پوستر فیلم کمپرومات

این فیلم چیزی جز بازی کودکانه‌ی کارگردان فرانسوی نبود

کمپرومات
Kompromat
محصول ۲۰۲۲ – فرانسه
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

بعد از شروع تهاجم روسیه علیه اوکراین، کشورهای اروپای غربی تازه به این فکر افتاده‌اند که روسیه چقدر بد است و پوتین همچون یک خون‌آشام به جان مردمان شرق اروپا افتاده است. یکی از این کشورها فرانسه است. سیاست‌های تغییرکرده‌ی اروپای غربی طی این دو سال آن‌قدر مضحک است که پای آن به درام‌های سینمایی نیز باز شده است. آقای «ژروم سل» یکی از کارگردان‌های متوسط سینمای فرانسه است که عهده‌دار این پروژه‌ی مضحک شده است.
داستان او در باب یکی از کاردارهای فرهنگی سفارت فرانسه در روسیه است که طی بازسازی سالن تئاتری قدیمی در منطقه‌ی سیبری هدف مافیای قدرت روسیه قرار می‌گیرد و پس از یک پرونده‌سازی به زندان می‌افتد. اینکه اروپا تازه به این نتیجه رسیده است که در حاکمیت پوتین چنین اتفاقاتی می‌افتد کمی خنده‌دار است و بیشتر شبیه گروتسکی عذاب‌آور می‌ماند. به‌نقل از خود روس‌ها طی سه دهه حکمرانی پوتین بر روسیه نزدیک به ۲۰ نفر از فعالین سیاسی مخالف حاکمیت پوتین به روش‌های مختلف به قتل رسیده‌اند و عده‌ی بسیار زیادی پس از پرونده‌سازی‌ به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شده‌اند. فیلم آقای ژروم سل حتی یک نهیب کوچک هم نیست. کاراکتر اصلی او «متیو روسل» است که زندگی ساده‌ای با همسر و تک‌دخترش دارد. او برای افتتاحیه‌ی این سالن تئاتر یک پرفورمنس را ارائه می‌دهد که نمایی از رابطه‌ی دگرباشان جنسی دارد. افراد ذی‌نفوذ منطقه که در این سالن حضور دارند همچون گرگ‌های زخم‌خورده نسبت به این اقدام به اصطلاح متهورانه واکنش نشان می‌دهند و متیو را به جرم کودک‌آزاری و نشر محتوای جنسی در اینترنت دستگیر می‌کنند. این روایت حتی عمقی را که خود کارگردان برای آن در نظر گرفته ندارد. مخاطب در برابر کاراکتری قرار دارد که با دیدن خیانت همسرش به روسیه مهاجرت کرده است و حال عاشق زنی روسی می‌شود که از قضا همسرش جانباز حمله به چچن و پدرشوهرش نیز عضو سابق کا.گ.ب بوده است. این درهم‌آمیختگی آن چیزی نیست که کارگردان فرانسوی بتواند از عهده‌ی آن برآید. تنها وظیفه‌ی او بدوی نشان دادن حاکمیت روسیه و به‌سخره گرفتن سیستم قضایی و گروگان‌گیر آن است. در این بین هیچ روایتی وجود ندارد؛ مردی که جاسوس نیست اما همچون جاسوسان سعی می‌کند از روسیه فرار کند و اتفاقاً فرار او با موفقیت هم انجام می‌شود.
شاید باید به آقای ژروم سل گفت که درام سیاسی لزوماً استفاده از یک اصطلاح سیاسی نیست. همان‌قدری که استفاده از اصطلاحات مهم است، پرداخت روایت نیز باعث جذب مخاطب می‌شود. اثر او متعلق به سینمای بدنه است و باید از ساختار حاکم بر آن تبعیت کند. اما کارگردان متوسط فرانسوی گویا از واکنش‌های برنامه‌ریزی‌شده‌ی رسانه‌ها به اثرش اطمینان کامل دارد. در نتیجه تنها کاری که باید بکند این است که به قصه آب بندد و در این میان ملودرامی ساده را به آن بچسباند. فیلم جدید آقای ژروم سل حتی هویت تجاری آثار قبلی او را نیز ندارد. شاید عده‌ای بگویند که سینمای فرانسه آن‌قدرها هم ساختار ضعیفی ندارد که بخواهد توسط کارگردان متوسطی چون ژروم سل دست به این تقابل فرهنگی و سیاسی بزند. اما در پاسخ باید گفت که به‌همان اندازه‌ای که فکر می‌کنید اتاق فکر پیچیده‌ای پشت ان آثار قرار دارد، همان‌قدر از جریان پشت این آثار دورتر می‌شوید. روسیه‌ی پوتین آن‌قدرها سیاس است که پشت جریان‌های انتخاباتی ایالات متحده و فرانسه کارزار درست کرده بود. اینکه چنین درام ضعیفی آن را احمق نشان دهد کمی خوش‌خیالی‌ست. در هر حال این درام آن چیزی نیست که بخواهد سیستم رنگ‌و‌رو رفته و مافیایی در حاکمیت روسیه را نشانه بگیرد. مخاطب می‌داند که برای بازنمایی رخدادهای تلخ این حاکمیت فاسد باید آثاری به‌مراتب قدرتمندتر و دارای قصه خلق شود. اینکه کارگردانی چون ژروم سل با بیان اینکه این حادثه اقتباسی ضعیف از روی رخدادی واقعی‌ست بخواهد از آب گل‌آلود ماهی بگیرد، حربه‌ای‌ست که در سینمای جدید به‌کار نخواهد آمد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟