این مسیر سینمای چین را به بیراهه میبرد
تجسم هزینهی زیاد و به بیراهه رفتن فرم و روایت را فقطوفقط میتوان در سینمای تجاری چین شاهد بود. چینیها طی یک دههی گذشته بسیار تلاش کردهاند و پیشبینیهای فوربس و دیگر مراجع اقتصادی و کارشناسی جهان از قدرت اول اقتصادی شدن این کشور پرجمعیت در دهههای آینده خبر میدهد. اما چینیها به این بسنده نکردهاند و همانطور که در مرورهای گذشته اشاره کردیم، پول هنگفتی را به سینما تزریق کردهاند تا بلکه در این زمینه بتوانند با غولهای هالیوودی و کرهی جنوبی رقابت کنند. اما پولی که پشتوانهی درک سینمایی نداشته باشد، سینمای بدنه را محکوم به شکست میکند. بگذارید یکبار دیگر مقولهی روایت در سینمایی مانند بالیوود را با دیگر سینماها مقایسه کنیم. بالیوود بر اساس نیاز مردمان هندی که در پنج نقطه قرار دارند فیلم میسازد و دهههاست این مسیر را ادامه میدهد؛ ملودرامهای رنگارنگ و آبکی که در بیشتر آنها یا یک یکهبزن عاشق میشود یا دو عاشق مسیرهای سخت عشق را طی میکنند. از آنسو در ژانر اکشن نیز روایتها یک خط دارند و آن هم ایجاد سکانسهای محیرالعقولی است که خاصیت تزریق هیجان مضاعف به مخاطب هندی خود را دارند. اما این سینمای بالیوود است که مخاطب خود را بهخوبی میشناسد. سینمای چین ادعای جهانی بودن دارد و ژانرهایی چون «ووشیا» از دل همین سینما به جهان معرفی شدهاند. پس لاجرم باید انتظاری بالاتر از بالیوود را از این سینما داشته باشیم. آنچه که طی چند سال اخیر در سینمای تجاری این کشور دیدهایم ناماش هر چه بوده پیشرفت نیست. نوعی سردرگمی و عجله را در این آثار میبینیم که ناخودآگاه ما را به بالیوودیها میرساند.
فیلم دوم آقای «ریچارد لین» یکی از همان اکشنهایی است که اگر فقطوفقط کلیشهها را پی میگرفت، ما را با یک اثر متوسط و قابل قبول روبهرو میکرد. اما او حتی در مسیر این کلیشه هم قرار نگرفته. این فیلم روایت مردی است که ظاهراً ۲۵ سال در تایلند زندانی بوده و حال به هنگکنگ بازگشته است. او در جستوجوی همسر و فرزندی است که همزمان با رفتن او به زندان متولد شده است. کارگردان حتی نمیتواند این خط روایی را در فرمی ساده ارائه دهد. او دائم دستبهدامان فلشبکهایی میشود که اتفاقاً سکون آنها از کل روایت سینماییتر است. کارگردان در پردهی دوم روایت قابی چرک و شلوغ به ما ارائه میدهد. مضحکتر از کل این نکات دوربین و نماهای آن است که سعی دارد با لرزش آرامش را از روایت بگیرد. اما این لرزشها چنین نشان میدهند که گویی دوربین در دست یک بچهی پنج ساله است و قادر به کنترل آن نیست.
فیلم «باور یک مرد» شاید اگر به همان کلیشههای اکشن پایبند بود میتوانست اثری قابل قبول را به ما ارائه دهد. اما زیادهخواهی کارگردان و از آنسو نابلدی او در ارائهی فرمی جدید در این ژانر باعث شکل گرفتن یک اکشن چرک و بینظم شده است. شاید همان ماشین در هوا چرخاندن ستارههای بالیوودی اصالتی بهمراتب بیشتر از اکشنهایی این چنینی داشته باشد که نه دوست دارند انگ بالیوودی به خود بگیرند و نه قادر به ارائهی یک کلیشهی ساده هستند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.