پوستر فیلم دارودسته‌ی ابرقهرمانان

کی قرار است کمی خلاقیت ببینیم؟

دارودسته‌ی ابرقهرمانان
Legion of Super Heroes
محصول ایالات متحده – ۲۰۲۳
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

سوپرگرل بعد از اینکه با فداکاری مادرش از «کریپتون» نجات پیدا کرد و در برابر حمله‌ای که این سیاره را از بین برد در امان قرار گرفت، وارد زمین شد تا با پسرعموی خود، سوپرمن، زندگی کند. او خیلی زود دردسرهای زیادی را برای سوپرمن ایجاد کرد تا سوپرمن مجبور شود او را برای آموزش به زمین قرن سی‌ویکم ببرد، جایی که پیشرفت تکنولوژی همه چیز را تغییر داده بود و حتی امکان سفر در زمان را هم ایجاد کرده بود. سوپرگرل اما در زمین سال‌های بعد هم نتوانست از دردسر دور شود، با این تفاوت که این بار او توانست از اتفاقی هولناک جلوگیری کند.
انگار همکاری‌ای که برادران وارنر با دی‌سی در انیمیشن «لیگ عدالت: جنگ جهانی دوم» داشتند به دهان‌اشان مزه‌ی زیادی داشته است و توانسته‌اند علی‌رغم داستان نه‌چندان خاص خود علاقه‌مندان زیادی را متوجه کنند که بار دیگر تصمیم گرفته‌اند در ساخت انیمیشنی به اصطلاح متفاوت با هم همکاری داشته‌ باشند. انیمیشنی که این بار قرار است با قهرمان نشان دادن یک زن، سوپرگرل، طرفداران بیشتری را هم جلب خود کنند. اما آیا واقعاً این انیمیشن متفاوت از دیگر انیمیشن‌هایی است که تاکنون ساخته شده است؟ جواب دادن به این سؤال بعد از دیدن انیمیشن و دانستن پیرنگ اصلی داستان کار راحتی است، حتی بدون اینکه به نقص‌های ریز آن توجه کرده باشیم.
نام انیمیشن «دارودسته‌ی ابرقهرمانان» ابتدا در سال ۲۰۰۶ به صورت یک سریال انیمیشنی تلویزیونی شنیده شد. در آن زمان برادران وارنر با اقتباس این مجموعه از کمیک‌های دی‌سی تصور می‌کردند می‌توانند مخاطبان زیادی را دنبال‌کننده‌ی داستان کنند، آنها اما خیلی زود متوجه اشتباه خود شدند و کاملاً ناگهانی بعد از فصل دوم آن را لغو کردند. حال در سال ۲۰۲۳ به نظر می‌رسد بار دیگر آنها کف‌گیرشان به ته دیگ خورده تا رو به سوژه‌ای بیاورند که سال‌ها پیش از آن شکست خورده بودند. شاید آنها تصور می‌کردند می‌توانند این بار با توجه به پیشرفت تکنولوژی و با تصاویری زیبا مخاطبان را جلب خود کنند. اما آیا آنها نمی‌دانند داستان و منطق داستانی چه نقشی در مسیر یک انیمیشن دارد؟ متأسفانه این بار هم برادران وارنر اشتباه کرده‌اند و شکستی دیگر را باید تجربه کنند.
این انیمیشن بسیار کسل‌کننده و ملال‌آور است و تکلیف‌اش با خودش هم روشن نیست. شخصیت‌های فراوانی در درون خود دارد که هرگز به آنها مجال حرف زدن هم داده نمی‌شود و به نظر می‌رسد داستان بارها از یک شکل به شکلی دیگر تغییر می‌کند. در ابتدا تصور می‌شود قرار است سوپرگرل با زمین رابطه برقرار کند، سپس این طور دیده می‌شود که قرار است او مدرسه‌ی آینده بیاموزد چگونه از قدرت خود استفاده کند، اما به ناگاه همه‌چیز کنار گذاشته می‌شود و یک داستان نصفه‌ونیمه‌ی پلیسی روایت می‌شود که قرار است قهرمان‌اش به صورتی احمقانه او باشد. اما چیزی که بیش از همه ما را متعجب خواهد کرد اشتباهات در بطن روایت است. اشتباهاتی که یک مخاطب هوشمند نمی‌تواند آنها را نادیده بگیرد. مثلاً اگر ما حماقت مادر کارا را در مرگ خودش نادیده بگیریم، چگونه می‌توانیم احمق بودن خود کارا را از یاد ببریم؟ در داستان گفته می‌شود کارا یا همان سوپرگرل ماه‌ها است که بر روی زمین است، اما او طوری با وسایل روی زمین رفتار می‌کند انگار به تازگی به زمین وارد شده است. مگر می‌شود او هنوز بعد از ماه‌ها بودن در زمین نیاموخته باشد که تکنولوژی کریپتون بسیار پیشرفته‌تر از زمین بوده است و او نباید منتظر دیدن ربات‌ها بر زمین باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟