پوستر فیلم مگی مور(ها)

دومینویی به‌سبک فارگو، اما زیر نور سوزان خورشید در تگزاس

مگی مور(ها)
Maggie Moore-s
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

تعریفی که در عنوان این مرور ارائه شد معنای ساده‌ی سینمای ابزورد است. فیلم «فارگو»ی برادران کوئن نیز در باب یک افسر پلیس محلی و درگیر شدن‌اش در یک جنایت ساده اما تودرتو بود. «جان اسلتری» در دومین فیلم بلند خود سعی دارد پلاتی شبیه به فارگو، اما زیر نور آفتاب، مقابل چشم مخاطب قرار دهد. او برای این کار نیاز به یک زوج دارد که یکی از آن‌ها در صدد حذف دیگری باشد. دومینوی این بزدلی باعث رخ دادن جنایتی تمام‌عیار می‌شود. اسلتری با روایتی ساده بدون هیچ اعوجاجی ابزوردی ساده را تصویر کرده است.

روایت با بخشی از زمان حال آغاز می‌شود که یک زن در حال فرار از دست یک قاتل است. پس از این افتتاحیه‌ی ساده «جردن سندرز»، کاراکتر اصلی فیلم، به‌اتفاق همکار خود وارد صحنه‌ی جرم می‌شود. اسلتری پس از چند مکالمه بین جردن و «ردی» ماجرا را به ۱۰ روز قبل می‌برد. همه‌‌ی آنچه مخاطب قرار است بداند تا دوباره به افتتاحیه‌ی فیلم برسد طی این ۱۰ روز رخ می‌دهد.

روایت اسلتری بسیار ساده است و حتی پیچیدگی‌های آثار کوئن‌ها و ابزوردسازان بریتانیایی را در خود ندارد. اما او در این سادگی با یک انتخاب درست توانسته مخاطب را همراه فیلم و رخدادهای‌اش کند. این انتخاب چیزی جز چینش وسواس‌گونه‌ی تک‌تک کاراکترها نیست. این فیلم یکی از آن آثاری است که در آن تفاوت فاحشی بین کاراکترهای اصلی و فرعی وجود ندارد و همه‌ی بازیگران در نتیجه‌ی بازیگردانی خوب کارگردان به‌خوبی با کاراکترها ارتباط برقرار کرده‌اند. به‌طور مثال «میکا استاک» با بازی زیبای خود در نقش «جوی مور» گویی کل روایت را در دست دارد. این بازیگر که تاکنون او را بیشتر در سریال‌ها دیده‌ایم در این اثر توانایی‌های کم‌نظیر خود در بازیگری را به رخ می‌کشد. اما کنترل بازیگری چون «جان هم» در نقشی که نیاز به رنج فقدان، وسواس رفتاری و آرامشی ذاتی دارد کار سختی‌ست و باید گفت اسلتری به‌خوبی توانسته هم را در این اثر بازیگردانی کند.

سینمای جنایی به چنین آثاری بیش از پیش نیاز دارد؛ آثاری که رخدادهای زندگی روزمره را همان‌قدر پوچ تصویر می‌کنند. این آثار هم کمدی ملیحی در خود دارند و هم ذات خشن و رازآلود آثار جنایی را با قدرت حفظ می‌کنند. فیلم «مگی مورها» اقتباس کاملاً آزادی از قتل‌های سال ۲۰۰۰ در هیوستون است. اسلتری هم نام‌ها را عوض کرده و هم انبوهی از کاراکترهای داستانی را وارد ماجرا می‌کند. شاید بتوان گفت صحنه‌ی قتل اول بازنمایی عینی رخداد واقعی باشد و باقی ماجرا و کاراکترها کاملاً داستانی و حاصل ذهن کارگردان و نویسنده هستند.

اسلتری در این فیلم سعی دارد مخاطب را از طریق قاب‌ها بین زمان حال و دهه‌ی ۱۹۹۰ سرگردان نگاه دارد؛ چرا که قصد دارد تقابل‌ها را از تنوع رنگی و انبوه تکنولوژی دور نگاه دارد تا مخاطب به‌راحتی در بطن اثر قرار بگیرد. شاید فقط از طریق تلفن‌های همراه بازیگران و دو دستگاه خودرو کمی به زمانی کنونی بازمی‌گردیم. ضربآهنگ روایت و پالت رنگ آن و فیلترهای استفاده‌شده روی لنز باعث فراخ شدن روایت می‌شوند. این فراخی باعث گیرایی بیشتر اثر می‌شود، چرا که دست کارگردان در وارد کردن انبوهی از کاراکترها باز است و به‌راحتی می‌تواند در حاشیه‌ی شهری کم‌جمعیت، اما وسیع، در نیومکزیکوی تگزاس آن‌ها را در تعقیب‌و‌گریزی باز قرار دهد. شاید باید امید داشت که اسلتری در همین دنیای جنایی-ابزورد باقی بماند و هوس رفتن به‌سوی پروژه‌های سنگین استودیویی او را وسوسه نکند. این بازیگر-کارگردان هم ذائقه‌ی خوبی در پرداخت روایت دارد و هم انتخاب‌های‌اش در چینش کاراکترها مثال‌زدنی است. فیلم «مگی مورها» یک اثر کم‌نظیر در دنیای جنایی نیست، اما یکی از آن آثاری است که مخاطب علاقه‌مند به این گونه‌ی سینمایی به‌راحتی می‌تواند به‌عنوان یک مثال خوب از آن یاد کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟