او حتی در پی انتقام هم نبود
از زمانی که گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی تبدیل به روتین زندگی همهی انسانها شدهاند، هر از چند گاهی تصویری از یک دختر جوان در شبکههای مختلف پخش میشود. این تصاویر عموماً یا تن برهنهی آن دختر را نشان میدهند یا او را در حال رابطهی جنسی با مردی که چهرهاش مشخص نیست تصویر میکنند. حال دنیا را از زاویهدید آن دختر یا زن مشاهده کنید. او تقریباً تبدیل به موجودی قابل سوءاستفاده میان انبوه نگاههای سنگین میشود. سلبریتیها و بلاگرها را از این قاعده مستثنی کنید، چرا که بسیاری از آنها طبق طرحی از قبل آماده دست به چنین اقدامهایی میزنند که هدف همهاشان رفتن به تیتر یک اخبار است. در اینجا از یک انسان معمولی در جامعه صحبت میکنیم. فیلم اول «لی ای-فانگ»، کارگردان تایوانی، درست روی همین نقطه ایستاده است.
کاراکتر اول این فیلم دختری نوجوان و دبیرستانی با نام «شیائو لن» است. افتتاحیهی فیلم کلوزآپی از چهرهی اوست که در پاسخ به معلمی که او را گمراهشده توصیف میکند، با خنده گمراهشده را بهصورت سوالی تکرار میکند. پس از این دیالوگ کوتاه به درون زندگی این دختر نوجوان میرویم. شیائو مادری مجرد دارد که تقریباً میتوان گفت نیاز مبرمی به رابطهی جنسی مداوم دارد. شیائو بهخوبی از این قضیه آگاه است و در نتیجه فاصلهای معنادار با مادر ایجاد کرده است. شیائو دختری سربهزیر و کاملاً معمولیست که از زندگی آزاد همکلاسیهایاش متعجب است. یکی از همکلاسیهای پسر او را زیر نظر دارد و پس از کشوقوسهای مختلف نظر شیائو را به خود جلب میکند. حال دختر نوجوانی که تقریباً هیچ رابطهی احساسیای در زندگی نداشته در معرض اولین تجربههای تپش قلب و علاقهمندی به جنس مخالف قرار میگیرد. شیائو اولین رابطهی جنسیاش را بدون هیچ مقاومتی و در ساحل با این پسر تجربه میکند و گویی دنیا برای او لذتبخشتر از هر زمان دیگری میشود. اما پسر نوجوان با زبان بیزبانی به او میفهماند که این رابطهی جنسی نشانی از وابستگی عاطفی بین این دو ندارد. سپس شیائو در معرض عکسی قرار میگیرد که از رابطهی خود با این پسر در گروه مدرسه پخش شده است.
نقطهقوت فیلم درست روی همین مرز قرار گرفته است. شیائو بهجای آنکه خود را خانهنشین کند و همچون بسیاری دیگر از روایتهایی با همین درونمایه دست به عملی غلوشده بزند، تصمیم میگیرد زندگی را بدون ذرهای وقفه ادامه دهد. او فقط از خود میپرسد که «چرا من بهعنوان یک دختر باید مورد سرزنش قرار بگیرم و نگاه سنگین دیگران متوجه من شود؟» او با طرح این پرسش در ذهناش تصمیم میگیرد همچون دیگران و بهخصوص مادر، رابطهی جنسی را با افراد مختلف تجربه کند.
روایت آقای لی بسیار نرم و آرام و بدون حتی برشهایی که بخواهند ضربآهنگ فیلم را سینوسی کنند، همراه با شیائو روی مرز فروپاشی و ادامهی زندگی ایستاده است. مخاطب در این روایت کمی از پیشقضاوتهای خود میکاهد و در حوادث مشابه در زندگی خود یا دیگران تأمل میکند. هیچ دادگاهی قرار نیست دخترانی چون شیائو را قضاوت کند. آنچه در پیشقضاوتهای مردمان وجود دارد همان نگاه مردسالارانه به زن است. شاید با گفتهی من با ای گزاره که در قرن بیستویک زندگی میکنیم و دیگر گزارههای اخلاقی مردسالارانه در باب زن وجود ندارد مخالفت کنید. اما همهامان میدانیم که حتی در ایالات متحده و اروپای غربی نیز زن در نظر بسیاری از مردمان جامعه دچار تعریف جدیدتری نشده است. شاید باید انگشت اتهام را بهسوی انواع جریانهای فمینیستی فعال در جهان نشانه گرفت که طی ۱۰۰ سال اخیر چه نکتهای را فراموش کردهاند که هنوز نتوانستهاند تعریف مشخصی از رابطهی مرد و زن در امور عاطفی و جنسی بهدست دهند. مقالات بسیار، همایشهای چند صد نفره، کتابهای قطور و آثار هنری مختلف هنوز موجب شکلگیری نگاهی متعادل به این موضوع نشدهاند. شیائو و هزاران دختر نوجوان همانند او هر روز در معرض همین نگاههای سنگین قرار میگیرند. آنها بیگناهند و چیزی جز اعتمادی که در حال ساختناش بودند به آنها پشت نکرده است. اما این شخصیتها بخشی از جامعه هستند و نیاز دارند همچون دیگر افراد زندگی خود را بدون وقفه ادامه دهند. شیائو در این فیلم درست روی همین نقطه دست به انقلابی فردی در اجتماع کوچک مدرسه و خانواده میزند. او باعث میشود مخاطب درست پس از این مواجهه و تصمیم او برای ادامهی زندگی کمی، فقط کمی پیشقضاوتهای تند گذشتهی خود را تعدیل کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.