پوستر فیلم غرق در نور ستارگان

غرق در نور عشق

غرق در نور ستارگان
Lost in starlight
محصول ۲۰۲۵ - کره‌ی جنوبی
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«نان-یونگ» دختری جوان است که از کودکی، زمانی که مادرش به سفری فضایی رفت و از مریخ هرگز بازنگشت، آرزوی رفتن به مریخ را دارد. او به عنوان فضانوردی باهوش در تلاش است کار مادر را ادامه دهد. تا اینکه بالاخره او فرصت پیدا می‌کند که به این سفر فضایی برود. اما دیر زمانی نیست که نان‌-یونگ با «جی»، پسر جوان آهنگساز و ساده‌ای آشنا شده و عشقی تازه در قلب‌های آنها جوانه زده است.

بسیاری از طرفداران انیمیشن و انیمه‌‌های قدیمی با تصاویری که با دست کشیده شده‌اند و جزئیاتی که در تمام این نقاشی‌ها رعایت می‌شود تا مخاطب به بهترین نحو وارد تصاویر و بطن داستان شوند، ارتباطی عمیق دارند و نمی‌توانند به همین راحتی انیمیشن‌های بی‌دقت و باعجله‌ی امروزی را بپسندند. مثلا مخاطبی که با انیمه‌های زیبای میازاکی بزرگ شده و تصاویر آنها را با ریزترین جزئیات دیده است، نمی‌تواند به‌راحتی سبک‌های انیمیشن‌های جدید را دوست داشته باشد. اما تکنولوژی همیشه راهی برای پیشرفت بوده است و اگر سازندگان و خالقان انیمیشن به کاری که در حال انجام آن هستند متعهد باشند و بدانند از روایت خود چه می‌خواهند می‌توانند از آن بهترین بهره را ببرند. مخاطب در انیمیشن‌های «آپولو 10½» و «میان‌کهکشانی» و حتی «مرد عنکبوتی» مشاهده کرده است که پالت رنگی مناسب و استفاده از جزئیات تا چه اندازه می‌تواند در کنار داستان منسجم و محکم او را از تماشای اثری سیراب کند. حال خانم «هان جی-وون» تلاش کرده در کشوری که سینمای لایواکشن‌اش دیگر حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد، پایه‌گذار ژانری قدیمی و پرطرفدار باشد. اگرچه کشور کره در دنیای انیمیشن هنوز فاصله‌ی بسیاری با دیگر همسایگان قاره‌ای خود چون ژاپن دارد اما نشان داده که توانایی رسیدن به قله‌ی این ژانر را نیز دارد. به همین دلیل هم نتفلیکس که بی‌جهت پا در مسیری نو نمی‌گذارد با این انیمیشن‌ساز جوان همراه شده تا خالق اثری به‌یادماندنی شود. اثری که از لحاظ بصری در سطح بهترین انیمیشن‌های جهانی می‌تواند باشد، اما در از لحاظ داستانی هنوز به قله‌ی خود نرسیده است.

خانم جی-وون در اولین تجربه‌ی ساخت انیمیشنی بلند نشان می‌دهد که توانایی بالایی برای تبدیل شدن به یک نام بزرگ را در دنیای انیمیشن‌ها دارد. او رنگ‌ها و شکل‌ها را در تصاویر خود درهم‌آمیخته، آسمان و زمین و فضا را با هم یکی کرده و به شمایل کاراکترهای خود هویت داده و تصاویری را خلق کرده است که می‌تواند با مخاطب خود حرف بزند و از احساسات شخصیت‌های‌اش بگوید. مخاطب هم‌زمان نان-یونگ را هم در فضا می‌بیند و هم بر روی صفحه‌ی گرامافون. او را هم در آغوش جی می‌بیند که آرام گرفته و هم در بی‌وزنی فضا که رها شده است. جی را هم در کنار نان-یونگ می‌بیند که بر روی چرخه‌ی فضایی در حال حرکت است و هم در پشت‌بام خانه‌ی جی که به آسمان خیره شده است. خانم جی-وون با ایجاد فضایی که تکنولوژی در آن حرف اول را می‌زند و از آینده‌ای دور یا شاید نزدیک می‌گوید، برای تمام تصاویر خود منطقی روایی را ایجاد کرده تا مخاطب به راحتی آنچه می‌بیند را باور کند. شهر سئول در آن چشم‌انداز شهر مدرنی که در آن همه‌ چیز با هوش مصنوعی کار می‌کند و انسان‌ها می‌توانند هر لحظه در کنار هم باشند بسیار دیدنی و زیباست.

خانم جی-وون نان-یونگ را در این روایت شخصیت منحصربه فردی قرار داده که نه تنها برای رفتن به فضا تلاش می‌کند، بلکه می‌خواهد با به یاد آوردن خاطرات قدیمی‌اش با مادر بار دیگر مادر را لمس کند، ببوید و حس کند. او می‌خواهد جای پای مادر بگذارد شاید مادر را بار دیگر ببیند. این کارگردان نوپا در پرداخت شخصیت نان-یونگ آنقدر وسواس به خرج داده و گذشته و حال او را بی‌واسطه برای مخاطب تصویر کرده که مخاطب زمانی او را در کنار مادرش در مریخ می‌بیند بدون هیچ صحبتی آن را می‌پذیرد. حتی نوع پوشش نان-یونگ نیز نادیده گرفته نشده و همین امر این شخصیت را برای مخاطب کاملا قابل باور کرده است. در سوی دیگر اما خانم جی-وون کاراکتر جی را فراموش کرده است. مهم‌ترین ایراد این انیمیشن را هم باید همین دانست؛ اینکه خانم جی-وون به شخصیت‌های دیگر روایت خود اهمیت نداده و آنها را بسیار دور از نان-یونگ گرفته است. مخاطب هیچ پیشینه‌ای از جی نمی‌داند و رابطه‌ی او را با دوستان‌اش در موسیقی درک نمی‌کند. رابطه‌ی جی و نان‌-یونگ هم آن‌قدر سریع پیش می‌رود که درک عشق میان آنها کمی غیرقابل باور باشد. حتی شخصیت پدر نان-یونگ هم می‌توانست در این میان حرف‌های بیشتری برای گفتن داشته باشد، زمانی که این مرد هنوز هم برای بازگشت عشق‌اش انتظار می‌کشد و به جنونی خودخواسته گرفتار شده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟