واژهی تعهد در ازدواج چیست؟
«مارک» در مغازهای با دقت در حال انتخاب چیپس است. او با تردید از گوشی خود کمک میگیرد تا بفهمد محتوای داخل چیپس چیست. صدای دختری که میگوید::«اوه، فقط روی بسته رو بخون» او را متوجه خود میکند. مارک ناگهان دختر را میشناسد. او «ماری»، یکی از دختران دانشگاه، است. ماری اما او را نمیشناسد. تلاش مارک برای شناساندن خود به ماری در ادامه منجر به آشنایی بیشتر آنها میشود.
ازدواج چیست؟ چرا افراد ازدواج میکنند؟ آیا به دلیل همان سنتها و عرف جامعه است که افراد تن به ازدواج میدهند؟ مشخص است که ازدواج با خود مسئولیتهای بسیاری را به همراه میآورد، اما آیا تعهد داشتن در این مسیر یکی از آن مسئولیتهاست که باید به آن توجه کرد؟ آیا میشود با باز بودن روابط بعد از ازدواج مسیر زندگی زناشویی خود را به خوبی ادامه داد؟ «هانا مارکس» در فیلم «مارک، مری و برخی افراد دیگر» سعی دارد به این مسئله در زندگی زناشویی بپردازد.
مارک و مری هر دو جوانهایی هستند که هنوز به دههی سوم زندگی خود نرسیدهاند و با انجام کارهایی موقت یا کارهایی که درآمد چندانی ندارد، گذران زندگی میکنند. آنها با دیدن یکدیگر خیلی زود عاشق شده و ازدواج میکنند. آنها در حالی ازدواج میکنند که دیگر دوستاناشان همه مجرد بوده و در حال لذت بردن از زندگی مجردی خود هستند. در نتیجه تحریکاتی که از سمت این دوستان به آنها وارد میشود فکر داشتن روابطی دیگر را به سرشان میزند. آنها بعد از چالشهایی شروع به دیدن افراد دیگر میکنند. این اتفاق در مسیر زناشویی چه اثراتی بر روح و روان و بر شخصیت هر یک از آنها میگذارد؟
مارک و مری هر دو دارای شخصیتهای جذابی هستند که به خوبی هم تعریف شدهاند و میتوانیم با آنها به راحتی همراه شویم. هم شخصیتها و هم مسیر داستان تا به یک سوم یا حتی کمی بیشتر به خوبی پیش میرود. این فیلم سعی کرده با تمرکز بر شخصیتهای خود و دادن کدهایی کوتاه اما مهم چگونگی رخ دادن اتفاقات را برای ما شرح دهد. نگاههای مضطرب و نوشیدنهای بسیار این زوج در زمانی که با شخصی دیگر جز همسر خود در ارتباط هستند یا پرسشهایی که از فردی که قبلاً این تجربه را داشته میپرسند همگی کدها و نشانههایی هستند که میتواند احساسات این افراد را در مسیری که آغاز کردهاند به خوبی نشان دهد. مشکل اما زمانی آغاز میشود که قرار است اثرات این اتفاقات بر روی این دو فرد و زندگی زناشویی آنها نشان داده شود. به نظر میرسد خود مارکس هم نسبت به این اثرات جهانبینی خاصی ندارد. انگار او خود هم نمیداند این اتفاقات قرار است چگونه زندگی این دو نفر را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل است که در یک سوم پایانی همهچیز به سرعت و با همان کلیشههای همیشگی تمام میشود. دلیلی که مارکس برای اثرِ نداشتن تعهد در زندگی به تصویر میآورد این سؤال را برای ما ایجاد میکند که اگر این اتفاق رخ نمیداد این زوج چگونه میخواستند متوجه درست یا غلط بودن کار خود شوند؟
در دیگر سوی مارکس حرفهای مهم و قابلتأمل دیگری را هم از زبان مری بازگو میکند. مارکس خود یک زن است و میداند یک زن در زندگی تا چه میزان مشکلات فردی دارد. مشکلاتی که در ظاهر شیمی بدن او هستند، اما در باطن میتوانند تمام وجوه زندگی او را تحت تأثیر قرار دهند. از تغییر احساسات او در دوران قاعدگی گرفته تا روشهای جلوگیری از بارداری. تمام این فشارهای روانی بر روح و روان زن به طور خاص وجود دارد. مارکس ای کاش بر این مشکلات و اثرات آن که تنها به آنها اشاره میکند بیشتر پرداخته بود و روایتی خاص را بازگو میکرد.
مارکس در فیلم اولاش مرگ و زندگی را سوژهی داستان خود کرده بود و با دنبال کردن شخصیت اولاش سعی میکرد با نگاه به مرگ معنایی برای زندگی بیابد. این فیلم اما پختگی لازم را برای پرداختن به موضوعی چنان وسیع و مهم نداشت. او سپس با فیلم «مارک، مری و برخی افراد دیگر» نیمنگاهی به زندگی زناشویی کرد و نشان داد که در مسیر فیلمسازیاش راه درستی را پیش گرفته است و با تمرکز بر شخصیتهایاش میتواند فیلمی قابلقبول را ارائه دهد. او اما در فیلم سوماش یعنی «کاری نکن برم»(۲۰۲۲) توانست به آن بلوغ لازم در مسیر فیلمسازی برسد و با برگشتن به سوژهی ابتداییاش آن را پختهتر، منسجمتر و هدفمندتر بازگو کند. شاید او اگر سالهای بعد، برای بار دیگر، به مسألهی تعهد در زندگی زناشویی بپردازد این ابهامات را در داستان خود نداشته باشد و بتواند با تمرکز بر سوژهی خود و دانستن آنچه میخواهد بیان کند فیلمی قابل تأملتر را به تصویر درآورد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.