پوستر فیلم فرومایه‌ها

کانیبالیسمی میان کلیشه‌ها اما مستقل

فرومایه‌ها
Lowlifes
محصول ۲۰۲۴ – کانادا
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

یکی از زیرژانرهای پرطرفدار در ژانر دلهره شاید کانیبالیسم باشد؛ از فیلم‌هایی چون «هانیبال» گرفته تا آثاری مستقل مانند «خام». در این زیرژانر معمولاً با ترکیبی از اسپلتر و برخی درون‌مایه‌های جنایی و هیجان‌انگیز روبه‌رو می‌شویم که طی یک فرد یا یک خانواده‌ی آدمخوار در مواجهه با قربانیان جدید خود به چالش کشیده می‌شوند. اولین فیلم بلند داستانی «میچ آرنولدز» و «تش گوتیکوندا» از میان کلیشه‌های این زیرژانر به استقلالی تحسین‌برانگیز می‌رسد.

روایت با همان افتتاحیه‌های کلیشه‌ی ژانر دلهره آغاز می‌شود، اما این‌بار افتتاحیه‌ای در حد چند نما از کشته شدن مردی که در یک جاده‌‌ی جنگلی است. پس از کشیده شدن جنازه‌ی این مرد روی زمین عنوان فیلم ظاهر می‌شود. حال در برابر خانواده‌ای چهارنفره متشکل از «کیث» به‌عنوان پدر، «کیتلین» مادر خانواده، «ایمی» دختر نوجوان و سرکش و در نهایت «جفری» پسر ساده و تک‌بعدی که در حال سفر با یک کاروان قدیمی در جاده‌ای جنگلی هستند. آن‌ها برای صرف غذا در جایی میان این دشت اتراق می‌کنند و حال در این سکون و از طریق دیالوگ‌ها شخصیت‌پردازی کاراکترها آغاز می‌شود. ضربآهنگ روایت آن‌قدر ملایم است که مخاطب به‌راحتی در چند و چون روابط این خانواده قرار می‌گیرد تا زمانی که دو نفر از افراد محلی که به‌دنبال یکی از اقوام خود هستند سرزده وارد خلوت آن‌ها می‌شوند. تقابل این خانواده و آن دو مرد جوان انبوهی از پیرنگ‌ها را در برابر مخاطب قرار می‌دهد و هر دو کارگردان نیز مسیر را برای گسترش این گمان‌ها باز می‌گذارند تا روایت هر چه بهتر و بیشتر به درون ذهن مخاطب نفوذ کند. این درست همان محرکی‌ست که باعث می‌شود مخاطب بدون هیچ قضاوتی اثر را تا پایان ادامه دهد و همین برگ برنده‌ی این دو کارگردان فیلم‌اولی است.

این روایت تا پایان پرده‌ی اول و نقطه‌عطف ابتدایی مخاطب را درگیر کنش و واکنش میان کاراکترها می‌کند و از آن‌سو با تدوینی موازی کلبه‌ای که در آن «جولی» و «ساوانا» به‌همراه پدربزرگ‌اشان در حال زندگی هستند نیز به‌عنوان لوکیشن کلی روایت تصویر می‌شود؛ لوکیشنی که مخاطب قرار است کل پرده‌ی دوم و سوم را به‌همراه همه‌ی کاراکترهای درگیر در روایت در آن بگذراند.

کانیبالیسم در این فیلم نه دچار غلوشدگی‌های بیش از حد در روایت‌های میانه است و نه هر دو کارگردان قصد دارند هین خشونت متناسب با روایت را تحت خشونت رئالیستی و عریان سینمای اکستریم تصویر کنند. این اثر در دالان سینمای سرگرمی گام برمی‌دارد و با قریحه‌ای که کارگردان‌ها دارند و انتخاب خوب بازیگران و در نهایت بازیگردانی ستودنی‌اشان پرده‌ی دوم خود را تبدیل به ترکیبی از خشونت و ابزوردیسم می‌کند. از بازیگردانی کارگردان‌ها گفتیم و این را نیز نباید فراموش کنیم که نیمی دیگر از این مسیر را بازی‌خوانی خوب همه‌ی بازیگران طی می‌کند. آنچه در این آثار مهم است فاصله‌ای است که بازیگری بین خودشان و کاراکترها ایجاد می‌کنند و می‌توانند در طول اثر ذهن مخاطب را درگیر کاراکتر کنند و نه اکت خود. در این اثر چنین اتفاقی خیلی راحت می‌افتد و همین باعث می‌شود تا مخاطب روایت را همچون قصه‌ای جذاب تا انتها دنبال کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟