پوستر فیلم کوی از دست رفتگان

او تاب تحمل نداشت

کوی از دست رفتگان
Martyrs Lane
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

یک پیرنگ را به کارگردانی بریتانیایی تحویل دهید و قصه‌ای جذاب در هر ژانری که مایل هستید تحویل بگیرید. سینمای قصه‌‌گوی بریتانیا در هر ژانری که ورود کرده توانسته سینما را به مخاطب خود هدیه دهد. «روث پلت» نیز یکی از این فیلم‌سازان است که با فیلم «درس» محصول سال ۲۰۱۸ نشان داد که در ژانر دلهره حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد.
«لی» دختری ۱۰ ساله است که به‌همراه خانواده‌اش در خانه‌ای که کلیسا به آن‌ها اهدا کرده زندگی می‌کند. پدر کشیش است و مادر نیز به او در مناسک کلیسا کمک می‌کند. لی خواهری بزرگ‌تر از خود دارد که آماده‌ی ورود به دانشگاه است. اما فیلم با زندگی عادی این خانواده شروع نمی‌شود بلکه با نشان دادن احوال پریشان مادر و نگاه‌های کنجکاوانه‌ی لی به او و دیگر اتفاقات خانه آغاز می‌شود. اینکه می‌گوییم نحوه‌ی ورود به یک روایت یکی از فاکتورهای اصلی یک فیلم‌ساز خوب است، مقصود چنین افتتاحیه‌هایی‌ست. مخاطب از همان ابتدا در این خانه و از زاویه‌دید لی احساس می‌کند چیزی سر جای خودش نیست. کارگردان از ژانر دلهره استفاده کرده تا افسردگی شدید مادر را نشان دهد. اما مادر را به‌عنوان کاراکتر مرکزی انتخاب نکرده است و در عوض از طریق چشمان یک دختر ۱۰ ساله وارد روایت خود می‌شود.
روث پلت در فیلم خود تعلیق را پشت نگاه‌های کنجکاو لی پنهان کرده است و به‌تبع آن نباید انتظار کلیشه‌های رایج سینمای دلهره را در این اثر داشته باشیم. او می‌خواهد بیش از هر چیزی از هم پاشیده شدن ذهن مادر را پس از یک فقدان نشان دهد. و دوباره این فقدان! گویا این مفهوم همان‌قدر که در زندگی هر انسانی نقش پررنگی دارد، به همان نسبت نیز هنر را درگیر خود کرده است. سینما هنری‌ست که تقریباً از هر زاویه‌ای به مواجهه‌ی انسان با این مفهوم می‌پردازد. گاه پروتاگونیست مستقیم و بدون هیچ پرده‌ای با آن مواجه می‌شود و گاه مانند این فیلم فقدان خود تبدیل به مرکز فیلم می‌شود و کاراکترها دایره‌ای را دور آن تشکیل می‌دهند.
فرمی که روث پلت برای فیلم‌اش در نظر گرفته است نیز در نوع خود زیباست. با انبوهی از نماها و زاویه‌های دوربین مواجه هستیم که از پشت یک پرده، از گوشه‌ی پنجره‌ی یک اتاق یا از گوشه‌‌‌ی دیوار رخدادهای فیلم را به‌تصویر می‌کشد. کارگردان در اثر خود کاملاً از زاویه‌دید لی روایت را تصویر می‌کند. مخاطب به‌اندازه‌ی لی درگیر ماجرا می‌شود و تا انتها نیز همین روند ادامه دارد. هیچ‌گاه با زاویه‌دید دانای کل مواجه نیستیم و ما نیز به‌عنوان مخاطب همگام با لی به رمزگشایی از اتفاقات فیلم می‌پردازیم. فیلم جدید خانم روث پلت نشان داد که کارگردانی جدید که زبان و لحن خود را در سینمای دلهره و رازآلود دارد، مواجه هستیم. سینمای روث پلت با زبان سینما از هویت خود می‌گوید. چنین سینمایی حتی کلیشه‌ای‌ترین رخدادهای زندگی انسان را با لحن و فرم تصویری خود روایت می‌کند. دلهره در این آثار مرکز نیست بلکه تک‌به‌تک نماها هستند که باعث ایجاد حس تعلیق و در نهایت دلهره در ذهن مخاطب می‌شوند. سینمای دلهره به کارگردان‌هایی همچون روث پلت نیاز دارد تا بتواند حتی از روایت‌های روزمره و روتین نیز آثاری منحصربه‌فرد خلق کند.