پیامی سیاسی که آلودهی روایتی پوچ شد
طی دهههای اخیر وبسایتهای خرید در ایالات متحده سبب شدهاند تا دیگر کشورها نیز با تقلید از اینگونه حرکتها به منافع خود دست یابند و موجب سودهای کلان از طریق خریدهای مردم بهخصوص در مناسبتهایی خاص شوند. جذب نیروی موقت برای یک رویداد سودجویانه با حقوق پایین از جمله دستاوردهای آلودهای این حرفه است. وبسایتهایی همچون آمازون با سوءاستفاده از شرکتهای خرد و کوچک محلی به راحتی با شعار مشتری-مداری سعی در کسب اهداف منفعتطلبانه خود هستند که زیر این نیت ظاهراً پاک به فساد کشیده میشوند. حجم سفارشات دریافتی باعث بروز سوددهی بالا و از طرف دیگر فشار بر کارکنان اینگونه شرکتها میشود که موضوع مورد بحث این فیلم هم حول محور همین سوژه است. گرچه این رویداد بعنوان سنتی ژاپنی تلقی نمیشود و کاملاً از فرهنگ آمریکایی وارد بازار ژاپن شده است، اما کارگزاران را بر آن داشته که با توجه به همان الگوی تقلیدی به دنبال منافع مالی بیشتر و بردهداری نوین باشند. مناسبتی که اگر در ایالات متحده یکروزه برگزار میشود، در ژاپن طی چند روز یا هفتهها به طول میانجامد و صرفاً تبلیغاتی برای شرکتهای خرد بهشمار میرود.
در آستانهی فروشهای بلک فرایدی، انفجار یک بسته پستی، ژاپن را در شوک فرو میبرد. فروشگاه آنلاین دیلی فست مسئول توزیع خریدهای مشتریان است که با توجه به این رخداد دچار بحرانی عظیم میشود. «النا فوناتو» مدیر تازه منصوبشده مرکز پخش، مسئول رسیدگی به این واقعه میشود. تهدیدها و ارعاب پیش رو، تیم تحقیق را برای بمبگذاریهای بیشتر آماده میکند. گروه بررسی موظفاند از انفجارهای بیشتر و طبعاً تلفات دیگر جلوگیری کنند. به تدریج با پیگیری مرگ یکی از کارکنان که پنج سال پیش درگذشته پی به دلایل انتقامجویانه از این پرونده میبرند.
خانم «آیکو سوکاهارا» در فیلم قبلیاش، «ازدواج فرخنده من»، نشان داد به فیلمنامهی قوی نیازمند است. او در این فیلم روایت بسیار تاثیرگذار خود را فدای داستانی بیمعنی و سطحی میکند. بیننده در ابتدا به خیال اینکه با اثری مستحکم روبروست که قرار است نقد اساسی بر سیاستهای زراندوزانهی وبسایتهایی همچون آمازون داشته باشد، ذهنیت خود را در ادامه به طمع همین نیت در اختیار گروه تولید قرار میدهد غافل از اینکه وارد روایتی بیمعنا شده که بهراحتی از هدف اصلی و ارزشمند نخست دور میماند.
تنش و استرسی که باید مخاطب را طی انفجارها درگیر خود کند به حد کافی لمس نمیشود. میزان تهییج و تعلیق ماجرا در اندک سکانسهایی همراه بیننده است. نام شرکت توزیع سفارشات، Daily Fast است؛ هنگامی که مورد تهدیدهای بمبگذار قرار میگیرد از طرف او به Daily Faust تغییر پیدا میکند. اهالی سینما بر واژهی «فاوست» اشراف کامل دارند؛ این شخصیت که از ادبیات آلمانی گرفته شده کاراکتریست که روحش را در ازای لذات دنیوی با شیطان معاوضه میکند. حال بیننده با توجه به این نشانه و تمرکز بر شعار نخنمای «مشتری همیشه در اولویته!» منتظر روایتیست که سیلی محکمی به سیاستهای حاکم بر شرکتهای کلان سودجو بزند که همان ابتدا در نطفه خفه میشود. شخصیتها پرداخت درستی نمیشوند و همهچیز در سانتیمانتالیسمی زرد در برابر مخاطب قرار میگیرد. تغییر ریتم ناگهانی فیلم و برشهای نامنظم و باریبههرجهت و البته زمان طولانی اثر حتی بر موسیقی متن فیلم نیز غالب میشود و «ماساهیرو توکودا»، سازندهی موسیقی متن این فیلم، در کنار بازیگران اصلی از عهدهی ماجرای خستهکننده روایت بر نمیآیند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.