اثر جدید آقای برنتبل
ویلیام برنت بل از آن دست فیلمسازان بریتانیایی فعال است که تقریباً در هر سال یک اثر را در ژانر دلهره روی پرده میبرد. از سال ۲۰۲۰ تا کنون در کانال با آثاری همچون «پسر ۲»، «یتیم: شروع داستان»، و «جدایی» همراه این کارگردان بودهایم. آنچه در این آثار مشخص بود جهش قابل اعتنای این کارگردان بریتانیایی در دنیای دلهره است که بهراحتی توانسته اعتماد استودیوهای بزرگ هالیوود را نیز به خود جلب کند. در هر حال برنت بل در سال ۲۰۲۳ به ایرلند بازگشته است و سعی دارد از طریق یک فولکلور درونروایتی مخاطب را همراه داستان خود کند.
«ربکا» کشیش زنی است که بههمراه دخترش، «گریس»، و همسرش، «هنری»، وارد روستایی کوچک شدهاند. روایت از طریق یک تدوین موازی بین گریس و ربکا آغاز میشود؛ ربکا در حال غسل تعمید یک نوزاد در کلیسای روستاست و گریس نیز در حال قربانی کردن یک خرگوش در برابر سه چهرهی بالماسکه و مرموز میان دشت است. آقای برنت بل روایت خود را با توجه به اجزای این فولکلور روستایی به چند بخش تقسیم کرده است. آنچه روایت او را از همان ابتدا دچار چالش میکند ضربآهنگی بالا و بیثمر است که مخاطب را میان انبوهی از کاراکترها گم میکند. در این میان نیز کاراکتر «هنری» تبدیل به بار سنگین روایت میشود و کارگردان او را تا پردهی سوم نگاه میدارد. اینکه هنری بهعنوان همسر و پدر چرا باید چنین خنثی بهنظر برسد، فقطوفقط آقای برنت بل باید پاسخ آن را بدهد.
برنتبل در روایت خود سعی دارد مخاطب را از همان ابتدا همراه با ربکا به درون کوچههای خلوت روستا و نگاه رازآلود ساکنان آن ببرد. شاید از همان جشن برداشت محصول ابتدایی و نگاههای روستاییان انتهای روایت برای مخاطب قابل پیشبینی باشد، اما آقای برنتبل هم در این میان سعی در تغییر ساختار این کلیشه نمیکند و در نهایت همهچیز را بر عهدهی برشهای مستقیم، جامپاسکرها و تا حدودی جلوههای ویژه میگذارد. این حربههای تکنیکی تا جایی میتوانند پاسخگوی نیاز مخاطب باشند و در نهایت مخاطب از برنت بل قصهای یکدست و تا حدودی قابل اعتنا را طلب میکند. فیلم آقای برنتبل در قصهگوییاش نقص دارد. او از یکسو سعی دارد دنیای تقریباً سوررئال فیلم «جدایی» را ادامه دهد و از سویی دیگر نیز سعی دارد با تعلیقهای پیدرپی مخاطب را از سینمای دلهرهی محض دور نکند. در نهایت پردهی دوم این روایت تبدیل به آشوبی از جنس بیروایتی و فقر شخصیتی میشود. به کاراکتر ربکا بهعنوان شخصیت اصلی این فیلم توجه کنید. خانم «توپنس میدلتون» در نقش ربکا قادر نیست آن آشفتگی ذهنی درون ذهن یک مادر را به مخاطب ارائه دهد و تقریباً همهی نقشآفرینی او در این اثر کاغذی و تیپ است. از سوی دیگر آقای برنتبل ربکا را شخصیتپردازی نکرده است که مخاطب بتواند ماهیت کشیشبودن او را تا انتهای روایت درک کند. برنت بل در پارههایی از داستان بهزور قصد دارد مخاطب را در معرض ربکایی قرار دهد که در هر نقطهای قصد دارد دستهایاش را به یکدیگر گره بزند و دعایی بیبخار را به مخاطب ارائه دهد. روایت آقای برنت بل شاید در خانهی آن دو پیرزن جان میگیرد و میمیرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.