پوستر فیلم حلقه

خواهش می‌کنم اجازه بده با تو همراه باشم

حلقه
Loop
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

ارتباط برقرارکردن با دیگران همیشه سخت است. فرض کنید تنها آدم روی زمین هستید که به زبانی سخن می‌گویید که هیچ‌کسِ دیگر به آن زبان سخن نمی‌گوید؛ چگونه می‌خواهید با دیگران ارتباط برقرار کنید؟ چگونه ساده‌ترین نیازهای خود را برآورده خواهید کرد؟ حال تصور کنید شما نه تنها زبان دیگران نمی‌فهمید بلکه نظم موجود در اطرافیان‌تان را هم درک نمی‌کنید؛ هر چیزی ممکن است شما را آشفته کند، و هر کسی ممکن است شما را بترساند. حال چگونه می‌خواهید زندگی کنید؟!!

«برنی» دختری‌ست که توانایی سخن گفتن و ارتباط برقرارکردن با کسی را ندارد. هر چیزی ممکن است او را آشفته کند، هر صدایی ممکن است او را از آنچه باعث نظم درونی‌اش می‌شود بازدارد. او را بترساند. او فقط دوست دارد در قایق بنشیند و حرکت آرام قایق را با حلقه‌های رنگیِ رویِ گوشیِ تلفن همراهش ببیند. او دوست دارد چشم‌های خود را ببندد و فقط گوش کند و لمس کند. حال «مارکوس» نوجوانی که قرار است برنی را به قایق‌سواری ببرد، چگونه می‌خواهد با این دختر ارتباط برقرار کند؟ آیا می‌تواند او را به مانند دیگران در قایقش همراهی کند؟ مارکوس اما علی‌رغم سن کمی که دارد، ذهن باز و دید وسیعی دارد. او به برنی و رفتار برنی توجه می‌کند و بدون اینکه قضاوتی درباره‌ی رفتار برنی داشته باشد او را به همان شکل که هست می‌پذیرد. او نمی‌داند برنی چرا اینگونه است و چطور باید با او ارتباط برقرار کند اما تلاشش ستودنی‌ست. او با دیدن برنی که از او می‌خواهد دوباره به سمت آن چمنزار داخل رودخانه برود، بدون هیچ پرسشی این کار را انجام می‌دهد و حتی خودش از برنی تقلید کرده تا بتواند دنیای برنی را بهتر بشناسد. چند تن را می‌شناسید که تلاش می‌کنند دنیای دیگران را تجربه کنند؟ مارکوس چشم‌های خود را می‌بندد و با دستانش علف‌های میان آب را لمس میکند، قایق حرکت می‌کند و دست‌ها به آرامی بر فراز چمنزار حرکت می‌کنند. مارکوس حس می‌کند آرامشی را که برنی از این طریق دریافت می‌کند را، پس تلاش می‌کند حال جایی که خودش احساس آرامش می‌کرده را به برنی نشان دهد. اما برنی مانند هر کسی نیست، برنی این آرامش را شاید، مدیون روشنایی است؛ وقتی مارکوس او را به سمت تاریکی می‌برد، ابتدا رنگ‌ها توجه او را جلب می‌کنند اما سپس تاریکی خود را نشان می‌دهد و برنی دچار آشفتگی می‌شود. آشفتگی برنی، مارکوس را هم آشفته می‌کند اما زیباییِ رفتار مارکوس در آن است که مارکوس ناامید نمی‌شود و باز هم تلاش می‌کند هر گونه که می‌تواند برنی را دوباره به حالت آرام و آهسته‌ی خود بازگرداند.

انیمیشنی زیبا و پر از رنگ و صدا. شخصیت‌هایی که به خوبی با آن‌ها می‌شود ارتباط برقرار کرد و دوست‌شان داشت.
در دوره‌ی کنونی و با وجود تکنیک‌ها و تکنولوژی‌های پیشرفته، هر روزه بر زیبایی بصریِ انیمیشن‌ها افزوده می‌شود؛ حال برد با کسی‌ست که داستانش انسانی‌تر باشد و این انیمیشن کوتاه داستان زیبایی‌ست از دوستی و مهربانی و صبر. صبر برای دوست داشتن و دوست داشته شدن توسط انسانی که تو را نه می‌شناسد و نه می‌تواند با تو ارتباط برقرار کند.