آقای گری کاش شغل ایتالیایی را بار دیگر مرور میکردید
«اف. گری گرِی» نام خود را در سینمای سرگرمی با فیلم «شغل ایتالیایی» پرستاره در سال ۲۰۰۳ روی زبانها انداخت. البته این کارگردان در دههی ۱۹۹۰ کار خود را آغاز کرد و قبل از شغل ایتالیایی چند اثر دیگر را در ژانرهای هیجانانگیز، گنگستری و حتی اکشن-انتقامی و کمدی هم روی پرده برد، اما سکوی پرتاب او در سینمای پرستاره بیشک همان شغل ایتالیایی بود. مخاطب سینمای سرگرمی معمولاً از آثاری که درونمایهی سرقت را در خود دارند استقبال میکند و شاید بههمین سبب است که آقای گری را همچنان با همان فیلم میشناسند. این کارگردان آمریکایی پس از آن در چند پروژهی دیگر هم دست داشت و اتفاقاً یکی از قسمتهای سریع و خشن و مردان سیاهپوش را نیز روی پرده برد. حال او بار دیگر هوای اثر سال ۲۰۰۳ خود را کرده و بهسراغ فیلمی با درونمایهی سرقت رفته است.
همانطور که انتظار میرفت آقای گری سعی کرده اثر خود را تبدیل به یکی از همان فیلمهای ۱۳ سالهی چندکشوری هالیوود کند که یک گروه سارق حرفهای و مستقل درگیر یکی از پروندههای مهم جهانی میشوند و باید با همکاری سیآیای و اینترپل و انواع و اقسام نامهای دولتی آشنا در چنین آثاری جلوی رخ دادن یک فاجعه را توسط نیروهای شر بگیرند. در چنین آثاری یک نکته بسیار جالب است و آن هم عدم تغییر خطهای دیالوگهای هیجانی است. آقای گری حتی به خود زحمت این را نداده که در سال ۲۰۲۳ و با این همه هزینه و قرارداد با چهرههایی چون کوین هارت و اورسولا کوربرو تغییری در ساختار این کلیشههای نخنما ایجاد کند. او در عوض دست به خودکشی عجیبی در اثر خود زده است؛ منفعل کردن کمدی درون کوین هارت و تبدیل کردن او به یک کاراکتر خنثی که کوین هارت را به گوشهی رینگ پرتاب کرده است. آقای گری باید بداند که صرفاً با قرار دادن کی از کاراکترهای اصلی سریال محبوب «سرقت پول» و انبوهی دیگر از بازیگرانی که در نظر مخاطب سینما و تلویزیون آشنا هستند، نمیتواند ضعف مفرط روایت خود را بپوشاند. داستان آقای هارت مریض است و توانایی تزریق هیجان به مخاطب خود را ندارد.
آقای گری در فیلم شغل ایتالیایی حداقل کمی روی منطق روایت خود و درگیر کردن مخاطب با پیچشهای روایی کار کرده بود و در کنار انبوهی از ستارگان سینما توانست فیلم خود را در ذهن مخاطب ماندگار کند؛ البته مخاطب سینمای سرگرمی. اما در فیلم «سرقت» هیچ خبری از کارگردانی نیست که سعی در پویایی اثرش داشته باشد. بهطور مثال به یکی از دیالوگهای موتیف بین کاراکتر سایرس و «اَبی» توجه کنید که چگونه در باب تعداد روزهای یک هفته باعث خلق موقعیت کمدی میشوند؟ حال تصور کنید که کوین هارت در این اثر همان کاراکتر پر شور بود و این دیالوگها و این موقعیتها را همانگونه با اوج و فرودهای مخصوص به خودش ادا میکرد. آقای گری شاید تحت تأثیر مصاحبههای قبلی کوین هارت قرار گرفته که باعث شده این کاراکتر چنین منفعل و خنثی بهنظر برسد. در هر حال این انتخاب حتی اگر دوسویه هم بوده باشد، بزرگترین ضربه به روایت بیجان آقای گری بوده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.