گذر از مرزهای خلاقیت
سکانس ابتدایی انیمیشن با نبردی میان «سیلور» و دوکی که بسیار قدرتمند است، آغاز میشود. سیلور که توانایی این دوک را میبیند، تنها راه را فرار از دست او دیده و سپس به سراغ کشیش و رئیس خود میرود. او با مشورت با کشیش تصمیم میگیرد، به همراه «لوتوس» برای نجات جان استاد بزرگ خود، «گیلگمش» که اسیر دشمنان شده است، اقدام کند. آنها برای این کار به کمک «یوهوا» نیاز دارند. در این میان شاگردِ سیلور، «چیلینگ»، نیز که در خانهی یوهوا است، با این افراد همراه شده و چهار نفری در سفری طولانی به جنگ با دشمنانشان برمیخیزند.
قسمت اول انیمیشن «افسانهی سلسلهی غارتگر» در سال ۲۰۱۶ منتشر شد. در این انیمیشن ما با شخصیتهای داستان، فضای داستان و نبردهای خاص میان افراد آشنا شده و حالا در قسمت دوم همان شخصیتها دوباره در کنار هم قرار میگیرند تا بتوانند از افراد باارزشی که در زندگیشان دارند، دفاع کنند. پلات کلی انیمیشن روشن است؛ رهایی گیلگمش، اما اتفاقات زیادی در بطن داستان رخ میدهد. درواقع وسعت دنیایی که این افراد در آن زندگی میکنند، آنقدر زیاد است که میتواند به راحتی بیننده را گیج کند و حتی ممکن است با تمرکز زیاد هم نتوان چندان دربارهی اتفاقات روی داده در داستان اطلاعاتی کسب کرد، اما تصاویر و خلاقیت موجود در این تصاویر و در نبردهای رخ داده میان افراد آنقدر زیاد است که میتواند، به راحتی مخاطب علاقهمند به این نوع انیمیشنها را در برابر خود بنشاند.
نوع تصاویر این انیمیشن با کمک تکنولوژیهای کامپیوتری و با استفاده از حرکات انسانهای واقعی ساخته شده است، پس به راحتی میتوان گول تصاویر را خورد و تصور کرد، حتی این افراد واقعی هستند، زیرا جزئیات به کار گرفته شده در چهرهها و رفتارهای افراد کاملاً دقیق است. این دقت را در محیط پیرامونی و اتفاقات رخ داده در آن نیز میتوان دید. بهمانند دقتی که هنگام بارش باران و خیس شدن افراد و لباسهای آنها بر روی تصاویر دیده میشود. از سوی دیگر زاویهی تصاویر نیز در بالابردن زیبایی و اثر داستان کمک بسیاری کرده است. چرخش سیصدوشصتدرجهای تصاویر در زمان نبردهای تنبهتن یا در موقعیت خاص باعثِ ایجادِ احساسِ نزدیکی بیننده با تصاویر شده است. اهمیت دیگر این نبردها در نوع آنهاست که هرگز تکراری نمیشوند و هربار به شکلی جدید افراد به نبرد باهم میپردازند. اگرچه بیننده دقیقاً قانون خاص این نبردها را نمیفهمد و داستان هم تلاشی برای توضیح نیروهای هر شخصیتاش نمیکند، اما این نبردها زیباییهای بسیاری دارند.
خلاقیت در نوع نبردها و البته خلاقیت در محیط پیرامونی این انیمیشن همان چیزیست که منجر میشود، بیننده حتی نتواند از یک لحظهی آن چشمپوشی کند. این خلاقیتها هیچ مرزی ندارند و ما میتوانیم به راحتی منتظر یک اتفاق غیرقابلباور و تعجببرانگیز باشیم. اینکه از هرجایی میشود، شخصی ناگاه وارد محیط شده یا ناگاه دنیای موجود وارونه شده و ما با محیطی جدید و چالشی جدید روبهرو شویم، همان هیجانیست که میتواند، بیننده را در هرلحظه امیدوار به دیدن اتفاقی هیجانانگیز کند.
این انیمیشن علیرغم داستان نه چندان خاص خود اما با تصاویر زیبایاش و خلاقیت بالای آنها و البته جزئیات دقیق به کار رفته در دنیاهای متفاوت آن به راحتی میتواند بیننده را مجاب به دیدن کند. لازم به ذکر است که اگر علاقهمند به بازیهای کامپیوتری هستید، این انیمیشن نیز میتواند به راحتی شما را راضی کند.