متوسط و شیرین
برخی آثار سینمایی علیرغم اینکه روایتی متوسط در فرم بصری متوسط را ارائه میدهند، باز هم در ژانر خود بهراحتی مخاطب را همراه میکنند. در این گونه روایتها با داستانی که قصد داشته باشد مخاطب را درگیر درونمایهای خاص کند مواجه نیستیم. کارگردان در طول اثر خود دائم سعی دارد مخاطب را درگیر ضربآهنگی بالا کند و هیجان را لحظهبهلحظه به خورد او بدهد. آقای «آلن اسمات نیل» در اولین اثر بلند سینمایی خود سعی دارد مخاطب را وارد همین دالان ژانری کند.
روایت با آزمایش بارداری «نانسی» در میان یک دشت آغاز میشود. او پس از این سوار بر خودروی خود در میان جادهای بهسوی ناکجا میشود. در میانهی راه دوست صمیمیاش را سوار میکند و ماجرای بارداریاش را با او در میان میگذارد. در حین رانندگی و عوض کردن لباس، کارگردان آن نکاتی را که برای شخصیتپردازی نانسی نیاز است در اختیار مخاطب قرار میدهد؛ او فرزند مردی است که یک غذاخوری در بیرون شهر دارد و حال در نبود پدر قرار است شب را در این رستوران بین راهی از سر بگذراند. روایت از همان ابتدا رگههایی از کمدی را در خود دارد و همین باعث میشود مخاطب دچار نوعی دوگانگی در باب رخدادهای پیش رو شود. کارگردان در بهترین زمان ممکن آن چند جوان را برای مزاحمت نانسی به درون رستوران میفرستد و همین باعث میشود دوگانگی مد نظر او در ذهن مخاطب شکل بگیرد.
روایت آقای نیل سه بخش دارد؛ ابتدا روایت از زاویهدید نانسی تا لحظهای که مهاجمان نقابدار رستوران را احاطه میکنند تصویر میشود و سپس به مرور روایت از زاویهدید «جیک» باز میگردیم تا در همان نقطه بخش اول و دوم به یکدیگر برسند و در نهایت بخش سوم آغاز شود. اما مشکل اینجاست که روایت آقای نیل ضربآهنگی بسیار بالا دارد و همین باعث میشود داستان او به آنی به نتیجه برسد و در نهایت تعلیقی در آن وجود نداشته باشد. روایت او بهراحتی میتوانست با کمکی روند سینوسی مخاطب را علی رغم همان دوگانگی مورد انتظار کارگردان دچار نوعی تعلیق ذهنی نیز کند. اما این اتفاق در داستان رخ نمیدهد و این کوچهی باریک بدون هیچ افت و خیزی به انتهای خود میرسد.
آقای نیل از تست بارداری نانسی و جنینی که در حال شکل گرفتن درون بدن اوست بهعنوان موتیفی پنهان استفاده میکند تا جنون آن شب را به اوج خود برساند. در کنار این استفاده از برخی ترانههای پانک راک و بهخصوص «من بابایی تو هستم» از گروه دو نفرهی «گرلوود» باعث شیرینی روایت در برخی نقاط میشود. این شیرینی آنقدر خوب و ملیح مخاطب را در بر میگیرد که باریکی روایت را برای لحظاتی فراموش میکند. این کارگردان در روایت اول خود نشان میدهد که پتانسیل بالایی برای ورود به روایتهای پیچیدهتری در زیرژانرهایی چون اسپلتر و اسلشر در ژانر دلهره و کمدی-ابزوردهایی در ژانر هیجانانگیز دارد. نانسی و روایت او بهخوبی با مخاطب ارتباط برقرار میکند و همین نشان میدهد که کارگردان در شخصیتپردازی کاراکتر اصلی خود تا چه حد تواناست. شاید در روایتهای بعدی این کارگردان شاهد گسترش بیشتر داستان و در نتیجهی آن شخصیتپردازی بهتر کاراکترهای فرعی نیز باشیم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.