پوستر فیلم عشق زیر درخت زیتون

بهانه‌های آبکی برای عاشق شدن

عشق زیر درخت زیتون
Love Under the Olive Tree
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

دختر زیبا و جوانی به نام «نیکول» سعی دارد مزرعه‌ی پدری را سروسامانی جدید دهد. تصاویر زیبایی از مزرعه و درختان زیتون و طرز تهیه‌ی روغن زیتون پیش‌درآمد فیلم است. تصاویری پر از برگ‌های زرد و نارنجی و درختانی سبز زیتون. دختری پرتلاش و زیبا با موهای طلایی و ساده‌پوش که در روستای خود زندگی می‌کند و تلاش دارد کسب‌و‌کار اجدادی را ادامه دهد. پسری که در شهر زندگی می‌کند و کت‌و‌شلوار اتوکشیده می‌پوشد و ماشین لوکس سوار می‌شود. پسر -جک- برای تعطیلات به خانه‌ی پدری باز می‌گردد و در ابتدا با دختر به مقابله پرداخته -آنها هم‌کلاسی‌های قدیمی‌ای هستند که حالا بر سر مرز زمین پدری‌شان به اختلاف خورده‌اند- اما در نهایت عاشق این دختر پرتلاش و کوشا می‌شود. تمام داستان این فیلم در همین چند خط خلاصه شده و خود نشان از فیلمی تکراری و کلیشه‌ای دارد. فیلمی که بارها و بارها دیده شده و اگر در نوع روایت داستان خلاقیتی رخ داده نشود، محکوم به قرار گرفتن در گوشه‌ی مغازه‌های فروش فیلم خواهد بود چرا که همیشه نسخه‌های بهتری از عشق و عاشقی‌ای این‌چنینی وجود دارد. یکی از بهترین این نمونه‌ها فیلم «غرور و تعصب» اثر «جو رایت» است. الیزابت با بازی کیرا نایتلی دختر پرشور و فهمیده‌ای‌ست که بدون توجه به حرف‌های دیگران سعی در رسیدن به آرزوهای خود دارد و آقای دارسی با بازی متیو مک فادین با دیدن این دختر عاشق او می‌شود. اما او انسان مغروری‌ست که به این راحتی‌ها نمی‌تواند از عشق‌اش سخن بگوید و همین کشمکش بین شخصیت‌ها داستان را شکل داده و پیش می‌برد. فیلم با پرداخت درست به شخصیت‌ها و قرار دادن آنها در موقعیت‌های مختلف از عشق سخن می‌گوید و هرگز برای نشان دادن عشق بین این دو تن، از کارهای اضافی و سکانس‌های اجباری که فقط برای اثبات وجود عشق آنهاست استفاده نمی‌کند. آدم‌ها در موقعیت واقعی در کنار هم قرار می‌گیرند و توسط بیننده هم پذیرفته می‌شوند. اما فیلم پیش روی ما با ایجاد سکانس‌های تکراری نیکول و جک را در کنار هم قرار می‌دهد تا این عشق از پیش تعیین شده را به آنها اجبار کند؛ دائماً‌ به‌صورت اتفاقی در یک محل دیده می‌شوند. حتی کارگردان سعی نکرده است برای واقعی جلوه دادن شخصیت‌های‌اش گریم و لباس مناسبی تن آنها کند؛ نیکول همیشه حتی هنگامی که از خواب برخواسته است موهای مجعد و مرتب و براقی دارد و آرایشی بر صورتش است که اگرچه ملایم است، اما همان هم با واقعیت تداخل دارد. و جک که همیشه خوش‌پوش است و مرتب. دوربین فیلم‌برداری هم رسالتی جز نشان دادن زیبایی طبیعت در هر شرایطی ندارد. همه خوشحال و خندان و بدون مشکل زندگی می‌کنند و البته که یک زوج هم‌جنس‌گرا نیز باید حتی در همین روستای کوچک وجود داشته باشد. اینکه برای دلپذیر کردن فیلم کارگردان دست به هر کاری زده است، جای سؤال است.
«پیتر دلویس» کارگردان این اثر است و چند سالی‌ست در حال ساخت فیلم‌ها و سریال‌های این‌چنینی‌ست. البته که طرفداران خاص خودش را هم دارد. اما آنچه از فیلم‌ها و سریال‌هایش برمی‌آید این است که او بیشتر به دنیای بازیگری تعلق دارد تا دنیای کارگردانی.