پوستر فیلم داستان بلند کوتاه

وقتی حوصله‌ی مخاطب سر می‌رود

داستان بلند کوتاه
Long Story Short
محصول ۲۰۲۱ - استرالیا
ژانر درام، کمدی
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

شب سال نو است. در یک مهمانی همه در حال شمارش معکوس زمان هستند تا سال جدید آغاز شود. «تدی» برای اینکه قبل از پایان شمارش به «بکا» برسد بدون اینکه او را حتی نگاه کند از پشت سر او را گرفته و می‌بوسد. سال نو آغاز می‌شود و به‌ناگاه تدی متوجه می‌شود دختری اشتباهی را که لباسی مانند بکا دارد، بوسیده است. همین اتفاق ناگهانی باعث آشنایی تدی با «لین» می‌شود. آنها خیلی زود عاشق می‌شوند.

سال‌هاست سینما محفل انواع ژانرهای ترکیبی مختلف بوده است. درام‌هایی که با کمدی‌های سیاه و تلخ همراه بوده‌اند. کمدی‌هایی که با عاشقانه‌ها سعی در لذت‌بخش‌تر کردن روایت خود داشته‌اند. عاشقانه‌هایی که با اتفاقات هیجان‌انگیز روایت‌هایی پرشور را ساخته‌اند. داستان‌های هیجان‌انگیزی که با روایتی جنایی یا رازآلود مخاطب تشنه‌ی خود را سیراب کرده‌اند. حتی گاه این ژانرها آنقدر درهم‌آمیخته می‌شوند که نمی‌توان با اطمینان گفت که روایت پیش‌روی مخاطب در چه ژانری است و چه نوع قصه‌ای را تصویر می‌کند. سینمای تمام کشورها هم برای بیشتر نشان دادن خود و یافتن سری در سرها سعی دارند اندک‌اندک خود را وارد این ژانرهای ترکیبی کنند. سینمای استرالیا نیز سال‌هاست خود را وارد این وادی کرده است و کارگردانان نوپای آن تلاش دارند پا در این مسیر گذاشته و هر چیزی را امتحان کنند. آقای «جاش لاسون»، بازیگر ۴۶ساله‌ی استرالیایی، بعد از بازی در درام‌ها، عاشقانه‌ها و کمدی‌های بسیار تلاش کرده خود وارد وادی ساخت داستان‌هایی این‌چنینی شود. او اما دومین فیلم بلند خود را هم مانند تمام فیلم‌هایی که در آنها بازی کرده و همه در حد متوسط و زیر متوسط بوده‌اند در همین حدواندازه‌ها ساخته است و نتوانسته حرفی برای گفتن داشته باشد.

پلات کلی روایت آقای لاسون در ابتدا می‌تواند جذاب باشد. فردی که ده سال از زندگی خود را در چند ساعت یا چند دقیقه (ما درست نمی‌دانیم سازوکار اتفاقاتی که رخ می‌دهند چگونه است) مشاهده می‌کند و می‌تواند با این تجربه‌ی زیسته زندگی جدید و موفقی را برای خودش بسازد. روایت عاشقانه‌ای که در آن قرار است طنز و کمدی هم دیده شود. اما آقای لاسون برای شخصیت‌های روایت خود هیچ تعریفی انجام نمی‌دهد و در یک چشم‌به‌هم زدن آنها را وارد وادی‌ای فانتزی و عجیب می‌کند. او در ابتدا با یک چرت کوتاه یک سال از زندگی تدی را پشت سر می‌گذارد و سپس در دفعات بعدی با همان چشمان باز و ناگهانی زمان برای‌ کاراکترش تغییر می‌کند. مخاطب که به‌سرعت و بدون شناخت شخصیت‌ها وارد جهانی عجیب شده است با هر بار عوض شدن زمان در ابتدا گیج از رخدادها فقط تدی را دنبال می‌کند، اما از یک جا به بعد او حتی دیگر تمایلی برای این کار هم ندارد، زیرا این به‌اصطلاح لوپ رخ داده خسته‌کننده و ملال‌انگیز دیده می‌شود و تدی با حرف‌های بیهوده و تکرارشده بدون اینکه عملاً کار خاصی انجام دهد به سال بعد می‌رود. این اتفاقات آنقدر رخ می‌دهد که مخاطب پیش از رخدادها همه را هم پیش‌بینی می‌کند و می‌داند چه اتفاقی در پایان رخ خواهد داد. لاسون کاراکترهای خود را هر زمان بخواهد وارد مسیر داستان می‌کند و هر زمان هم که بخواهد آنها را خارج می‌کند و بهانه‌اش هم برای انجام این کار عوض شدن زمان است. روایت آقای لاسون هیچ حرفی برای گفتن ندارد و مانند بسیاری از عاشقانه-کمدی‌های هالیوودی آشفته و بی‌مقدار است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟