پوستر فیلم قلعه‌ی تنهایی در آینه

روایت ناقص پیرنگ جذاب را حیف کرد

قلعه‌ی تنهایی در آینه
Lonely Castle in the Mirror
محصول ۲۰۲۳ - ژاپن
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

«کوکورو» کلاس اول راهنمایی است، اما مدتی‌ست دیگرعلاقه‌ای به مدرسه ندارد و هر صبح پیش از مدرسه دچار یک دل‌پیچه‌ی شدید می‌شود. مادر هم با دیدن حال دختر اصراری به مدرسه رفتن او نمی‌کند. یک روز صبح کوکورو در اتاق‌اش نشسته که به ناگاه آینه‌ی قدی‌ اتاق‌اش شروع به درخشیدن می‌کند. کمی بعد کوکورو وارد آینه شده و خود را درون یک قلعه‌ی بزرگ می‌بیند. قلعه‌ای که در سرسرای ورودی آن شش نوجوان دیگر منتظر او هستند.

مسئله‌ی زورگویی و قلدری در مدارس بارها موضوع روایت فیلم‌ها بوده است. این موضوع آنقدر همه‌گیر و مهم است که در انیمیشن‌های زیادی هم به آن پرداخته شده است. در این میان شاید روایت‌های ژاپنی بیش‌از‌پیش سعی کرده‌اند به شرح اتفاقاتی که برای کسی که دچار این زورگویی‌ها شده بپردازند. اتفاقاتی که حال و آینده‌ی آنها را تحت‌تأثیر قرار داده یا حتی ناامیدی و مرگ را منجر می‌شود. انیمیشن «قلعه‌ی تنهایی در آینه» هم سعی دارد دقیقاً به همین موضوع و اثری که قلدری‌ها بر فرد آزاردیده می‌گذارد نگاه کند. اتفاقی که اگرچه در پیرنگ داستان جذاب است، اما هرگز عمق پیدا نمی‌کند و نمی‌تواند به‌خوبی هدف خود را نشان دهد.

کوکورو و شش نوجوان دیگر به یک قلعه‌ی سحرآمیز دعوت می‌شوند و باید طی یک سال کلیدی را پیدا کنند تا بتوانند یک آرزوی خود را برآورده کنند. آقای «کییچی هارا»، کارگردان این انیمیشن، روایت خود را از جای خوبی آغاز می‌کند، اما هر چه جلو می‌رود داستان تکراری‌ و بی‌فایده می‌شود. درواقع هارا به‌جای پرداختن به شخصیت‌ها و ایجاد روابطی درست و کامل میان هفت نوجوان دعوت‌شده به قلعه فقط و فقط کوکورو و اتفاقات رخ داده برای او را نشان می‌دهد. اتفاقی که رفته‌رفته تکراری شده و مخاطب را خسته می‌کند. بعد از تماشای سکانس‌های ابتدایی و ورود نوجوانان به قلعه مخاطب کنجکاو دیدن دلیل وجود شخصیت‌ها در این قلعه و سازوکار آن هستند. اما ماه‌ها یکی پس از دیگری در داستان طی می‌شود بدون اینکه مخاطب چیزی درباره‌ی هر یک از کنجکاوی‌های خود بداند. هارا حتی تلاش نمی‌کند به واسطه‌ی این شخصیت‌ها محیط داخلی قلعه و سحر و جادوی آن را نشان دهد. عدم پرداخت درست به شخصیت‌ها و عدم شرح کامل دنیایی که هارا می‌خواهد ایجاد کند باعث می‌شود پرده اول و دوم فاقد اعتبار داستانی باشد. در پرده‌ی سوم در چند فلش‌بک و گذر کوتاه هارا داستان هر نوجوان را تصویر می‌کند. کومورو با اتفاقی هولناک روبه‌رو می‌شود و حال به ناگاه تمام رخدادهای دردناک هر کدام از شخصیت‌ها نشان می‌‌داده می‌شوند. اتفاقاتی که هر یک می‌توانند برای خود فیلمی جداگانه شوند. هارا زمان زیادی از داستان خود را صرف اتفاقات بیهوده می‌کند، آن هم به این دلیل که می‌خواهد روایت‌اش مرموز و معمایی دیده شود. اصرار هارا برای معمایی کردن داستان‌اش باعث شده هم روایت و هم شخصیت‌های آن نامفهوم و غیرقابل درک شوند. در نهایت هم یک داستان جذاب که از رمانی بلند اقتباس شده به دلیل عدم آگاهی درست یا حتی جاه‌طلبی زیاد کارگردان حیف می‌شود و نمی‌تواند آن عمق وجودی شخصیت‌ها و اتفاقات دردناک رخ داده برای آنها را به خوبی تصویر کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟