پوستر فیلم لنسکی

این فیلم هویت مستقلی به آقای لنسکی نداد

لنسکی
Lansky
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

ایتان راکوِی در سه تجربه‌ی قبلی خود که یکی از آنها به کارگردانی و دو اثر دیگر به نویسندگی او بودند نشان از یک کارگردان یا نویسنده‌‌ای که بتواند در ژانرهای درام، هیجان‌انگیز و دلهره حرفی برای گفتن داشته باشد ندارد. از فیلم «طردشده» تا همین فیلم «لنسکی» مشکل او روایت یک قصه ی خوب است. به فیلم لنسکی بپردازیم. راکوِی با یک بیوگرافی آماده قرار است قصه‌ی زندگی یکی از اعضای مافیا یا به‌عبارتی پدر کازینوها و قمارخانه‌ها در ایالات متحده با نام «مِیِر لنسکی» را روایت کند.
اولین مشکلی که کارگردان با آن رو‌به‌روست زاویه‌دید فیلم است. مخاطب از همان ابتدا سردرگمی کارگردان را در تقسیم زاویه‌دید فیلم احساس می‌کند. راکوِی قصد داشته تا زندگی کاراکتر نویسنده را با زندگی لنسکی تلفیق کند اما هیچ تقاطعی بین این دو وجود ندارد. لنسکی بی هیچ دغدغه‌ای زندگی‌اش را برای او روایت می‌کند و نویسنده هم در کنار یادداشت زندگی‌نامه‌ی لنسکی به امورات شخصی خود با خانواده‌ای که دیگر ندارد و تلاش‌های پلیس فدرال برای گرفتن اطلاعات از او می‌پردازد. اما گره داستان کجاست که مخاطب باید منتظر باز شدن آن باشد؟‌ اگر با زندگی لنسکی رو‌به‌رو هستیم پس این تلاش‌های بیهوده‌ی کارگردان در پررنگ‌تر کردن زمان حال هیچ فایده‌ای ندارد. در اتفاقاتی که در زمان حال رخ می‌دهند نه کاراکتر نویسنده دچار پرداخت مناسب می‌شود و نه مخاطب به آن چهره‌ی مرموز لنسکی پی‌ می‌برد. از چهره‌ی مرموز لنسکی گفتیم؛ هیچ کاراکتری جز با اکتی که کارگردان به آن می‌بخشد هویت پیدا نمی کند. اینکه بخواهیم لنسکی را با یک عینک کائوچویی کلفت و خنده‌های مرموز و از طریق نقل‌قول‌های هراسناک دیگران در باب او به‌عنوان یکی از مرموزترین و خطرناک‌ترین گانگسترهای ایالات متحده تشخیص دهیم، باید بگویم لنسکی این فیلم چنین خاصیتی ندارد. مشکل همین‌جاست که هیچ‌کدام از کاراکترها هویت ندارند و کارگردان دائم سعی دارد با استفاده از نقل‌قول‌های شخص سوم و استفاده از دیالوگ‌های پینگ‌پنگی شخصیت لنسکی را دچار عمق کند. اما مگر می‌شود یک کاراکتر آماده از دل تاریخ را این چنین بی‌خاصیت جلوه داد؟ شاید کارگردان سعی داشته فیلم خود را بر اساس قواعد ملودرام پیش ببرد تا مخاطب از زندگی خشن لنسکی فاصله بگیرد. اما باید گفت اگر حتی چنین قصدی هم داشته باز هم روایت فیلم ابتر و دم‌بریده است.
یکی دیگر از شاهکارهای آقای راکوِی در فیلم جدیدش این است که شخصیت لنسکی در فلش‌بک‌ها کپی شلخته‌ای از مایکل کورلئونه‌ است. حتی نوع سر خم کردن و خنده‌ها و عصبی شدن او مخاطب را به‌یاد پدرخوانده‌ی یک و دو می‌اندازد. نمی دانم کارگردان حتی لحظه‌ای دچار تردید نشده که چرا باید چنین کپی مضحکی از یکی از کاراکترهای مهم سینمای جهان را به‌نمایش بگذارد؟ به‌هیچ‌عنوان قابل درک نیست که چرا برای یک کاراکتر مستقل که شرح‌حال مستقل دارد و حتی در رسانه‌های قرن بیستمی هم معروف است باید از چنین شخصیت‌پردازی مضحکی استفاده کرد. دلیل آن تنها می تواند یک چیز باشد و آن هم ناتوانی کارگردان و ضعف او در درک درست از یک شخصیت تاریخی حاضر و آماده است. بی‌شک شخصیت لنسکی جای بسیاری برای پرداخت مناسب توسط کارگردان‌های کاربلدتر را دارد و باید منتظر بود و دید این گنگستر قرن بیستمی در رادار توجه کدام کارگردان صاحب‌ فکر قرار می‌گیرد.