پوستر فیلم تق‌تق

فرمالیسم دلهره

تق‌تق
Knocking
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

با نگاهی به کلیشه‌ی سینمای دلهره تعریفی از سینما در ذهن ایجاد می‌شود که طبق آن هرگاه کنش‌و‌واکنش‌هایی فراطبیعی یا درگیری انسان با موجوداتی انتزاعی را شاهد بودیم به خود بگوییم که یک فیلم از سینمای دلهره را تماشا کرده‌ایم. از سویی دیگر رمزآلودگی روابط انسانی و پنهان کردن برخی بدیهیات در پیرنگ اصلی روایت نیز می‌تواند ما را به سینمای دلهره برساند. اما زمانی که هیچ‌کدام از این‌ها رخ ندهد و مخدوش بودن ذهن کاراکتر اصلی نسبت به اتفاقات پیرامون‌اش بخواهد ما را وارد این فضا کند یکی از فاکتورهایی است که سینماگران فرمالیست دنیای سینما از جمله خانم «فریدا کمپف» استفاده می‌کنند تا درون‌مایه‌ی اثرشان را به ذهن مخاطب انتقال دهند.
«مولی» که به تازگی از بیمارستان روانی به درون جامعه بازگشته سعی دارد تا جایی که می‌تواند زندگی نرمالی را آغاز کند. فیلم حول این کاراکتر محوری می‌چرخد و دائم در حال آمد‌وشد بین ذهن او و دنیای بیرون است. این فیلم در خود نیازی به المان‌های کلیشه‌ی سینمای دلهره نمی‌بیند و در عوض با اکستریم‌کلوزآپ‌ها و تعلیق‌هایی که با مکث روی چهره‌ی مولی اتفاق می‌افتند دنیای خود را خلق کند. همه‌چیز مربوط به تق‌تق‌هایی است که مولی در آپارتمان خود از طبقه‌ی بالا می‌شنود. او اما نه به خود اعتماد دارد و نه همسایگان. همه‌چیز در این فیلم در مرز باریک بین توهم و واقعیت وجود دارد. مخاطب در سرتاسر پرده‌ی دوم روی این مرز در حال حرکت است و در هر سکانس انگشت شک خود را به‌سوی یکی از شخصیت‌ها نشانه می‌گیرد؛ گاه با مولی همراه می‌شود و گاه نگاه مشکوک همسایگان را دنبال می‌کند. اما هر چه هست در ذهن مولی و دنیای مخدوشی که در ذهن‌اش ایجاد شده می‌گذرد. کارگردان همان‌طور که روایت را پیش می‌برد با استفاده از تلفیق‌های کاملاً فرمالیستی به زندگی گذشته و نرمال مولی سرک می‌کشد. مخاطب از میانه‌ی پرده‌ی دوم دیگر می‌داند که باید قطعات این پازل را با دقت کنار هم بچیند تا بتواند به درک درستی از مولی و دنیای پیرامون او برسد. باید گفت که کارگردان در نیمه‌ی دوم فیلم خود نیز سعی ندارد با استفاده از کلیشه‌های جنایی و رازآلود به درست کردن این پازل بپردازد بلکه در نظر دارد با همین نگاه فرمالیستی مخاطب را در برابر پاسخی منطقی قرار دهد.
این فیلم روایت رهایی یک انسان دچار فقدان است و کارگردان سعی دارد با بازی نور و سایه آن‌قدر به او و دنیای‌اش نزدیک شود که متعاقب آن مخاطب نیز از دنیای پیرامون مولی رها شود. در نیمه‌ی دوم فیلم هر چه می‌بینیم مولی است و آن خط باریک میان واقعیت و توهم در ذهن‌اش. مولی در جنگ برای پذیرفتن واقعیتی دردناک است و کارگردان این سیر ذهنی را نه با موسیقی دلهره‌آور و جامپ‌اسکر بلکه با استفاده از قاب‌ و میزانسنی وسواس‌گونه تصویر کرده است. فیلم «تق‌تق» تلنگرهای ذهن مولی برای غرق کردن او در دریای دردی است که بارش بر دوش او سنگینی می‌کند. مخاطبی که در دنیای دلهره به‌ دنبال کشف‌و‌شهودی تصویری است از این اثر مشتاقانه استقبال خواهد کرد.