روایت آشفتهی ایرلندی
داستان فیلم خانم «لیسا مالکهی» در ایرلند قرن نوزدهم میگذرد. دختر نوجوانی با نام «مود» وارث عمارت پدر و داراییهای او میشود. اما چون مود به سن قانونی نرسیده، عموی او، «سیلاس»، باید قیم قانونی او شود. سیلاس بههمراه دو فرزند خود «ادوارد» و «امیلی» به این عمارت نقل مکان میکنند و زنی که او را مادام خطاب میکنند و بهنوعی معلم خصوصی امیلی محسوب میشود نیز آنها را همراهی میکند. سیلاس ظاهراً بهتازگی از زندان رها شده است. او را به جرم قتلی که در نتیجهی بدهیهایاش رخ داده دستگیر کرده بودند، اما بهسبب نبود مدارک کافی از زندان آزاد شده است. حال سیلاس و خانواده قرار است همراه مود در این عمارت زندگی کنند. خانم مالکهی در روایت خود از همان ابتدا نشان میدهد که سعی دارد وارد دالان زن قرن نوزدهمی شود و از طریق مود مخاطب را به تقابل با جامعهی مردسالار آن زمان بفرستد.
اما آیا این روایت صرفاً با نشان دادن یک صحنهی تجاوز و تلاش سیلاس برای به حاشیه راندن مود میتواند ذهنیت کارگردان خود را تصویر کند؟ باید گفت که داستان خانم مالکهی راه به جایی نمیبرد. این فیلم نه رازآلودگی در خود دارد و نه قادر است هیجانی را به مخاطب ارائه دهد. همهی سکانسها ترکیبی از شعارزدگی در دیالوگها و قابهایی دچار کانتراست است. ترکیب رنگ مشکی و فضای خاکستری موجود در فیلم هم باعث القای هیچ حسی به مخاطب نمیشود. داستان ضربآهنگ بالایی دارد و گویی قرار نیست چیزی با نام کسالت را در آن یافت. اما در کمال تعجب پردهی دوم کارگردان را گم کرده و کاراکترها بهنوعی دچار روزمرگی میشوند. هیچکدام از سکانسهای پردهی دوم تعریفی برای سکانس بعدی یا قبلی نیستند. خانم مالکهی در روایت خود دائم به دنبال شعارهای رایج طی چند سال اخیر است که در بسیاری از آثار فرانسوی و هالیوودی شاهد آن بودهایم. برای درک بهتر این موضوع میتوان به فیلم «نامههای کوچک شرورانه» رجوع کرد. کارگردان آن اثر نیز یک زن بریتانیایی بود و اتفاقاً به دورهای وارد شده بود که در آن زن همچون فیلم خانم مالکهی ابزاری برای رفع عطش جنسی مرد و فرزندآوری قلمداد میشد. خانم شاروک در آن اثر ابتدا ظرف فرم خود را پرداخت کرده و سپس محتوای مد نظرش را درون آن ریخته بود. اما خانم مالکهی در روایت خود نه فرمی دارد و نه محتوایی. داستان فیلم او با چشم بر هم زدنی برای مخاطب عیان میشود و رازآلودگی درون خود را از دست میدهد. خانم مالکهی سعی دارد از طریق مود، امیلی، مادام و پیشخدمت خانه روایت را بهگونهای پیش ببرد که مخاطب با انواع نگاههای جنس زن در جامعهی آن زمان روبهرو شود، اما هیچکدام از این پرداختها کامل نیستند؛ نه حماقت موجود در رفتار امیلی و آن پیشخدمت و نه باور کورکورانهی مادام به زیست در جامعهای که اینگونه است و نه حتی عصیان تکنفرهی مود. این فیلم جز بازی خوب بازیگراناش ارزش افزودهای در روایتهای سینمایی ندارد. خانم مالکهی در تجربههای بعدی خود باید بداند که فرم روایی اثرش باید آنقدر قدرتمند باشد تا مخاطب حتی شعارها و افههای او را در حدی متوسط بپذیرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.