دوازده سال پیش «مارتین» به عنوان یک جاسوس در مأموریتی شرکت میکند، اما مأموریت توسط عدهای خراب شده و در این بین عشق مارتین نیز میمیرد. حال بعد از آن سالها مارتین با «لیزا»، دخترش، زندگی کرده و لیزا بر روی مسابقات بوکس پدر شرطبندی میکند. تا اینکه دختری روزنامهنگار به نام «ساشا» از مارتین میخواهد تا مدارکی را که دوازده سال پیش ناپدید شده را پیدا کرده و آن را افشا کنند. از سوی دیگر روسها نیز لیزا را گروگان گرفته تا مارتین این مدارک را برای آنها بیاورد.
دنیای سینما پر است از فیلمهای اکشنی که با داستانهای متفاوت هر یک به گونهای خود را در این دنیای وسیع جا دادهاند. اما تمام این فیلمهای اکشن و شخصیتهای آن نمیتوانند ماندگار شوند. همه «جیمزباند» نیستند که بتوانند از سال ۱۹۶۲ که اولین فیلم از سری فیلمهای او منتشر شد، هنوز هم شخصیت عجیبوغریب خود را نگه داشته باشند. راز ماندگاری شخصیتهایی مانند جیمز باند که بارها حتی بازیگر این نقش نیز عوض شده است، شاید همراه شدن داستانهایاش با دنیای سینماست. فیلمهایی که همواره اتفاق جدیدی هم اگر در آنها رخ ندهد، نوع فیلمبرداری و نوع تصویرسازی حتی نوع موسیقیهای بکاررفته در آنهاست که باعث میشود بینندگاناش راضی باشند.
اما فیلم «میراث دروغها» جز نام زیبایی که دارد توقعی دیگر از آن نباید داشت. از پوستر فیلم نیز میتوان متوجه نوع این فیلم شد. پوستری که عکس «اسکات ادکینز» را بر روی خود قرار داده است چه حرف دیگری میتواند بزند؟ اسکات ادکینز بعد از چند فیلم خوبی که بازی کرد، تبدیل به بازیگر بزنبهادری شد که تنها در فیلمهای رده پایین دیده میشود و دیگر انگار خودش هم باورش شده که نمیتواند در فیلمهای بهتری بازی کند. پیش از این او را در سال ۲۰۲۰ در فیلمهای «ناوبری کور»، «کشفوضبط» و «شرخرها ۲» نیز دیده بودیم که همان شخصیت قهرمان همیشگی را بدون کوچکترین تغییری بازی میکرد. در این فیلم نیز ادکینز در نقش مارتین همان بزنبهادریست که این بار شاید بتواند برخلاف دیگر فیلمهایاش مخاطباناش را کمی راضی کند.
این فیلم از لحاظ داستانی مانند بسیاری از داستانهای دیگر است؛ پر از کلیشه و پر از اتفاقات تکراری اما شاید عمدهی تفاوتی که بتوان در این فیلم دید باورپذیربودن سکانسهای اکشن آن باشد که اگرچه در بستری از اتفاقات تکراری رخ میدهند، اما میتواند بینندهی علاقهمند به این شخصیت را در برابر فیلم بنشاند. ادکینز در این فیلم تلاش میکند دخترش را از دام گروهی روسی برهاند، اما از سوی دیگر رئیس و گروه قدیمی او نیز تلاش میکنند مانع دستیابی او به مدارکی شوند که میتواند بسیاری اطلاعات کارهای غیرقانونی ام.آی.سیکس را لو دهد. این کشمکشهای دوسویه گهگداری به همان سکانسهای اکشن و تعقیبوگریز و نبردهایی ختم میشود که شاید بتوان به آنها اتکا کرد. اما با تمام این سکانسها باز هم فیلم نه داستان جدیدی دارد و نه خلاقیتی در ارائهی آنها.