پوستر فیلم آرواره‌ها

اکنون

آرواره‌ها
Mandibles
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳.۵
نویسنده سارا

«مانو» در ساحل با آرامش کامل خوابیده است. حتی امواج دریا و آبی که به سمت‌اش شناور می‌شود هم او را از خواب ناز و بی‌دغدغه‌ی خود بیدار نمی‌کند. مردی به سمت‌اش می‌رود و او را صدا می‌زند. مانو به سختی با صدای این مرد بیدار می‌شود؛ او راحت خوابیده است. مرد پیشنهاد انجام کاری پر سود را به او می‌دهد؛ مانو باید کیفی را از شخصی بگیرد و بدون اینکه داخل آن را نگاه کند، آن را درون صندوق یک ماشین قرار دهد و به آدرسی که به او داده می‌شود، ببرد. مأموریتی آسان که پول خوبی را نصیب او هم می‌کند. مانو پیشنهاد را می‌پذیرد و به دنبال یافتن یک ماشین مناسب می‌گردد. سهم او از ماشین یک مرسدس قدیمی و پر از خاک است. مانو برای رفتن به این مأموریت دوست صمیمی و قدیمی دوران کودکی‌اش،«ژان» را هم با خود می‌برد.
فیلم «آرواره‌ها» داستانی کمدی و ابزورد است که روایت سوررئال آن از شخصیت‌هایی صحبت می‌کند که دنیاهاشان فاصله‌ی بسیاری با دنیای آدم‌های عادی دیگر دارد. همین فاصله هم است که باعث می‌شود هر کاری که در تمام مدت انجام می‌دهند احمقانه و غیرواقعی جلوه کند. همان سکانس ابتدایی برای نشان دادن دنیای مانو کافی‌ است. او دغدغه‌ی هیچ چیز را ندارد و زندگی‌اش در همان کیسه خواب و کنار همان دریا خلاصه می‌شود. اما این بی‌دغدغه بودن باعث نمی‌شود او دست از تلاش برای زندگی بهتر بردارد، حتی اگر تلاش‌های‌اش هم به مانند خود شخصیت‌اش احمقانه جلوه کند. در ادامه ورود «ژان-گب» نیز به داستان که خیلی زود هم رخ می‌دهد، نشان می‌دهد که دنیای او نیز مانند دنیای مانوست، اما در دنیای آنها ژان-گب انسانی باهوش‌تر و خلاق‌تر از مانو می‌باشد. آن چنان که دیدن یک مگس بسیار بزرگ در صندوق عقب مرسدس دزدیده‌ شده، فکر بکری را به ذهن‌اش می‌اندازد. ژان-گب پیشنهاد می‌دهد که این مگس را به عنوان حیوان خانگی خود آموزش دهند تا بتوانند در ادامه با تربیت کردن‌ و پرواز دادن‌اش به بانک پول‌های آن را بدزدند و بی‌نیاز شوند. اتفاقی که در نگاه اول غیرواقعی و احمقانه است و البته هم که هست. اما ما با دنیای دو انسان متفاوت روبه‌رو هستیم و در دنیای این افراد هیچ‌چیز غیرممکن نیست و همین ممکن بودن همه چیز در دنیای آنهاست که درواقع کلید زندگی راحت و بی‌دغدغه‌ی آنهاست. در دنیای آنها هیچ اتفاقی باعث نگران و ناراحتی‌شان نمی‌شود و آنها همواره چیزی به اسم امید را در تمام روزهای زندگی خود حس می‌کنند. حتی در سخت‌ترین و بدترین اتفاقات زندگی‌شان نیز به آنچه که دارند می‌اندیشند. زیبایی فیلم نیز در همین است. سکانسی که در آن مانو باعث آتش گرفتن کاروان محل زندگی‌شان می‌شود و نشستن بی‌دغدغه‌ی او در برابر این کاروان سوخته شده و به راحتی غذا خوردن‌اش، همان اتفاقی‌ست که شاید هدف اصلی داستان باشد.
داستان فیلم «آرواره‌ها» و دنیایی که برای ما خلق کرده چنان واقعی است و چنان در نوع خود زیبا و طنز است که ما نیز به راحتی آن را پذیرفته و از آن لذت می‌بریم. دنیایی که قواعد خاصی ندارد و قرار نیست چیزی در آن منجر به نابودی و ناامیدی و حتی ترس شود. مهم‌ترین اصل داستان این دو دوست همان دوست بودن است و وفاداری. آنها با یک اصطلاح ساده محبت و دوستی خود را به هم نشان می‌دهند و از آنچه که دارند در کنار هم لذت می‌برند. کمدی‌ ایجاد شده میان مکالمات مانو و ژان-گب و نیز میان اتفاقات دومینوواری که برای‌شان رخ می‌دهد هم اگر چه شاید خنده‌های بلندی را منجر نشود، اما حتماً لبخند و سرمستی را به ما هم منتقل خواهد کرد. سرمستی شخصیت‌های سرمستی که زندگی‌شان در «اکنون» خلاصه می‌شود. کمدی‌ای ابزورد که در آن همه‌چیز به احمقانه‌ترین شکل ممکن و بر حسب تصادف رخ می‌دهد و در نهایت هم نتیجه‌ای جدی را حاصل می‌شود.
«کوئنتین دوپیو» کارگردان فیلم «آرواره‌ها» است که با نام حرفه‌ای «موسیو اوازو» به عنوان موسیقی‌دان الکترونیک نیز شناخته شده است. او با آثار متفاوت سینمایی و موسیقایی خود طرفداران زیادی را در جهان دارد. او از سال ۲۰۱۸ سه اثر را در سینمای فرانسه ساخته است که هر سه در نوع خود خاص و متفاوت هستند. سه فیلم سوررئال و کمدی-ابزورد که هر کدام یک ایده‌ی جذاب و خلاق را در برابر دیدگان طرفداران خود قرار داده است تا آنها را مسخ تصاویر خود کند.