکار را هم نشان دهد. قرار است ماشا شخصیت اصلی این داستان باشد پس این فیلم بیشتر به ماشا و احساسات او و روابطی که دیگران با او دارند پرداخته است. از این رو خشونتها و درگیریهای میان گروههای خلافکار شهر در مسیر داستان به صورت جزیی و در سکانسهایی کوتاه به تصویر درآمده و دقیقاً هم از همین جهت است که فیلم ضربهی اصلی را به خود زده است. مرگ شخصیتهای پیرامونی ماشا که در پی همین ارتباطات خلافکاران با هم است به نوعی مبهم یا غیرقابل درک و سطحی به نظر میرسد. درصورتی که مرگ هر یک از این افراد باتوجه به روابطی که در روند اصلی داستان نشان داده شده است، اثر بسیاری باید بر شخصیت ماشا بگذارد. این فیلم اما این اثر را هم بر روی ماشا به خوبی نشان نمیدهد. درواقع اینگونه باید گفت که کاراکترهای فیلم همگی به خوبی در کنار هم قرار میگیرند و روابط دوستانهشان با هم بسیار خوب نشان داده میشود اما زمانی که فاجعهای در میان همین شخصیتها رخ میدهد و یکی از آنها میمیرد دیگر فیلم به غم شخصیتهای باقیمانده نمیپردازد و رفتهرفته این شخصیتها و احساسات آنها از مخاطب دور و دورتر میشود. بیننده نمیتواند احساسات افراد داستان را درک کند و پروسهی شناخت آنها ناقص میماند.
فیلم «ماشا» در روایت اصلی خود پتانسیل بالایی برای بهتر بودن دارد و اگر کارگردان تازهکار این فیلم؛ «آناستازیا پالچیکووا» شهامت بیشتری به خرج داده و خلافکاران داستان خود را بهتر نشان داده بود ما با فیلمی خوب روبهرو بودیم که میتوانست با شخصیتهای خود بیننده را متوجه خود کند. با این حال هنوز هم این فیلم حرفهایی برای زدن دارد و بازیگران آن توانستهاند به واقعی بودن روایت کمک کنند. پالچیکووا هم در انتخاب بازیگران خود به ویژه دو بازیگر دوران نوجوانی و جوانی ماشا به خوبی عمل کرده و توانسته است با بازی روان این دو نفر مسیر روایت خود را قابلقبولتر بکند.