«می» شبهنگام با شنیدن صدایی از خواب برمیخیزد و از پنجره به بیرون نگاه میکند. مردی با ماسک در حیاط ایستاده است و خیره به او نگاه میکند. می همسرش «تد» را از خواب بیدار کرده و به او میگوید که غریبهای در حیاط خانه است. تد با خونسردی از رختخواب برمیخیزد و به سمت چوبهای گلف کنار دیوار میرود و میگوید:«نگران نباش، این همان مردی است که هر شب به اینجا میآید و ما باید هر شب با آن مبارزه کرده و او را بکشیم».
فیلم «خوششانس» یک فیلم عادیِ ترسناک نیست بلکه یک داستان استعاری است از شرایطی که زنان هر روزه با آن مواجه میشوند. می نویسندهای است که با تلاش فراوان و با گذاشتن زمان فراوان برای نوشتن هر کتاباش خود را به جایی رسانده که میتواند سمبل یک زن موفق باشد. او هرگز خوششانس نبوده یا لااقل به خاطر خوششانسی به این موفقیتها دست نیافته است. از این رو نام فیلم نیز به نوعی پوزخندیست به تمام آن کسانی که فکر میکنند اگر زنی به مرتبه و جایی رسیده بخاطر خوششانسی بوده است و نه به خاطر تلاش فراوان. می هر چه تلاش میکند و هر شب با این مرد مواجه میشود این مرد دوباره شب بعد خود را نشان میدهد و می باید دوباره با او مبارزه کند. می کمکم قاعدهی بازی را میآموزد و از این رو میتواند بهتر از شبهای قبل عمل کند و زودتر مرد را بکشد و اضطراب گذشته را کمتر احساس کند. اما انگار آن مرد نیز این را فهمیده است پس نقشههایی جدیدتر را طرح میکند تا می را غافلگیر کند. حتی اینکه تد به راحتی می را رها میکند و می مجبور است به تنهایی با این غریبه مواجه شود هم استعاره دیگری است که شاید بیش از آنکه بخواهد مردان را در معرض اتهام قرار دهد میخواهد زنان را هشیار کند که آنها در نهایت به جز خودشان کسی دیگر را ندارند و شاید نباید هرگز به این فکر کنند که کسی قرار است به آنها کمک کند. اما آیا خود زنها نمیتوانند به خودشان کمک کنند؟ آیا هر کس باید به مبارزهی خود فکر کند و انرژی خود را برای خودش و فردای خودش ذخیره کند؟ این سؤالی است که درنهایت فیلم ما را با آن مواجه میکند و اینگونه هر یک از ما باید از دید خود به آن اندیشیده و جوابی برایاش پیدا کنیم.
فیلم «خوششانس» اگرچه استعاری است اما بهخوبی میتواند برای زنانی که هر روز در تلاشاند خود را در این جامعهی مردسالار زنده نگاه دارند امیدی باشد که آنها تنها نیستند. اما آیا مردان برای دنیایی که زنان با آن مواجه هستند چه کاری انجام دادهاند؟ مگر نه اینکه کسانی که به زنان همواره حمله میکردند مردان هستند؟ شاید عدهای فکر کنند فیلم بیش از اندازه اغراقآمیز است. اما آیا آنها هرگز در دنیای زنانی که هر روز حتی ممکن است به خاطر داشتن تجربههای تلخ از سایهی خود نیز بترسند زندگی کردهاند؟ آیا باید زن بود و این شرایط را تجربه کرد تا بتوان آن را درک کرد؟ نه این فیلم اغراقآمیز نیست چراکه هر روزه زنی برای زنده ماندن در این دنیای مردسالار در حال تلاش است.