روایت این فیلم در دنیایی میگذرد که شیوع یک ویروس نسل بشر را به سمت انقراض کامل میکشاند. بازماندگان تعداد کمی هستند و باید برای زنده ماندن تلاش کنند. با وجود کم بودن غذا و نبود امکانات البته که زنده ماندن نیز هر روز سخت و سختتر میشود. در این میان «جک» و «نیک» تلاش میکنند با توجه به دفترچهای که از پناهگاهی امن حرف میزند به سمت آن رفته و خود را نجات دهند.
آنقدر فیلمهای ترسناک دمدستیای که برای ترساندن مخاطب میخواهند دست به هر اقدامی بزنند زیاد شده است که یافتن فیلمی واقعاً ترسناک و درخورِ مشاهده دیگر کاری سخت است. در این میان سوژههایی مانند زامبی نیز بیش از همه طرفدار دارند. اما این موجودات عجیب اولین بار از کجا آمدهاند که به یکباره در دهههای اخیر اینگونه سینمای ژانر وحشت را از خود پر کردهاند؟ از دههی ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ نمایشهای پراکندهای از این موجودات در کشورهای مختلف به نمایش در میآمد تا اینکه اولین بار زامبیها به طور مشخص در فیلم «شب مردگانِ زنده» در سال ۱۹۶۸ به عنوان شخصیتهای اصلی دیده شدند. این فیلم که خود برگرفته از رمان «من یک افسانه هستم» اثر «ریچارد ماتیسون» بود توانست توجه بسیاری را به خود جلب کند و مسیری را برای زنده ماندن همیشگی این موجودات در سینما باز کند. تا اینکه حالا که هر کارگردان تازهکاری برای وارد شدن به ژانر ترسناک از این موجودات بهره ببرد. فیلم «زندگی کن یا بمیر» نیز پایاش را دقیقاً در جای پای همین فیلمها میگذارد و قرار نیست اتفاقی خاص را منجر شود.
فیلم «زندگی کن یا بمیر» با همان کلیشههای سینمای زامبی سروکار دارد و اگرچه هدف والایی را برای داستان خود مدنظر قرار داده است اما این هدف هرگز به خوبی در مسیر روایت آن نشان داده نمیشود و روایت بدونِ خلاقیتاش بدونِ هیچگونه هیجان و ترسی هم طی میشود. تنها سکانس ترسناکی که در این فیلم میتوان مشاهده کرد همان سکانس ابتدایی فیلم است که ناگاه یک زامبی در برابر دید شخصیت ابتدایی فیلم ظاهر میشود و بیننده را با یک حرکت از جای بلند میکند و میترساند. پس از آن نه این زامبیها توانی برای ترساندن شخصیتهای اصلی داستان دارند و نه شخصیتهای داستان قرار است در موقعیتهای ترسناکی قرار بگیرند که این موجودات با حمله به آنها برای حتی زمانی اندک بیننده را به هیجانی لحظهای برسانند. از سوی دیگر شخصیتهای اصلی و فرعی این فیلم هم هیچ پرداختی ندارند و دیالوگهای ردوبدل شده میان آنها نیز به دیالوگهای افرادی که در موقعیتهای خطرناک زندگی میکنند هیچ شباهتی ندارد. از این رو این فیلم هم به مانند بسیاری از فیلمهای زامبیطورِ ژانر وحشت حرفی برای گفتن ندارد و باید به همان جایگاه دیده نشدهی خود بازگردد و دیده هم نشود.