«فرانکی» در یک بار کار میکند اما از کارش راضی نیست. او که میخواهد کاری جدید انجام دهد و درواقع باعث ایجاد هنری جدید شود، از دوربین گوشی خود استفاده میکند و از هر چیزی که در نظرش جالب است، فیلم میگیرد. او در یکی از این تجربههای فیلمبرداری اتفاقی با «لینک»؛ مردی جوان که بهنظر میرسد بسیار با دیگران متفاوت است، روبهرو میشود. این روبهرویی منجر به گرفتن فیلمی از این مرد جوان میشود. در این فیلم رفتار لینک رفتار شخصی آزادشده از تمام قیدوبندهای موسوم دیده میشود. فرانکی فیلم را در صفحهی خود منتشر میکند و بهطرز شگفتانگیزی این ویدئو مورد توجه عموم قرار میگیرد.
امروزه استفاده از فضای مجازی آنقدر توسط مردم عادی شده که شاید دیگر این فضا مجازی نیست و تبدیل به دنیای واقعی بسیاری مردم شده است. افراد گوناگون در سنین متفاوت چنان در این دنیا غرق شدهاند که تمام زندگی خود و تمام الگوهای رفتاری زندگی خود را متأثر از این فضا میدانند. فیلم «شرمآور» یکی از فیلمهای زیبای سال ۲۰۲۰ بود که در آن فضای مجازی و اثری که این فضا میتواند بهراحتی در افراد ایجاد کند به تصویر کشیده شده بود. در این فیلم دختری جوان برای به دست آوردن هرچه بیشتر تعداد دنبالکنندگان خود حاضر شده بود تا پای از دست دادن جان خود نیز برود. فیلم «جریان اصلی» نیز سعی کرده است با سوژه قرار دادن اینگونه افراد از وجهی دیگر به این موضوع بپردازد و تلاش کند این بار میزان تأثیر این افراد را در جامعه نشان دهد.
فیلم «جریان اصلی» داستان سه جوان است که با ساخت کلیپهایی به ناگاه در فضای مجازی شهرت پیدا میکنند و این شهرت منجر به ایجاد اتفاقاتی در زندگی آنها میشود. فرانکی با لینک آشنا میشود و سپس با وارد کردن «جک» به گروه خود با ساخت چند کلیپ متفاوت دنبالکنندگانی را برای خود پیدا میکنند و بهسرعت نیز توسط برنامهسازانی که همواره به دنبال یافتن جوانانی با پتانسیل بالا هستند، کشف میشوند.
اگر بخواهیم فیلم «جریان اصلی» را با جزئیات ریزتری تعریف کنیم، میتوانیم آن را به سه بخش متفاوت تقسیم کنیم. بخش اول زمانی است که فرانکی به دنبال یافتن راهی برای مهم بودن و تأثیرگذاربودن یا شاید حتی دیده شدن در جامعهی پیرامونی خود است. در این بخش فیلم با نشان دادن سکانسهای پراکندهای سعی کرده به فرانکی و لینک بپردازد اما آنچنان که باید حرف خاصی برای زدن ندارد و اگرچه مدت کمتر از نیم ساعت ابتدایی فیلم را به این امر اختصاص داده اما همین زمان نیز به دلیل سردرگمی اصل روایت بهنظر خستهکننده دیده میشود. فیلم حتی نه در این بخش و نه در بخشهای بعدی تلاشی برای نشان دادن شخصیت «جک» هم نکرده است. بخش دوم اما بهنظر میرسد بخش جذاب داستان است. چراکه فیلم با تکیه بر جذابیتهایی که یک ویدئوی خاص در فضای مجازی میتواند داشته باشد این بخش خود را بهخوبی توانسته است تعریف کند و ما میتوانیم دلیل تأثیر ویدئوهای این گروه را در میان جوانان ببینیم. اما جذابیت فیلم باز هم دوام چندانی ندارد و بخش سوم آن تبدیل به فیلمی فاقد ارائهی درست میشود و بهنوعی دچار آشفتگیهای داستانی بیشتری میشود. شخصیتها بدون اینکه بهدرستی پرداخت شده باشند ناگاه از همفروپاشیده دیده میشوند و از اینروست که نمیتوان چندان با این ازهمپاشیدگی روحی آنها ارتباط برقرار کرد.
«جیا کاپولا» کارگردان این فیلم است. ما او را بیشتر بهخاطر فیلم «پالو آلتو» محصول ۲۰۱۳ میشناسیم. فیلمی که در آن پرداخت شخصیتها باعث ایجاد داستانی جذاب شده بود. اتفاقی که او نتوانسته است در این فیلم جدید خود از پس آن برآید و دقیقاً بهخاطر پرداختهای نهچندان خوب خود فیلمی که ایدهای جذاب دارد بهراحتی حرام میشود و بینندهی خود را از دیدن زیبایی ایدهی خود محروم میکند.