وقتی فرم و محتوا فرسنگها از هم دورند
«لامیا» بعد از ازدستدادن پدر در جنگ سوریه حال با مادر زندگی میکند. اما به زودی او و مادرش هم در این حملات خانه را از دست داده و باید به کشوری دیگر فرار کنند. در این میان یکی از معلمان لامیا به او کتابی هدیه میدهد که چراغ راه او برای گذر از روزهای سخت مهاجرت و دوری از مادر و خانه است. این کتاب چیزی جز اشعار یکی از شاعران بزرگ ایرانی، رومی، نیست.
«جلالالدین محمد بلخی» یا مولانای بزرگ در بسیاری کشورها با نام «رومی» شناخته میشود، حتی در غرب یکی از محبوبترین شاعران است. بسیاری از کشورهای همسایهی ایران از ترکیه گرفته تا ازبکستان و ارمنستان بارها تلاش کردهاند این شاعر بزرگ را به عنوان شاعر کشور خود معرفی کنند. نه رومی که بسیاری دیگر از مفاخر شعر و ادب و حتی علم و فلسفهی ایرانی بارها توسط دیگر ممالک همسایه به عنوان ساکنان کشور خود معرفی شدهاند تا بتوانند خود را در تاریخ و در جوامع امروزی نشان دهند. در حالی که ایرانیان در حال خراب کردن بافت تاریخی مشهد و شیراز هستند.
انیمیشن «شعر لامیا» در دو داستان موازی سعی میکند روایت روزهای سخت مهاجرت لامیا و مولانا را تصویر کند. جابهجایی داستان از زندگی لامیا در امروز به زندگی مولانا در گذشته در مسیر این انیمیشن بارها رخ میدهد و مخاطب در داستانی که در آن مهاجمان به مانند هیولاها و شیاطین دیده میشوند میتواند با تمثیلی زیبا با روایت همراه شود. تمثیلی که میتوانست بسیار اثرگذارتر باشد، اگر داستان و محتوای روایت گستردگی و عمق بیشتری داشت. لامیا عملاً بدون پرداخت در مسیر داستان بارها در مواجهه با شیاطینی قرار میگیرد که به حضور آنها هم پرداخت کمی صورت گرفته و مخاطب آنچه میبیند را بسیار فراتر از داستان تشخیص میدهد. بطن روایت و تلاشی که کارگردان برای خلق یک روایت موازی انجام داده ستودنی بوده، اما هرگز نمیتواند عمقی قابلپذیرش را به آن دهد. مولانا با مواجهاش با لامیا میتوانست ردپای بسیاری از اشعارش را نشان دهد، اما کارگردان تنها به چند شعر آشنا و شناختهشده اکتفا کرده و تلاش نکرده نقبی به اشعار عمیق دیگرش بزند. البته که به دلیل گسترهی آگاهی ما از مولوی و اشعار او این داستان هرگز نمیتواند ما را راضی کند، اما احتمالاً در راضی کردن بسیاری از مردم کشورهای دیگر موفق است.
انیمیشن «شعر لامیا» با تصاویر سادهی خود از سوی دیگر میتواند باعث کنجکاوی مخاطب نوجواناش دربارهی شاعر بزرگی چون مولوی شود. مولوی اشعار موزون و قابل تأملی دارد و اگرچه اثرش بر مخاطب ایرانیاش بیش از مخاطب غیرایرانی است، اما راهگشای خوبی برای همهی مخاطباناش است. اگر کارگردان این انیمیشن توانسته بود بیشتر دربارهی مولوی و آثارش تحقیق کند، میتوانست روایت خود را برای مخاطبان گیراتر و عمیقتر کند. «الکس کرومر» مستندسازی است که مذهب و عرفان را در آثارش بسیار میتوان دید و شاید آنقدر که تلاش میکند به اصول عقیدتی خود پایبند باشد، تلاش نمیکند به اصول فیلمسازیاش بپردازد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.