زبالهسازی با ستارهها
متأسفانه آب گلآلود دنیای نتفلیکس تقریباً هر مخاطبی را در سینما ناامید کرده است. بسیاری از فیلمسازان از طریق این پلتفرم آثار خود را تولید و عرضه میکنند، اما مخاطب را با شک و تردید به تماشای اثرشان فرامیخوانند؛ شک و تردیدی که بیشک از دل ووکیسم و بر هم زدن تمام مفاهیم برابری جنسیتی، نژادی و در نهایت نمادهای مبارزاتی مدنی بیرون میآید. «ثیا شاروک» کارگردانی قابل احترام است و طی ۵ سال اخیر دو اثر از او را مرور کردهایم: آثاری بر پایهی کمدی و درام اجتماعی. اما او در اقدامی کاملاً شوکهکننده دست روی روایتی گذاشته که بدون شک هیچ قرابتی با دیگر آثارش ندارد.
شاروک در اثر خود مخاطب را به یکی از آن سفرهای لحظهای در جهان موازی و معکوس دنیای فعلی میبرد. مردی با نام «دیمین» که شهرت زنبارگیاش یکی از نقاط قوتش محسوب میشود، قرار است مدیر عامل بعدی یکی از آژانسهای تبلیغاتی معروف شود. او در دنیایی کاملاً زنستیزانه و با شعار «نقطهقوت زن بدن اوست» پارهای از بدیهیات جامعهی مدرن را در برابر چشم مخاطب قرار میدهد. تصادفی ناگهانی و یک ضربه و سقوط باعث میشود او در دنیایی معکوس بیدار شود؛ در دنیایی که همهی تعاریف مردانه زنانه شدهاند.
فروپاشی روایت شکلنگرفتهی شاروک در همین دنیای معکوس به اوج خود میرسد. او هیچ تعریفی از این دنیای متضاد و موازی ندارد و صرفاً از طریق کلیپهایی که شاید در بهترین حالت بتوان آنها را کمدیهای طرحواره نامید دست به بازتعریف مفاهیم آشنا در ذهن مخاطب میزند؛ مفاهیمی که تقریباً بنمایههای جنسی دارند. شاید اگر قرار بود این دنیای متضاد را از لنز دوربین یک کارگردان زن ناامید بهعنوان نمایندهی جامعهی زنان مشاهده کنیم، شاروک میتوانست اثر قابل اعتناتری را بهتصویر بکشد. اما او نه یک زن عصبانیست و نه حتی یک زن ناامید. شاروک در این اثر یک کارگردان زن نتفلیکسی است که سعی دارد به مذبوحانهترین شکل ممکن روایتی دارای پتانسیل را از بین ببرد.
شاروک با همین نگاه دست به شخصیتپردازی زده که ای کاش این کار را نمیکرد. استفاده از «ساشا بارون کوهن» و «روزمند پایک» هم به این طرحواره کمکی نکرده است. استعداد کمدی کوهن در بداههگویی هیچ سنخیتی با اثری ندارد که نیاز مبرم به ساختار روایی محکم و ساختارمند دارد. شاروک حتی قادر نیست در این اثر این زوج را به شیمی متوسطی در دو دنیای موازی برساند. در نتیجه موسیقی متن گوشخراش، ضربآهنگ بالا، برشهای متوالی، کلیپیشدن سکانسها و در نهایت آببستن انتهای روایت خروجی تلاش این گروه در فیلم مورد نظر است.
حداقل در دنیای که زیست میکنیم دیگر بر کسی پوشیده نیست که برای حفظ ثبات و امنیت اجتماعی باید اقدامات جدیتری علیه سوءاستفادهگران دنیای مردسالار انجام داد؛ همانها که هنوز تعریف زن را تنانه بهتصویر میکشند. شاروک در اثر خود بهراحتی میتوانست با گرفتن ریسمانی از درون این دنیای پرتلاطم، حداقل روایتی سرراست با متن کمدی سیاه و اجتماعی ارائه دهد. اما او تصمیم گرفته کمدی خود را در فکاهیترین و میانهترین شکل ممکن در برابر چشم مخاطب قرار دهد؛ کمدیای که به خفقانهای اجتماعی و ناپیدای مورد اشاره در فیلم نیز لگد محکمی میزند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.