پوستر فیلم زندگی عاشقانه

اکنون را زندگی کن، اما گذشته را فراموش نکن

زندگی عاشقانه
Love Life
محصول ۲۰۲۲ – ژاپن
ژانر درام
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

زندگی همان‌قدر که می‌تواند مملو از شادی باشد به‌آنی و با یک اتفاق فرو می‌پاشد و فرد در خلسه‌ای از ناتوانی احساسی برای پاسخ به دنیای پیرامون قرار می‌گیرد. «کوجی فوکادا» یکی از فیلم‌سازانی مدرن ژاپن است که در آثار خود سعی دارد در باب انسان، رخدادهای زندگی و در نهایت واکنش انسان به این رخدادها فیلم بسازد. ردپای پررنگ فیلم‌سازی چون اریک رومر در آثار او هویداست. فوکادا در جدیدترین اثر خود وارد زندگی زنی با نام «تاییکو» می‌شود.
روایت از درون آپارتمانی آغاز می‌شود که تاییکو مشغول آماده‌سازی خانه برای یک مراسم و پسرش نیز در حال بازی اتللو است. او از پنجره‌ی آپارتمان به محوطه‌ی بازی پائین مجتمع نگاهی می‌اندازد که چند جوان پلاکاردهایی را با عنوان «تبریک می‌گیم» در دست دارند و تاییکو نیز برای آن‌ها دست تکان می‌دهد. ۷ دقیقه‌ی ابتدایی فیلم با همین ضربآهنگ بالا پیش می‌رود و طی این مدت متوجه می‌شویم که تاییکو یک ماه است که با همسر دوم خود ازدواج کرده است، خانواده‌ی «جیرو» با این ازدواج موافق نبوده‌اند، جیرو معشوقه‌ای داشته که به‌خاطر تاییکو از او دل کنده است و در نهایت مراسم امروز جشن تولد پدر جیرو است. فوکادا در تک‌تک این نماها ما را به درون زندگی پر از وصله و پینه‌ی تاییکو می‌برد. زمانی که پدرشوهر او را جنس دست‌دوم خطاب می‌کند و سکوت همه‌جا را فرا می‌گیرد، تاییکو فقط انتظار پس گرفتن حرف‌های این مرد را دارد و نیازی به عذرخواهی نمی‌بیند.
اما روایت با تصادفی‌ترین اتفاق ممکن وارد مسیر اصلی خود می‌شود؛ فرزند تاییکو هنگام بازی در خانه و وقتی که دیگران مشغول جشن گرفتن هستند به درون وان سقوط می‌کند و جان‌اش را از دست می‌دهد. فوکادا در تک‌تک این لحظات به مخاطب اجازه می‌دهد به هر درون‌مایه‌ای سرک بکشد؛ گاهی به او اجازه می‌دهد روایت را همچون یک ملودرام به درون روابط عاشقانه سوق دهد، گاه نیز او را وارد چالشی از جنس انتقام‌های احساسی می‌کند. همان‌طور که در بالا اشاره کردم، فوکادا جنونی از جنس رومر دارد و زندگی را به سادگی همان چیزی که در اطراف همه‌ی ما می‌گذرد می‌بیند. او تاییکو و جیرو را وارد بازی اکنون و گذشته و در نهایت فقدان و عشق می‌کند.
فوکادا به‌دنبال واکاوی عشق نیست. او در این فیلم سعی دارد کاراکترها را با گذشته‌ای که هیچ‌گاه فراموش‌شدنی نیست مواجه کند. تاییکو و جیرو پس از مرگ فرزند تاییکو دچار بحرانی یکسان می‌شوند. تاییکو گویی دوست دارد همه او را مقصر مرگ فرزندش بدانند تا با این درد زندگی کند و فرزند از دست رفته را فراموش نکند و جیرو در مقابل سعی دارد تاییکو را تا جایی که می‌تواند از آن خود کند و اجازه دهد این زن با رهایی از دنیای پیرامون در آغوش او قرار بگیرد. به‌همین سبب است که فوکادا دو شخصیت از زندگی گذشته‌ی این دو را وارد اکنون آن‌ها می‌کند؛ همسر سابق تاییکو و معشوقه‌ی سابق جیرو. پس از ورود پررنگ این دو به زندگی تاییکو و جیرو درام وارد رئالیسمی ابزورد می‌شود. دنیای فیلم آن‌قدر وسیع است که که تاییکو و جیرو پس از فرسنگ‌ها کاوش گذشته بار دیگر در یک صبح به خانه بازمی‌گردند، به یکدیگر نگاه می‌کنند و پس از مکالمه‌ای کوتاه برای پیاده‌روی صبحگاهی به بیرون می‌روند و دوباره با های‌انگلی روی آن زمین بازی روایت این دو در فیلم پایان می‌یابد، اما در زندگی پر از فراز و فرود شروعی دیگر خواهد داشت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟