«مولان» از سوی قبیلهی «سنترال پلینز» برای کشتن پادشاه قبیلهی «گرسلند شمالی» فرستاده شده است. چراکه خبرهایی از افراد محلی رسیده که قبیله گرسلند قرار است به سنترال پلینزها حمله کند و صلحی که در اکثر نقاط جهان ایجاد شده است را از بین ببرد. مولان اما زمانی که وارد چادر پادشاه قبیلهی گرسلندشمالی میشود با پسربچهای روبهرو میشود. ازاینروست که از کشتن او منصرف شده و به قبیلهی خود باز میگردد. اما در هنگام بازگشت با مأموران گرسلند روبهرو میشود.
افسانهی «مولان» اولینبار در سال ۱۹۹۸ بهصورت یک انیمیشن به تصویر درآمد. افسانهای که از یکی از اسطورههای کهن کشور چین برگرفته شده است. در این انیمیشن جذاب مولان خود را به صورت مرد درمیآورد و وارد ارتش میشود و با شجاعتهای خود نام خود را زبانزد همگان میکند. در سالهای بعد از سال ۱۹۹۸ اما مولان به عنوان یک شخصیت مهم سینمایی توانست هرازگاهی خود را در یک فیلم نشان دهد. اما ما فقط در سال ۲۰۲۰ با سه اثر متفاوت از این شخصیت روبهرو بودیم. در نسخهی فیلم لایواکشنی که دیزنی آن را ارائه میدهد چنان چون دنیای خود دیزنی ما با تصاویری جذاب و دیدنی با پلاتهای رنگیای که قرار است بینندهی بالای دوازده سال خود را جذب کند روبهرو هستیم. فیلمی که داستاناش محتوای خاصی ندارد و شخصیت مولان در آن سطحی و پیشپاافتاده نشان داده شده است. در یکی از نسخههای چینی بهنام «مولان بیهمتا» ما نهتنها با داستانی ازهمگسیخته روبهرو هستیم بلکه تصاویر آن نیز هیچ حرف خاصی ندارد. نسخهی سوم این شخصیت که آن هم چینیست اما توانسته است تا حدودی به روایت خود شکل بدهد و جذابیتهای تصویریای را در خود ایجاد کند و از دو نسخهی دیگر قابلپذیرشتر باشد. حال ما علاوه بر این سه اثر با یک انیمیشن از این شخصیت روبهرو هستیم که آن هم به مانند دو فیلم لایواکشنِ نامبردهشدهی ابتدایی حرفی برای گفتن ندارد.
انیمیشن «مولان کونگفوکار» از همان ابتدا داستان خود را احمقانه شروع میکند. مولان که با احتیاط تمام وارد قلمرو دشمناش شده اما با بیاحتیاطی کامل از برابر چشمان سربازان دشمن میخواهد فرار کند. او چرا باید این کار را انجام دهد؟ چرا نباید از همان راهی که آمده است، بازگردد؟ چرا خود را اینگونه به خطر میاندازد؟ اگرچه اینکه او چگونه و چطور بهسرعت و بدون دیدهشدن هم توانسته است وارد چادر پادشاه شود خود سوالی دیگر است که ما با آن مواجه میشویم. در ادامهی داستان نبردی که میان او و برادر پادشاه رخ میدهد هم همانقدر کلیشهای و سادهلوحانه است که عشق میان آنها. عشقی که قرار است تا پایان داستان با اتفاقاتی باز هم تکراری امتحان شود و درنهایت هم با رسیدن این دو عاشق تمام شود.
از سوی دیگر این فیلم بنا به تصاویری که هیچ وجه متمایز خاصی را ندارد و مانند تمام انیمیشنهای ساده و ابتداییای دیده میشود که اول بار دنیای سینما را متوجه خود کرده بود، جذابیت خاصی را هم برای دیده شدن در خود ندارد. بهویژه که امروزه تکنولوژیهای فراوانی برای ساخت تصاویری هرچه واقعیتر وجود دارد. این انیمیشن هیچ زحمتی برای ایجاد تصاویری زیبا و خاص را به خود نداده و ما با داستانی سطحی و آشفته که دارای تصاویری عادی و معمولیست مواجه میشویم که شاید تنها کودکانی اندک بتوانند آن را تا انتها تحمل کنند. اگرچه بهنظر میرسد داستان آشفته و بیهدف آن حتی این کودکان را هم خسته کند.