«مورگان» از اینکه با «رودریک» آشنا شده است بسیار خوشحال است اما نمیداند چگونه خبر رفتن خود به پاریس – او قرار است بعد از فارغالتحصیلی به پاریس برود- آن هم طی چند هفتهی دیگر را بدهد. از سوی دیگر خبر بیماری پدر رودریک باعث میشود او زودتر دانشگاه را برای رفتن به خانه و نزد مادر و پدرش ترک کند. از این روست که مورگان بعد از اتمام دانشگاه برای دیدار با رودریک و صحبت دربارهی آیندهشان به صورت ناگهانی و بدون اطلاع رودریک به خانهی آنها میرود. اما با کمال تعجب متوجه میشود رودریک از آمدن او خوشحال نشده است. رفتارهای مادر رودریک یعنی «لیدی آشر» نیز عجیبوغریب دیده میشود.
داستان کوتاه «سقوط خانهی آشر» اثر ادگار آلن پو تاکنون منبع الهام فیلمهای زیادی قرار گرفته است. میتوان اینگونه گفت که هر فیلمی که نام آشر را یدک میکشد درواقع اقتباسی از این داستان کوتاه خارقالعادهی قدیمی است که سعی کرده است تصویری دیگر از داستان آلن پو را به نمایش گذارد. فیلم «بلادهود» محصول ۲۰۲۰ نیز یکی دیگر از فیلمهایی بود که از این داستان کوتاه بهره برده بود. در این فیلم آنچه منجر به جذابیتاش شده بود موسیقی و فضای پیرامونی یا بهتر است بگوییم در کل میزانسن آن بود که بیش از داستان آن بیننده را متوجه خود میکرد. خانهای مدرن با راهروهایی تنگ و نورپردازیای که رمز و راز داستان را بیش از پیش نیز نشان میداد. اتفاقی که در داستان «لیدی آشر» به هیچ عنوان به آن توجه نشده است. حتی یکی از علتهایی که این فیلم نمیتواند خود را به خوبی در دل بینندهاش جای دهد میزانسن نامناسب آن است. لباسهایی که شخصیتهای داستان میپوشند آنقدر با گریم این افراد ناهمخوانی دارد که چهرهی اصلی شخصیتها را برای نقشهای خود زیرسوال برده است. اگرچه خود گریم شخصیتها هم چنگی به دل نمیزند اما شاید اگر این گریم همسو شده با لباسها بود اینچنین فیلم را از لحاظ تصویری ناخوشآیند نمیکرد. خانهی خاندان آشر نیز نسبت به اتفاقات ترسناک و رازآلودی که در آن باید رخ دهد هم سهمگین و قدیمی دیده نمیشود.
طرح اولیهی فیلم «لیدی آشر» اما برخلاف داستان فیلم «بلادهود» بسیار پربارتر و جذابتر است. در فیلم بلادهود ما با اتفاقاتی نه چندان بزرگ روبهرو هستیم که فیلم سعی کرده است بیشتر بر شخصیتهای خود و افکار و ایدههای آنها تمرکز کند و متأسفانه از پس آن هم به خوبی برنیامده است. اما در فیلم «لیدی آشر» ما با یک سلسله روابط و اتفاقات عجیب روبهرو هستیم که اگر پرداختی متبحرانه داشت این فیلم را میتوانست در نوع خود یکی از زیباترین فیلمهای ترسناک و رازآلود کند. اما این فیلم نیز با کمال تعجب نتوانسته است داستان قویاش را به خوبی روایت کند و خود با دستاناش منجر به مرگ خود شده است.
یکی از مهمترین ایرادات این فیلم را در عدم تعادل روایت داستان باید دانست؛ آنجا که داستان به جای پرداختن به اتفاقات در خانهی آشر و بسط دادن به آنها و تمرکز بر سکانسهای ترسناک آن، در ابتدا به روابط مورگان و دوست هماتاقیاش پرداخته است و سپس با تک سکانسهایی کوتاه خواسته است به رازهای این خانهی عجیب وارد شود. حتی شخصیت مورگان به عنوان اصلیترین شخصیت داستان نیز آنقدر بدون پرداخت است که تغییر رفتار او آن هم آنگونه ناگهانی در انتهای داستان کاملاً بیدلیل و بدون منطق دیده میشود. در صورتی که فیلم با پرداخت بیشتر به مورگان و حوادثی که در خانهی آشر رخ میدهد میتوانست داستان خود را در چشمان بینندهاش خاص و مثالزدنی کند.