پوستر فیلم سرزمین بد

کارگردانی که به هر ژانری سر می‌زند

سرزمین بد
Land of Bad
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«ویلیام اوبنک» تا قبل از کارگردانی یک فیلمبردار بوده و از فیلم‌های «عشق» و «سیگنال»‌ خود را به‌عنوان کارگردان دنیای علمی-تخیلی به مخاطب سینما شناساند. اما با ورود به دنیای «فعالیت ماوراء‌الطبیعی» و «دنیای زیر آب» طی سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ نشان داد که صرفاً قرار نیست او را در دنیای ژانری خاصی تماشا کنیم. حال او در فیلم جدید خود وارد ژانر اکشن شده و قرار است مخاطب این ژانر را در برابر اثری هیجان‌انگیز و اکشن با نام «سرزمین بد» قرار دهد.

روایت آقای اوبنک در باب مأموریت چهار نفر از نیروهای ویژه در جنوب آسیاست که از پشتیبانی هوایی و پهپادی نیز برخوردار هستند. کارگردان در همان سکانس‌های ابتدایی مخاطب را در برابر معنای ایهامی عنوان فیلم خود قرار می‌دهد و به‌نوعی او را امیدوار می‌کند که قرار است در برابر نوعی تناقض قرار بگیرد. دیالوگ‌هایی که در این سکانس‌ها رد و بدل می‌شوند در باب ذات وحشی انسان و نقش تکنولوژی برای روبه‌رو نشدن انسان با این ذات وحشی در لحظات جنگ است. کاراکتر «کینی» که در ادامه «پلی‌بوی» خوانده می‌شود عنوان می‌کند که تکنولوژی در جنگ به این کار می‌آید که دیگر رو در رو و تن‌به‌تن دست به اقدام وحشیانه نزنیم. در مقابل او «بیشاپ» آنتی‌تز این گزاره را مقابل او قرار می‌دهد که این دلخوشی ما برای فرار از روبه‌رو شدن با جنازه‌های غرق در خون در اطراف‌امان است و این تکنولوژی کشته‌های بیشتری را بر جای می‌گذارد؛ فقط با این تفاوت که دیگر ما دست‌امان به خون آلوده نمی‌شود. او در ادامه نیز بیان می‌کند که وقتی این تکنولوژی به هر دلیلی از کار بیفتد باز هم ما انسان‌ها هستیم که باید با یکدیگر گلاویز شویم. کل روایت فیلم قرار است حول همین مکالمه‌ی اخلاقی در باب جنگ، انسان، خشونت، توحش و در نهایت تکنولوژی تصویرسازی شود. اما آقای اوبنک فیلمسازی مؤلف نیست که قادر باشد از کلیشه‌های ژانری مانند اکشن در پیشبرد گزاره‌ی اخلاقی خود استفاده کند. او در ادامه مخاطب را در برابر سکانس‌هایی قرار می‌دهد که گاه با اسلوموشن و گاه به‌سبک بازی‌هایی چون اسنایپر فقط و فقط در حال القای هیجانی کاذب از جنس اکشن‌های میانه است. آقای اوبنک درون‌مایه‌اش را رها می‌کند و فیلم را تبدیل به تعقیب‌و‌گریز و هر از گاهی بمباران برخی مواضع می‌کند. او حتی در این تعقیب‌و‌گریز نیز ناقص عمل می‌کند و با پرش‌های زمانی و برش‌ها مخاطب را دچار سردرگمی می‌کند. آقای اوبنک در این فیلم روی پلان جغرافیایی اثر خود مسلط نیست، در حالی که کل اثرش بر پایه‌ی مختصات و رد و بدل شدن نشانه‌های جغرافیایی استوار است. او نه‌تنها کاراکترهای خود را در این مسیر گم می‌کند، بلکه باعث تشویش ذهن مخاطب نیز می‌شود. این ضعف یک اثر اکشن بر پایه‌ی تلاش کاراکترها برای رهایی و نجات است. در پرده‌ی سوم نیز عملاً دیگر عنان کار از دست کارگردان خارج می‌شود و شاهد آتش‌بازی‌ها و از آن‌سو درگیریهای لفظی بین مرکزنشینان هستیم که بارها همین جنس دیالوگ‌ها و موقعیت‌ها را در آثار اکشن تجربه کرده‌ایم. فیلم آقای اوبنک فقط در همان دیالوگ‌های ابتدایی بین کینی و بیشاپ ما را امیدوار می‌کند و در ادامه نه‌تنها ارزش افزوده‌ای در اکشن‌های تجاری ندارد، بلکه در برخی مواقع روایت‌اش همان ساختار میانه را نیز ندارد. تلاش آقای اوبنک در برخی از سکانس‌های درگیری شاید مخاطب کم‌توقع ژانر اکشن را سیراب کند، اما اثر او در کلیت خود حتی تبدیل به فیلمی متوسط نیز نمی‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟