پوستر فیلم برادر کوچک

نفس‌های منقطع یک کمدی

برادر کوچک
Little Brother
محصول ۲۰۲۶ – ایالات متحده
ژانر کمدی
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

 کمدی‌های میانه‌ی هالیوودی سال‌هاست که یک مسیر تلفیقی بین کمدی و ملودرام را پیش می‌برند و در این میان صرفاً جای ستاره‌ها عوض می‌شود. در این بازار شلوغ‌ ستاره‌بازی هر از گاهی هستند آثاری که می‌توانند مخاطب خود را در میان انبوه دیالوگ‌های آشفته و سریع سرگرم کنند. برخی دیگر از این کمدی‌ها نیز به‌سوی فکاهی رو می‌آورند و عملاً با تلفیق دنیای کمدی‌های آبی و سیاه سعی دارند خود را از هم‌رده‌های ۱۳ساله و خانوادگی جدا کنند. فیلم جدید «مت اسپایسر» یکی از همین کمدی‌های تلفیقی است و باید گفت در همان مسیر دو اثر بلند دیگر این کارگردان قدم برمی‌دارد.

 

داستان همان‌گونه که انتظار می‌رود آغاز می‌شود و کارگردان اجازه می‌دهد دو کاراکتر «راد» و «مارکوس» در دنیاهای خودشان قد بکشند؛ یکی بی‌خانمان و دیگری نزدیک به اوج. در پرداخت به دنیای این دو کاراکتر که مارکوس ادعای رابطه‌ی برادری بین خود و راد را دارد گویی چیزی جدا از آثار کمدی مشابه را نمی‌بینیم. به‌نوعی کارگردان سعی دارد از مسیری که کلیشه‌ها برایش تعیین کرده‌اند تخطی نکند. اسپایسر در میان این وابستگی به کلیشه‌ها یک برگ برنده دارد و آن هم دنیای شخصیت مارکوس است. به‌نوعی روی سیاه دنیای مارکوس زیر خنده‌ها و وابستگی‌های مداوم او به محبت دیگران نمایان می‌شود. کارگردان در پرده‌ی دوم به‌خوبی اجازه‌ی این فراخی را می‌دهد. شاید همین نکته باعث می‌شود تا فردیت کاراکتر مارکوس برای مخاطب از کالبد آن شخصیت کلیشه‌‌ای مزاحم و پر دردسر بیرون آمده و تبدیل به کاراکتری شود که شاید حتی مخاطب در برخی از لحظات فیلم با آن هم‌ذات‌پنداری کند.

 

شخصیت‌پردازی کاراکتر راد نیز می‌توانست همچون مارکوس دارای این حسن شود و اتفاقاً به‌خوبی مشهود است که کارگردان از طریق اعتماد‌به‌نفس پایین کاراکترش مدام سعی دارد این پرداخت را قدرتمند‌تر جلوه دهد. اما دنیایی که برای راد ساخته شده مشکلات اساسی و بزرگی دارد. راد برخلاف مارکوس تنها نیست؛ بخشی از تعریف شخصیتی او از طریق برادر بزرگ‌تر، همسر و دو فرزندش شکل می‌گیرد. اما کارگردان به‌راحتی از این کاراکترهای مهم و تأثیرگذار در دنیای شخصیت اصلی خود می‌گذرد. اسپایسر روایت را در دنیای راد از دست می‌دهد. کاراکترهای مکمل این شخصیت حتی به‌اندازه‌ی چند سکانس پرداختی قابل اعتنا ندارند و صرفاً پرداختشان صحنه‌محور است؛ آن هم با حضور راد یا گاهی مارکوس. در نتیجه رشته‌ی روایی کارگردان در دنیای راد پنبه می‌شود. یکی از حسرت‌های این کمدی غلوشده و ترکیبی همین چاه بزرگ در شخصیت‌پردازی اطرافیان راد است.

 

با نگاهی منصفانه به دنیای کمدی اسپایسر باید گفت روایت او کمدی متوسطی است که خود را از کمدی‌های ملو و بدون تعریف خانوادگی جدا کرده است، اما توانایی ارائه‌ی سیاهی مطلقی که هر کدام از کاراکترهای اصلی را به‌اندازه‌ی یک عمر آزار می‌دهد ندارد. اسپایسر در بازیگردانی خود نیز دچار مشکل است. از یک سو «اریک آندره» در نقش مارکوس هم به کاراکتر مسلط شده و هم بداهه‌گویی‌هایش متناسب با شخصیت روایت است. در سوی دیگر اما «جان سینا» عملاً در حال تیپ‌سازی بسیار کسل‌کننده‌ای است که همان ذره شخصیت‌پردازی فردمحور کارگردان را نیز نقش‌ بر آب می‌کند. در هر حال در مواجهه با دنیای اسپایسر در این فیلم انتظار خلق یک شگفتی سینمایی را نداشته باشید. کارگردان هر قدر از طریق مارکوس دنیای دوگانه‌ی این شخصیت رهاشده را قابل تأمل به‌تصویر می‌کشد، در روی دیگر داستان خود شما را با برهوتی از نماخوری‌ها و شخصیت‌های پرداخت‌نشده مواجه می‌کند. پس هنگام تماشای این فیلم -که باید آن را جدا از خانواده مشاهده کرد-  چندان وسواس روایی نداشته باشید؛ هرچند منطق نیمه‌کاره‌ی داستان حداقل در دنیای مارکوس قابل دفاع است، اما در دنیای تلفیقی بین او و راد و حتی دنیای مختص به راد و خانواده‌اش همچون پتکی سنگین روایت را ترک می‌دهد. 

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟