پوستر فیلم کوسا

رئالیسم هندی غریب‌ترین روایت میان هیاهوی بالیوود

کوسا
Kosa
محصول ۲۰۲۰ – هندوستان
ژانر درام
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

طی این چند سال چندباری به سینمای مستقل هند سری زده‌ایم و هر بار نیز پشیمان نشده‌ایم. سینماگران مستقل سینمای هند دائم در آثار خود تلاش می‌کنند مخاطب جهانی سینما را با روایت‌هایی روبه‌رو کنند که آن‌ها را حداقل در سینمای بدنه‌ی هندوستان تجربه نکرده‌اند. آن‌ها قصد ندارند دنیای قلابی رنگارنگ یا کاملاً سیاه عشاق و یکه‌بزن‌های بالیوود را دنبال کنند. شاید یکی از دغدغه‌های این نسل از سینماگران هندوستانی روایت‌های رئالیستی از جامعه‌ی هندی باشد؛ روایت‌هایی که یا توسط بالیوودی‌ها فراموش شده یا مستندسازهای غربی از آن‌ها چیزی جز سانتیمانتالیسم ارائه ند‌اده‌اند. در یکی از این آثار با روایتی رو‌به‌رو هستیم که سعی دارد رئالیسم را از طریق بدنه‌ی فاسد سیاسی و نظامی هندوستان تصویر کند.
«موهیت پریادارشی» روایت را با تک‌نماهایی از زندگی روتین «کوسا» آغاز می‌کند. البته قبل از این نماها از وضعیت تقابل ارتش و پلیس هندوستان با بومیان این منطقه نوشته‌هایی را روی تصویر می‌آورد. آنچه این کارگردان در این نوشتارها توضیح می‌دهد مربوط به مناطق جنگلی مرکز هندوستان است. در این مناطق گروه‌های چپ افراطی که مائویست‌ هستند ۵ دهه است که با حکومت مرکزی در نبرد هستند. در این میان فقط مردمان بومی این مناطق هستند که دائم از سوی حکومت مرکزی مورد اتهام‌های واهی قرار گرفته‌اند و هر بار تعدادی از آن‌ها توسط حکومت ربوده می‌شود.
ماجرای این فیلم نیز در باب یکی از همین روایت‌های محاکمه‌ای به‌ سبک کافکاست. کوسای نوجوان زیر نور آفتاب توسط مأموران پلیس ربوده می‌شود. آنچه در ادامه می‌بینیم تلاش کارگردان در صحنه‌سازی‌های حکومت در همه‌ی ارکان (از نیروهای پلیس تا نمایندگان و دادگاه) علیه این مردمان بومی است. کارگردان در کل اثر خود سعی کرده از نابازیگران نهایت استفاده را ببرد تا قاب‌ها رئالیستی‌تر شوند و مخاطب واضح‌تر با این تقابل نابرابر میان حکومت و مردمان بومی روبه‌رو شود. کارگردان در این اثر حتی یک قاب هم از مائویست‌های شورشی نشان نمی‌دهد و به‌سادگی آن‌ها را تبدیل به لولوخورخوره‌های حکومت برای بیرون راندن این مردمان از سرزمین اجدادی‌اشان کرده است.
اما آن چیزی که در این اثر خوب و قابل تأمل آزاردهنده است پرش‌های کارگردان در خط روایی است. این پرش‌ها بدون هیچ مقدمه یا نتیجه‌ای ما را با سکانس‌هایی دور از هم مواجه می‌کنند که گاه بسیار آزاردهنده هستند. در هر حال کلیت روایت تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد، اما برخی از این سکانس‌ها باعث خلق مونولوگ‌ها یا دیالوگ‌هایی کاملاً شعاری می‌شوند. این دیالوگ‌ها یا مونولوگ‌ها از آن جهت شعاری به‌حساب می‌آیند که کاراکتر هنگام ادای آن‌ها گویی حذف می‌شود و جای خود را به کارگردان می‌دهد. در این نوع تقابل‌ها مخاطب انتظار تماشای کارگردان را ندارد و دوست ندارد برای لحظه‌ای از کاراکتر و موقعیت جدا شود. اما در این فیلم چندبار چنین اتفاقی رخ می‌دهد.
کارگردان جوان هندی همه‌ی تلاش خود را کرده که در همان مسیر فیلم‌سازان مستقل هندی گام بردارد و باید گفت در این مسیر موفق بوده است. نقاط ضعف این اثر بیشتر در فرم بصری آن و برش‌های نامتوازنی است که در طول فیلم مشاهده می‌کنیم. اما این نقاظ ضعف کلیت روایت را بر ما نمی‌پوشانند و می‌توان امیدوار بود که این کارگردان جوان هندی بتواند در آثار بعدی خود روایت‌های ساختارمندتری ارائه دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟