پوستر فیلم مارسل صدف با کفش‌های‌اش

مارسل این شخصیت عجیب با بینشی ستودنی از زندگی

مارسل صدف با کفش‌های‌اش
Marcel the Shell with Shoes On
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«مارسل» یک صدف کوچک یک‌ چشمی با کفش‌های صورتی است که با مادربزرگ‌اش، «کانی»، در خانه‌ای زندگی می‌کند. خانه‌ای که زمانی به جز او و مادربزرگ تعداد زیادی از افراد مانند او زندگی می‌کردند. اما یک اتفاق ناگهانی باعث تنهایی این دو نفر شده است. «دنی»، مرد جوانی که به تازگی به این خانه نقل مکان کرده، سعی دارد با ساختن یک فیلم مستند مارسل، فلسفه و نوع زندگی او را به همگان نشان دهد. مارسل اما به فکر پیدا کردن دیگر اعضای خانواده‌اش است.
در مرور انیمیشن‌های استاپ‌موشن گذشته از زیبایی و اثرگذاری این نوع روایت‌ها بر مخاطب به ویژه کودک و نوجوان صحبت کرده‌ایم. این بار اما قرار است عروسک‌های کوچک عجیب و خلاقانه‌ای را در کنار انسان‌های عادی ببینیم. عروسک‌هایی که علی‌رغم نداشتن دست توانسته‌اند خود را با محیط پیرامونی سازگار کرده و یک زندگی شاد را داشته باشند. آنها توانسته‌اند با تلاش بسیار خانه و جایگاهی را برای خود بسازند که در آن احساس آرامش کنند. آنها امنیت خود را هم در نظر گرفته‌اند و با توجه به کوچک و آسیب‌پذیر بودن راه‌هایی را برای در امان بودن از دیگران پیدا کرده‌اند. سازگاری مارسل با محیط پیرامونی‌اش باعث تداوم زندگی او و مادربزرگ‌اش علی‌رغم تنهایی‌اشان در این مکان شده است.
این شخصیت جذاب و عجیب اولین بار در سال ۲۰۱۰ در یک انیمیشن کوتاه خود را نشان داد. این انیمیشن در زمان بسیار کوتاهی توانست با توجه به بینش ساده اما ستایش‌گر مارسل نسبت به زندگی توجه مخاطبان را جلب کند. در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۴ دو انیمیشن کوتاه دیگر هم قسمت‌هایی از زندگی و دیدگاه مارسل را تصویر کردند تا اینکه در سال ۲۰۲۲ سازندگان این شخصیت تصمیم گرفتند با پروژه‌ای که مدت‌ها در سر داشتند، روایتی بلند را داشته باشند.
مارسل و کانی دو شخصیت اصلی این روایتِ تا حدودی کمدی از ابتدای داستان سعی می‌کنند قدم به قدم از خودشان، چگونگی زندگی کردن‌اشان با توجه به کوچک بودن و فلسفه‌ای که برای گذران زندگی دارند، حرف بزنند. مارسل اما به دنبال خانواده‌ی خود که روزی ناگاه به خاطر همین کوچک و متفاوت بودن از او دور شده‌اند، می‌گردد. مارسل هوش بسیاری هم دارد و از این هوش برای سازگاری هر چه بیشتر خود با محیط پیرامونی‌اش استفاده می‌کند. نه مارسل که کانی هم این‌گونه است. او با سرگرم کردن خودش با باغچه‌ی کوچک‌اش توانسته دوری و تنهایی را تحمل کند. به نظر می‌رسد تمام جامعه‌ی این شخصیت‌ها هوش و سازگاری بالایی برای لذت بردن از زندگی دارند و دقیقاً هم همین بینش خاص آنها است که می‌تواند این روایت را جذاب کند.
این فیلم بلند اما مانند سه فیلم کوتاه دیگر این کاراکترها نتوانسته‌ است مفید و جذاب باشد. ما در روایت‌های کوتاه مارسل می‌توانستیم با یک وجه زندگی و تفکرات او آشنا شویم و مجبور نبودیم برای مدتی طولانی او را تماشا کنیم. دیدن مارسل که از توپ تنیس استفاده می‌کند تا از این مکان به مکان دیگر برود. یا از موهای داخل حمام، همزن برقی آشپزخانه یا سرهای نوشابه‌های مختلف برای ساختن مایحتاج زندگی خود بهره می‌برد، برای مدتی کوتاه خلاقانه و جذاب است. دنبال کردن او شاید بعد از مدت کمی درحالی که کارهای یکسانی می‌کند و مدام حرف می‌زند کار سختی باشد. سینما دنیای تصویر است و اگر قرار باشد ما شخصیت‌های یک روایت را فقط در حال صحبت از دیدگاه‌‌های خود درحالی که کار خاصی انجام نمی‌دهند، ببینیم ملال را تجربه خواهیم کرد. ملالی که با توجه به ماهیت شخصیت مارسل و نحوه‌ی زندگی و دیدگاه‌اش به آن بی‌انصافی در حق مارسل است. مارسل شاید بهتر است در همان روایت‌های کوتاه برای زمانی اندک در برابر مخاطب قرار بگیرد تا بتواند هم با کلام و هم با تصاویر مخاطب را شیفته‌ی خود کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟