پوستر فیلم گم‌شده در کریسمس

کلیشه‌های طاقت‌فرسا

گم‌شده در کریسمس
Lost at Christmas
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

کریسمس است و «جین» شاد و خوشحال برای سورپرایزکردن دوست‌پسر خود به شهر او آمده است. اما زمانی که درِ خانه‌ی او را می‌زند با یک پسربچه و سپس یک زن مواجه می‌شود. در ابتدا تصور می‌کند خانه را اشتباه آمده اما با دیدن دوست‌پسرش که به این دو ملحق می‌شود متوجه شده که اشتباه نشده و این مرد دروغگویی بیش نیست. از سوی دیگر «راب» نیز خوشحال به دوست‌دخترش پیشنهاد ازدواج می‌دهد و اما این پیشنهاد نیز از سوی دوست‌دخترش رد می‌شود تا راب هم به مانند جین سرخورده و ناامید شود. در ادامه این دو با هم مواجه می‌شوند و رابطه‌ای میان آنها شکل پیدا می‌کند.
کریسمس و داستان‌های عاشقانه در سال ۲۰۲۰ هم به مانند هر سال دیگر سوژه‌ی فیلم‌های بسیاری بوده‌اند به طوری که حتی خواندن داستان این فیلم‌ها هم می‌تواند افراد را خسته کند پس قطعاً دیدن‌شان طاقت‌فرساتر نیز خواهد بود. چرا که عموماً داستان این فیلم‌ها آنقدر سطحی و بدون پرداخت است که به راحتی از همان ابتدای فیلم تا انتها می‌توان ایرادات بسیاری را به روند اتفاقات و شخصیت‌های آن گرفت. فیلم «گمشده در کریسمس» نیز جزو این فیلم‌ها یا حتی بدتر از تمام اینگونه فیلم‌ها است. در همان سکانس آغازین فیلم می‌توان ایرادات بسیاری را بر داستان گرفت؛ مردی که جین با او دوست بوده کیست؟ آنها چگونه با هم آشنا شده و چگونه با یکدیگر در ارتباط بوده‌اند؟ آدرس خانه‌ی آن مرد را جین چگونه یافته است؟ دوست دختر راب چرا باید او را رها کند و حلقه‌ی او را پس دهد؟ تمام این سوالات تنها در ده‌دقیقه‌ی ابتدایی داستان به ذهن می‌رسد. در ادامه نیز این سوالات و این ابهامات در روابط افراد وجود دارد. چرا جین و راب که بعد از سال‌ها از عشق‌شان جدا شده‌اند این‌چنین راحت با این آشنایی برخورد کرده و به راحتی می‌توانند در مدتی اندک به یکدیگر نزدیک شوند؟ دزدیدن ماشین از دوست‌پسر قدیمی راب آن هم آنقدر راحت همانقدر مسخره است که رفتن این دو در یک اتاق در یک هتل کوچک در وسط ناکجاآباد. بحث‌های بی‌جهت ابتدایی راب و جین و سپس مکالمات کلیشه‌ای بعدی آنها که منجر به عشق میان آنها می‌شود هم از جمله اتفاقاتی‌ست که احتمالاً هر بیننده‌ای را دچار ملال می‌کند.
شخصیت‌های این فیلم هم چنان چون خود روایت داستان مبهم و بدون پرداخت است و قرار نیست حتی مکالمات میان دو شخصیت اصلی باعث شود بیننده به این افراد نزدیک شود. در ادامه کاراکترهای جدید زیادی وارد داستان می‌شوند که آنها هم قرار نیست کسی باشند و باعث اتفاق خاصی در داستان شوند. آنها تنها ورود پیدا می‌کنند تا با ایجاد مکالماتی اضافی فیلم طولانی‌تر شود. این فیلم آنقدر کلیشه‌ای‌ و قابل‌پیش‌بینی است که بیننده قطعا در همان سکانس‌های ابتدایی به ماهیت تمام داستان پیدا برده و حتی رمقی برای ادامه‌ی دیدن آن نخواهد داشت.