دستبهدامان بروسلی برای مقابله با خشونت خانگی
«مبروک المکری» طی دو دههی اخیر ۴ اثر بلند سینمایی روی پرده برده است. او از همان ابتدا با ستارگانی همچون «بروس ویلیس» و «جان کلود ون دام» در اوج دوران حرفهایاشان همکاری کرده است. المکری نشان داده که حداقل در ژانر اکشن میتواند آثاری متوسط را روی پرده ببرد. این کارگردان کمکار فرانسوی در جدیدترین اثر خود سعی دارد درونمایهی خشونت خانگی علیه زنان را در ساختار اکشن-رزمی روی پرده ببرد.
المکری در افتتاحیهی اثر خود با ضربآهنگی سریع شیوهی آشنایی «زهره» و «عمر» و تشکیل خانوادهی آنها را از زبان «بینتا» روایت میکند. زهره در این فیلم زنی روستایی و اسیر خشونتهای گاهوبیگاه عمر است. بینتا در مرور زندگی این دو به نرخ خشونت علیه زنان توسط همسراناشان اشاره دارد. المکری از زبان بینتا قصد دارد مخاطب را به این نقطه برساند که سهچهارم این خشونتها نه تحت تأثیر مشروبات الکلی و نه تحت تأثیر هیجانات لحظهای است، بلکه فرد با خودآگاهی از برتری فیزیکی خود نسبت به همسر دست به چنین خشونتهایی میزند. اما المکری یک کارگردان سینمای اکشن است و نمیتوان از او انتظار داشت که هم بتواند ژانر خود را پیش ببرد و هم درونمایه را شکل دهد. در نتیجهی این عدم تسلط روی دو موضوع با ضربآهنگی بالا و در عین حال عدم شخصیتپردازی کاراکترهای درگیر در این روایت روبهرو هستیم. المکری هر بخشی از زندگی زهره را که بخواهد بهتصویر میکشد. مخاطب نیز در این فیلم نه حق ورود به زندگی عمر و زهره در آپارتماناشان را دارد و نه بیچارگی این زن برای مقابله با خشونت همسر را میبیند. کارگردان هر وقت بخواهد وارد آپارتمان میشود و درگیری این دو را در حد چند نما بهتصویر میکشد و هر وقت بخواهد زهره را تبدیل به سوپرمن میکند.
المکری بسیار علاقه دارد بار کمدی اثر را بالا ببرد، اما از سویی نیز دوست دارد درونمایهی خشونت خانگی علیه زن را در همهجای اثرش بهتصویر بکشد. اما مخاطب هیچکدام از اینها را بهطور کامل و پرداختشده در اثر المکری نمیبیند. فیلم او همچون تکه کلیپهایی است که زهره برای آموزش دفاع شخصی در تلفن همراه تماشا میکند. برشهای نامنظم و دوربینی که، حداقل در این اثر، برای بهتصویر کشیدن نماهای اکشن آماده نیست از دیگر ضعفهای این فیلم محسوب میشوند. مضحکتر از همه نحوهی ورود «چانگ» به فیلم و آموزش دادن زهره است. المکری شاید بهدلیل علاقهی دوران کودکیاش به آثار بروسلی، این اثر را بهترین فرصت برای تبدیل کردن کاراکتر اصلی به بروسلی فرض کرده است. در نتیجه زهره بیش از آنکه زنی عصیانگر علیه خشونت خانگی باشد، اسیر فانتزیهای ذهنی کارگردان اثر شده و بیشتر بروسلی در کالبد یک زن است. المکری بهراحتی میتوانست ژانر اکشن-رزمی را بهصورت نمادین تبدیل به درفش عصیان زهره کند. او میتوانست زهره را همان عصیانگر تنها و بدون چارهای نشان دهد که با کنگفو و کاملاً انتزاعی علیه این خشونت میشورد. اما المکری فیلمسازی مؤلف با گسترهای از خلاقیت هنری نیست. او از اینکه توانسته زهره را تبدیل به بروسلی ذهنیاش کند بسیار هم خوشحال است. فیلم «زهرهی کونگفوکار» اثری ضعیف از سینمای جریان اصلی فرانسه است که حداقل فرسنگها با آثار اکشن-کمدی دیگر این سینما در سالهای گذشته فاصله دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.