پوستر فیلم آخرین گریم

دربه‌در به‌دنبال هیجان

آخرین گریم
Last Looks
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«تیم کرکبی» را بیشتر به‌سبب کارگردانی برخی استندآپ‌کمدی‌ها و پارودی‌هایی که تولید کرده می‌شناسیم. او به حفظ همان درون‌مایه‌ی طنز این‌بار به‌درون استودیوها و بولوار هالیوود رفته تا یک داستان جنایی را تصویر کند.
«چارلی والدو» یک افسر سابق پلیس لس‌آنجلس است که مدتی‌ست از همه‌چیز بریده و به درون جنگل پناه برده است. «لورنا»، دوست سابق او و کسی که چارلی کم‌و‌بیش به او علاقه‌مند است وارد ماجرا می‌شود. او با شیطنت چارلی را وارد یک پرونده‌ی قتل می‌کند؛ «آلیستر پینچ»، بازیگر معروف، متهم به قتل همسرش شده است. این پلات ما را به‌یاد داستان‌های پوآرو یا شرلوک هلمز می‌اندازد. در این داستان‌های جنایی نیز یک کاراگاه خصوصی وارد جنایتی می‌شود که از ساده‌ترین سرنخ‌ها برای پیدا کردن راز یک جنایت پیچیده استفاده می‌کند. اما خب اینجا هالیوود است و باید ضربآهنگ بالایی در فیلم وجود داشته باشد. به‌همین سبب کرکبی با استفاده از همان کلیشه‌های مرسوم در هالیوود فیلم خود را پیش می‌برد؛ تمپوی بالا، موسیقی، برش‌های پی‌در‌پی و دیالوگ‌های پینگ‌پنگی.
در این فیلم اولین چیزی که مخاطب را کمی دچار سردرگمی می‌کند حضور منفعل کاراکترهایی است که علی‌رغم داشتن نقشی اساسی در پیشبرد روایت اما هیچ پرداختی ندارند؛ از وکیل تا مدیر برنامه‌ها و ساقیان مواد مخدر. کرکبی سعی دارد کاراکتر اول خود را مانند یک قهرمان جلوه ندهد. این کارگردان که در اصل باید گفت یک پارودی‌ساز است بیشتر سعی دارد با همان کلیشه‌های رایج در آثار جنایی و هیجان‌انگیز طعمی کمدی به اثرش بدهد و در عین حال قوام فیلم را حفظ کند. اما در هیچ جای فیلم ما چنین تعادلی را شاهد نیستیم. ضربآهنگ سریع فیلم بیشتر باعث سردرگمی روایت است. کارگردان‌هایی که به این نوع روایت‌ها روی می‌آورند تمام سعی خود را برای نشان دادن دنیای خشن و بی‌قانون فیلم انجام می‌دهند. اما در این فیلم چارلی بیشتر شبیه یک عروسک است که بین سرنخ‌ها دست‌به‌دست می‌شود.
ضعف عمده‌ی چنین روایت‌هایی از هم پاشیده‌ای در این است که ابتدا با یک جنایت روبه‌رو می‌شویم. برخی کارگردان‌ها سعی می‌‌کنند روی خط همین جنایت پیرنگ‌های فرعی را وارد روایت کنند و لحظه‌به‌لحظه بر رازآلود بودن آن اضافه کنند. برخی مانند تارنتینو یا مک‌دونا سعی می‌کنند فضای خشن را با حبابی از طنزِ ابزورد نشان دهند. اما کرکبی در هیچ کدام از این دنیاها سیر نمی‌کند. او نه جسارت نشان دادن خشونت را دارد و نه توانایی درست کردن حباب طنز را در خود می‌بیند. در نتیجه موقعیت‌هایی که او در فیلم خود ایجاد می‌کند بیشتر شبیه یک تور تفریحی در یکی از استودیوهای هالیوودی و سر زدن به سکانس‌های مختلف یک فیلم در حال فیلم‌برداری است. در نهایت باید گفت که نباید انتظار چندانی از این دست آثار داشت و مخاطب این ژانر هم بیشتر به‌سبب حضور بازیگران است که خود را مجبور به تماشای آن‌ها می‌کند؛ بازیگرانی چون مل گیبسون که برای فراموش نشدن حافظه‌ی تصویری مخاطب از چهره‌های‌شان روی به بازی در هر اثری می‌آورند.