پوستر فیلم واپسین لحظه‌ی شفافیت

فقط با یک نگاه اشتباه

واپسین لحظه‌ی شفافیت
Last Moment Of Clarity
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«سم» در پاریس در یک رستوران و کافه‌ی کوچک مشغول به کار است و تنها تفریحی که دارد رفتن به سینما و فیلم دیدن است. او که سه سال است به‌تنهایی در خانه‌ای کوچک زندگی می‌کند، هر روز صبح یک گلدان را به یاد عشق ازدست‌رفته‌ی خود آب می‌دهد و تلاش می‌کند با خاطرات‌اش زندگی کند. تا اینکه یک روز در سینما هنگام فیلم دیدن متوجه می‌شود یکی از بازیگران فیلم شباهت عجیبی به همسر ازدست‌رفته‌اش دارد، پس برای یافتن حقیقت درباره‌ی همسر خود تصمیم می‌گیرد به لس‌آنجلس باز گردد. در این میان ما متوجه می‌شویم او با نگاه کردن از پنجره‌ی خانه‌اش در گذشته چیزی را دیده است که نباید می‌دیده و همین امر باعث فرار خودش و کشته‌شدن همسرش -جورجیا- شده است. سم با رفتن به لس‌آنجلس اتفاقی با خواهرِ یکی از دوستان قدیمی خود برخورد کرده و «کت» در این راه او را همیاری می‌کند. دیدن این فیلم به‌سرعت ما را به‌یاد فیلم «دختر گمشده» می‌اندازد، اما قطعاً داستان محکم آن فیلم را ندارد. فیلم برای شناساندن شخصیت‌های‌اش سریع عمل می‌کند و آنها را به‌سرعت وارد بازی‌ای می‌کند که قرار است پر از رمز و راز باشد. ما درک نمی‌کنیم چرا باید کت به راحتی با سم دوست شده و کمک‌اش کند. ما افرادی را که باعث فرار سم شده‌اند را نه می‌فهمیم و نه می‌شناسیم. اگرچه فیلم برای شناساندن سم و اتفاقات گذشته و احساسات او زمان زیادی را می‌گذارد، اما شخصیت‌های دیگر را رها می‌کند تا بیننده، خود تا انتها آنها را کشف کند. بیننده باید در یک یا دو سکانس، دیگر شخصیت‌ها را بشناسد و همین امر سوالات زیادی را در ذهن‌اش ایجاد می‌کند. در واقع می‌توان گفت هرچه‌قدر نیمه‌ی اول فیلم به آرامی پیش می‌رود، نیمه‌ی دوم با سرعت خود باعث می‌شود رشته‌ی فیلم از دست حتی خود کارگردان هم در برود و برای پایان آن مجبور شود از پرداخت شخصیت‌های‌اش چشم‌پوشی کند؛ چیزی که ما در فیلم دختر گمشده نمی‌بینیم. در فیلم نامبرده کارگردان از آوردن شخصیت‌های اضافی به فیلم جلوگیری کرده و تمرکز خود را بر شخصیت‌های اصلی داستان‌اش قرار داده. به همین سبب هم ما می‌توانیم به خوبی با آنها همزات‌پنداری کرده و آنها را بپذیریم. حتی در فیلم «دختری در قطار» با بازی خوب امیلی بلانت، با اینکه از نیمه‌ی دوم فیلم نمی‌دانیم آیا اتفاقات رخ داده در داستان حقیقتاً رخ داده‌اند یا تنها خیال هستند بیشتر با شخصیت بلانت رابطه برقرار کرده‌ایم و او را محق می‌دانیم. اما شخصیت سم و یا حتی همسرش جورجیا دارای چنین خاصیتی نیستند.
فیلم از لحاظ زیبایی بصری به مدد پاریس توانسته تأثیر خوبی بر مخاطب بگذارد. هنگام پخش تریلر فیلم بسیاری از این کار هوشمندانه‌ی فیلم به‌وجد آمده و نسبت به دیدن فیلم مشتاق شدند. اما ای کاش برای خود فیلم هم به اندازه‌ی تریلرش هوش و خلاقیت استفاده شده بود.