پوستر فیلم مدلین کالینز

زندگی دوگانه‌ای که کارگردان ساخت و رها کرد

مدلین کالینز
Madeleine Collins
محصول ۲۰۲۱ – فرانسه، بلژیک، سوئیس
ژانر درام
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم با افتتاحیه‌ای غریب و ناآرام آغاز می‌شود. زنی جوان در یک فروشگاه لباس لوکس در حال قدم زدن است. چند لباس را انتخاب می‌کند و سپس برای تن‌زدن آن لباس‌ها به اتاق پرو می‌رود. اما از هوش می‌رود و دچار خون‌دماغ می‌شود. دوربین روی فروشندگان فروشگاه است و زن جوان از کادر خارج می‌شود. ناگهان صدای جیغ و فریاد مردم خیابان نشان از تصادف آن زن و غرق در خون شدن‌اش دارد. سپس یک برش و زنی با نام «جودیت»‌در حال بغل کردن دختری خردسال است. «آنتوآن بارو» در جدیدترین اثر خود به‌سراغ درامی از جنس فقدان رفته است.
جودیت از هنگام مرگ خواهر خود زندگی دوگانه‌ای را در فرانسه و سوئیس آغاز کرده است. او بخشی از روزهای هفته را در کنار شوهرخواهر و خواهرزاده‌ی خردسال و بخشی دیگر را در کنار همسر و دو پسرش می‌گذراند. بارو قصد دارد فقدان و آشفتگی حاصل از آن را در چهره‌ی جودیت به تصویر بکشد. سه سال از زمانی می‌گذرد که جودیت در دام عشقی افتاده است که تنها علت آن درد فقدان مشترک او و شوهر خواهر و بی‌کسی نوزاد تازه‌متولد‌شده است. در پرده‌ی اول این دوگانگی و تلاش بی‌وقفه‌ی جودیت برای تقسیم عشق‌اش بین دو خانواده تصویر می‌شود. از ابتدای پرده‌ی دوم اوضاع برای جودیت کم‌کم آشفته می‌شود. البته مخاطب از ابتدای پرده‌ی دوم به درک درستی از ماجرا می‌رسد، چرا که کارگردان هیچ‌گاه از ابتدا این فرآیند را شسته‌و‌رفته در اختیار مخاطب قرار نمی‌دهد. از ابتدای پرده‌‌ی دوم است که مخاطب کم‌کم ارتباط افتتاحیه و آنچه را که در پرده‌‌ی اول بر جودیت می‌گذرد درک می‌کند و حال این مخاطب است که افسار قصه را در دست می‌گیرد. شاید نقص روایت درست در همین‌جاست. آقای بارو بازیگری چون «ویرجینی افیرا» را در اختیار دارد و به‌راحتی می‌تواند این آشفتگی را در طول پرده‌ی دوم به مخاطب انتقال دهد. اما او مسیر دیگری را در پیش می‌گیرد. بارو مخاطب را در در برابر بزنگاهی قرار می‌دهد که گاه در آن جودیت را عامل فروپاشی دو خانواده می‌داند و گاه شوهرخواهری که از احساسات لحظه‌ای جودیت سوءاستفاده کرده است. آقای بارو در این اثر به‌راحتی همسر و دو پسر جودیت را فراموش می‌کند. باید بپذیریم که آقای بارو در این اثر جسارت کمی دارد. او هم دوست دارد فمینیست‌ها او را مورد انتقاد قرار ندهند و هم سعی دارد مخاطب سنتی را همراه داشته باشد. گویی آشفتگی جودیت کاملاً به روایت کارگردان منتقل شده است. باید گفت که این روایت در پرده‌ی دوم به هر سویی می‌رود جز مسیر اصلی فقدان ذهنی و انتزاعی جودیت.
آقای بارو در پرده‌ی سوم همان روند پرده‌‌ی دوم را ادامه می‌دهد و در نهایت جودیت را در تعریف فمینیسم افراطی و سانتیمانتال فرانسوی قرار می‌دهد. برای درک بهتر این موضوع شاید بهتر آن است که فیلم «هر دو لبه‌ی تیغ» را از نظر بگذرانیم. در روایت آقای بارو یک زن در مرکز هستی قرار دارد و حال انتخاب‌های اوست که باعث آشفتگی در دو خانواده شده است. گزاره بسیار ساده است. مخاطب در برابر رویدادهایی قرار دارد که کارگردان سعی دارد با حربه‌های مختلف احساسی از آن رو برگرداند. درام آقای بارو مستقیم سخن نمی‌گوید و سعی دارد مخاطب را به بی‌راهه‌های فمینیستی بکشاند. او به‌راحتی می‌توانست یک درام روانکاوانه را در باب فروپاشی ذهنی جودیت به‌تصویر بکشد. اما او از این کار سر باز می‌زند و مسیری را که از قبل در ذهن دارد پیش می‌گیرد. در نهایت باید به بازی همیشه‌ خوب خانم ویرجینی افیرا اشاره کرد که خوشبختانه طی سال‌های اخیر بسیار پرکار بوده و بسیاری از روایت‌ها را قوام بخشیده است. خبر خوب این است که طی هفته‌های آینده آثار جدیدی را که این بازیگر در آن‌ها نقش‌آفرینی کرده با یکدیگر مرور خواهیم کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟