«لئو» در خانهی «پل» است و از او میخواهد با اینکه پولی در اختیار ندارد، به او مواد بدهد. پل این کار را انجام نمیدهد. لئو که بهشدت به این مواد نیاز دارد بهسمت پل رفته و چاقویی که در دست پل است را میگیرد و او را میکشد. سپس خانه را بهدنبال مواد میگردد، اما نمیتواند چیزی بیابد. پس مجبور میشود دستِخالی به خانهاش بازگردد. در خانه «لوئیس»، پسری جوان، نیز منتظر اوست. لوئیس هم معتاد است. لئو با برداشتن دفترچهای از خانهی پل که نام دلالان مواد در آن است بههمراه لوئیس راهی میشوند تا بتوانند مواد مخدری برای خود بیابند.
فیلم «صورت زخمی»، محصول ۱۹۸۳، یکی از فیلمهای مطرح در دنیای مواد مخدر است. «تونی مونتانا» یک مهاجر کوبائیست که با پیشخدمتی کارش را شروع میکند و کمکم جادو و قدرت پول او را وسوسه کرده و طولی نمیکشد که قاچاقچی معروفی میگردد. اما مونتانا یک خلافکار عادی نیست. شخصیت جذاباش بیننده را با او همراه میکند و حتی ممکن است باعث شود که بیننده دلاش نخواهد او دستگیر شود. فیلمی که خشونت دنیای خلافکاران و قاچاقچیان موادمخدر را بهخوبی میتواند به تصویر بکشد. اما فیلم «کلهلیموییها» دربارهی دنیای خلافکاران بزرگ نیست. نه ادعایی دارد برای نشان دادن خلافکاران بزرگ و نه در داستاناش تلاشی برای بزرگ جلوه دادن چیزی میکند. بلکه خود فیلم هم بسنده میکند به همان اتفاقات سادهای که در منطقی روایی رخ میدهد.
فیلم «کلهلیموییها» دربارهی دنیای دو معتاد به مواد مخدر است که نه حرص پول و نه حرص چیز دیگری باعث نمیشود آنها دست به خلاف بزنند، بلکه نیاز شدیدشان به مواد باعث میشود، سیاهترین جنبههای شخصیتیاشان، حتی آن چیزهایی که خودشان باور ندارند، را نشان دهند. لئو بهخاطر اینکه بتواند فقط برای یک بار دیگر مواد را ببیند، پل را بهراحتی میکشد و در درون حتی احساس پشیمانی از کشتن او را ندارد. چنانکه بار بعدی راحتتر هم نفر بعدی را میکشد. نیاز شدید این دو نفر به مواد مخدر بهخوبی در بازی آنها و گریماشان نیز دیده میشود. قیافهی لاغر لئو با چشمانی فرورفته و قرمز و تیک عصبیای که دارد و مدام با دستاناش سبیلاش را نوازش میکند، میتواند حس نیاز و اعتیاد شدید او را نشان دهد. لوئیس پسری که شاید هجده سال هم ندارد با طرز راه رفتناش و رویایی که مدام در ذهناش دخترکی زیبا را میبیند که به او لبخند زده و از کنارش عبور میکند، هم چهرهی گرفتار یک معتاد را کاملاً نشان میدهد.
فیلم «کلهلیموییها» در نشان دادن این دونفر و رفتارهاشان خوب عمل کرده است، اما شخصیتهای دیگر چنانکه باید تأثیرگذار نیستند و مکالمات و دیالوگهای آنها نیز بیشتر خستهکننده است تا جذاب. فیلم لایههایی از کمدی را نیز در خود دارد، اما موتیفهای رفتاری و در بعضی موارد گریم داستان را غیرواقعی کرده و بهجای آنکه فیلم را وارد کمدی گروتسک کند، آن را از روند خود جدا میکند. روایت داستان هم با وجود شخصیتهایی که پرداخت کاملی ندارند پخته دیده نمیشود.
اما پایان جالبتوجه داستان از خستهکنندگی فیلم میتواند بکاهد. فیلم توسط سه نفر نوشته و کارگردانی شده است. سه کارگردانی که پیش از ساخت اولین فیلم بلندشان تجربهی ساخت فیلمهای کوتاه را داشتهاند و این فیلم بلند تجربهی نهچندان بدی برای آنها میتواند باشد.