«ویلونگ» دختری نوجوان است که از شانگهای به هنگکنگ آمده است تا به دور از پدر سختگیر خود دبیرستان را به پایان برساند و به دانشگاه رود. او به آینده بسیار امیدوار است، اما مشکلات مالی باعث میشود نزد عمهی ثروتمندش که هرگز با خانوادهی آنها ارتباطی نداشته است، برود. در ابتدا زندگی اشرافی، مرفه و بدون درد در خانهی عمه او را به وجد میآورد و سپس عشقاش به پسری جوان با نام «جورج» باعث ماندگاریاش میشود.
سینمای آسیا از کره و ژاپن و حتی مالزی و هنگکنگ با فیلمهای عاشقانهی خود شاید بیش از فیلمهای ژانرهای دیگر مورد پسند عمومی واقع شوند. در این سینماها پرداخت بسیار خوب شخصیتها در کنار ایجاد فضای داستانی قابل درک باعث میشود مخاطب به راحتی با داستان همراه شده و بتواند با همذاتپنداری با شخصیتها خود را به جای آنها قرار داده و به درک عمیقی از اتفاقات داستان برسد. فیلم «عشق پس از عشق» هم اگرچه سعی کرده است با داستانی روان و ساده رسیدن به این درک را برای بینندهی خود آسان کند، اما آنچه در مسیر روایت خود نشان میدهد بیش از آنکه قابل درک و عمیق باشد از لحاظ بصری زیباست.
در واقع مهمترین دلیلی که باعث میشود فیلم «عشق پس از عشق» برای مخاطب جذابیت داشته باشد، تصاویر زیبا و به طور کلی میزانسن حسابشدهی آن است. وقتی صحبت از میزانسن میشود یعنی تمام عناصری که ما در قاب مقابل خود میبینیم. از بازیگران و طراحی لباس آنها گرفته تا حرکت دوربین و خانه و محیطی که اتفاقات در آن رخ میدهد. بازیگران این فیلم همگی شناخته شده بوده و حتی چهرههایی زیبا نیز دارند. این زیبایی بازیگران با گریمهایی ساده و موها و لباسهایی که به رنگ و مدل آنها توجه بسیاری شده است بر زیبایی تصاویر اثر بهسزایی گذاشتهاند.
بیشتر اتفاقات این فیلم در عمارت عمه و عمارتهای اشرافی دیگر رخ میدهد که هرگز با قرار دادن اسبابی اضافی شلوغ و بیاهمیت دیده نمیشوند. عمارتها و اتاقهای تصویر شده در این فیلم به عنوان بخشی از روند داستان مدام خود را به رخ میکشند و شخصیتها با قرار گرفتن در درون این محیط میتوانند خود را بهتر نمایان کنند. اگرچه عمق داستانی که فیلم از شخصیتهای خود نشان میدهد هرگز آنقدر کافی نیست تا بتواند مخاطب را به درک عمیقی از آنها برساند، اما فضای روایت باعث نزدیکی بیننده با آنها شده است.
فیلم «عشق پیش از عشق» با داستانی ساده آغاز میشود و با تعریف ابتدایی از شخصیتهای خود میتواند آنها و شرایط زندگی آنها را برای مخاطب روشن کند. این تعریف اما با تغییر شخصیتها در طی داستان نمیتواند آنچه در حال رخ دادن در درون آنهاست را به خوبی شرح دهد. درک عشق ویلونگ به جورج یا حتی جورج به ویلونگ سخت است، دلیل این عشق هرگز به درستی پرداخت نمیشود. احساسات عمه به جورج نیز دست کم گرفته شده است و شخصیت عمه با داستانی که هرگز کامل نمیشود، عمق چندانی پیدا نمیکند. در این فیلم زنان پرداخت بهتری دارند و مردان همگی دور از مسیر روایت تنها گاه به گاه خود را نشان میدهند.
«آن هوی»، کارگردان موج نوی هنگکنگی، که سابقهای طولانی در فیلمسازی دارد و دههی هفتم زندگی خود را میگذراند، بار دیگر به سراغ یک داستان کوتاه رفته و سعی کرده است روایتی ساده و زیبا از زندگی زنان در دههی ۱۹۳۰ هنگکنگ را تصویر کند. کاری که اگرچه در روایت مسیری کامل را طی نمیکند، اما تصاویری زیبا و ناب را میسازد که میتواند بیننده را تا پایان همراه خود کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.